منِ ایده آلِ توی ذهن...

همه ی ما توی زندگی مون یه سری هدف داریم. یه سری اهدافی که رسیدن به اونا آرزوی همه ی ماست. حداقلش اینه که من اینطوریم. شما رو نمی دونم!

من و مطمئنا خیلی از شما یه انسان ایده آل رو همیشه توی ذهنامون متصوّریم. یه آدمی که اگه مثل اون بودیم دیگه هیچی از این دنیا نمی خواستیم. این آدم تو ذهن هرکس یه سری ویژگی های منحصر به فردی داره. یکی فلان زبان رو بلده. یکی یه آدم معروفه. یکی فلان جایزه علمی رو برده. یکی خیلی خر پوله! حتی ممکنه این آدم واسه بعضیا یه نفری باشه که تو امور معنوی درجه خیلی بالایی داره.

شما هم این آدمو تو ذهنتون دارید. مگه نه؟ دیدید گفتم!

حالا از اینا بگذریم. این که این آدم چه ویژگی هایی داره اصلا مهم نیست. چیزی که اهمیت داره اینه که آیا ما تو آینده به سطح اون آدم می رسیم یانه. حالا اینجاست که راه ما از هم جدا میشه!

خیلی از ما فقط به تماشای اون فرد از دور بسنده می کنیم و حتی به رسیدن به اون آدم فکر هم نمی کنیم. افرادی که تو این گروه دسته بندی میشن دائما در حال تکرار یه سری جملاتن:«ول کن بابا!، حسش نیست، مگه تو ایرانم میشه به جایی رسید!؟؟؟»

بقیه مون هم میشیم دو گروه. افراد تو هر دوتا گروه واسه رسیدن به اهدافشون تلاش می کنن. ولی چرا یه سری از اونا به آرزوشون میرسن ولی بقیه نه؟ یه ذره فکر کنین.

دلایل زیادی واسه نرسیدن به هدف وجود داره ولی یه دونه از اونا به نظرم شاخص تره. تفاوت این دو گروه تو نوع قدم برداشتنشونه! اشکال خیلی از ما اینه که می خوایم یه شبه به هدفمون برسیم.

واسه قطع کردن یه درخت با قطر خیلی زیاد دو تا راه وجود داره. یه راه اینه که صبح تا شب وایسیم و تبر بزنیم که در این حالت معمولا بعد از سه روز خسته میشیم. یه راهم اینه که به مدت چند سال روزی دو سه تا تبر بزنیم ولی این روشمون رو قطع نکنیم و ادامه بدیمش. شاید خیلی طول بکشه ولی بالاخره به هدفمون می رسیم.

کسی که حتی خیلی هم عزم و اراده نداره تو راه اول به مشکل بر می خوره اما این راه دوم رد خور نداره!

امیدوارم هممون بشیم همونی که می خوایم. شما هم با این راه موافقید؟ آدم توی ذهن شما چه خصوصیاتی داره؟ چطور به اون آدم می رسید؟



راستی اگه فکر کردید من دیگه اینجا نمی نویسم و ولش کردم کور خوندید! خخخ

من به این راحتی ویرگول رو پیدا نکردم که به این راحتی از دستش بدم.

هنوز خیلی کارا با هم داریم.

یا علی