دربارۀ حیات، سه واقعیت است که لازم می دانم یادآوری کنم. واقعیت اوّل آن که، هستی و عالم وجود به شکل تدریجی تکامل یافته است. عالم وجود در آغاز، هیچ ساختاری سازنده نداشته است. یعنی کهکشان ها وجود نداشته، ستارگان و سیارگانی نبوده، مولکول و اتمی هم در کار نبوده است. خلاصه آن که عالم، غیر ساختارمند بوده ولی امروزه وقتی به عالم هستی نگاه می کنیم جهانی قویاً ساختارمند با کهکشان ها، ستارگان، سیارگان، مولکول ها و اتم ها می بینیم. جهان هستی حالا از لحاظ نظم و ساختار، قابل توجه است. به عبارتی دیگر، تاریخ هستی، بیانگر این است که مادّۀ اولیۀ غیر ساختارمند به تدریج به ساختارهای منظم باشکوهی تبدیل شده است. گویی که غریزۀ ساختارمندی در نهاد مادّۀ اولیۀ جهان وجود داشته است. البته این نظر من است و برای خودم معتبر می باشد و خوب می دانم که بسیاری از دانشمندان در این نظر تردید دارند. ولی من معتقدم یک نوع تمایل یا غریزۀ کورکورانه یا هر چیز دیگری در نهاد مادۀ اولیه برای ساختارمندی وجود داشته است.
واقعیت دوم این است که بدن ما عمیقاً با این ساختار مرتبط است. اتم هایی که مغز ما را تشکیل می دهد، ستارگان را تشکیل داده و تقریباً در همۀ کائنات، وجود دارد. از آغاز بیگ بنگ تا جهان ساختارمند امروز مرحله به مرحله می بینیم که چگونه نیروهای مختلف طبیعت با نیروی جاذبه همکاری کرده اند تا ستارگان و سیارگان به وجود آید. با نیروی هسته ای همکاری کرده اند تا اتم های جدید ساخته شود. با مشاهدۀ کائنات در می یابیم که نظام هستی همچون کارگاهی است که هدفش ایجاد اشیاء پیچیده تر و کامل تر است. از نظر من، پیدایش هوش انسانی و آگاهی، سازندۀ تاریخی هماهنگ و روشمند است. و ما انسان ها، نتیجه و برآمده از این تاریخ طولانی آفرینش هستیم.
سومین واقعیت زندگی، همان تهدیدی است که پیش از این، یادآوری کردیم. یعنی این تاریخ زیبای آفرینش مورد تهدید دو عامل: جنگ اتمی و ششمین انقراض قرار دارد. باید همۀ بشریت دست در دست هم داده و از وقوع این دو تهدید جلوگیری کند. ما باید زمینه را برای آفرینش های جدیدتر و پیچیده تر در جهان هستی فراهم نماییم.
نتیجه ای که از این سه واقعیت می گیریم این است که مسئولیت ما تلاش برای جلوگیری از وقوع پایان زشت به این تاریخ زیبا است. نکتۀ دیگر این که فقط ما انسان ها این مسئولیت را بر عهده داریم زیرا ما تنها گونۀ حیوانی هستیم که می توانیم طبیعت و تنوع زیستی را نجات دهیم.
آن چه گفته شد، دیدگاه شخصی من از زندگی است که دانشمندان دیگر با آن موافق نیستند ولی این نظر من است.
سخن پایانی: دوستان عزیز! خواهشمندم نظرتان دربارۀ مسئولیت ما در برابر تهدید ششمین انقراض و جنگ اتمی در کامنت ها بنویسید.