ویرگول
ورودثبت نام
بیتا علی نیا
بیتا علی نیادر زیر چادر مشکی، باروپوش سفید، درنیایی صورتی آذین بسته به کتاب، شعر و احساس، تنهایی سفر می کنم.... _Alinia♡
بیتا علی نیا
بیتا علی نیا
خواندن ۱ دقیقه·۸ ماه پیش

اجتماعی

وقتی ایران، تایتانیک می‌شود...

این روزها حال و هوای کاپیتان تایتانیک را دارم...
تایتانیک دارد ضربه می‌خورد.
از کوه یخ و از خشکسالی.
از مسافران درجه یکی که نمی‌دانند چند طبقه پایین‌تر، بقیه چطور زنده می‌مانند...
از ثروتمندی که چشم‌هایش را روی وضعیت کشتی بسته و فقط درخواست نواختن ویولن دارد...
از ملوان‌هایی که تصمیم نجات دارند، اما نه برای همه. فقط برای تعداد محدودی...
آن‌هایی که الماس دارند. آن‌هایی که ماشین‌های انگلیسی‌شان در بخش انبار کشتی جا خوش کرده‌اند.

و من؟
من فقط می‌توانم نظاره‌گر باشم.
چه غم‌انگیز...

بعضی‌ها اصل ماجرا را فراموش کرده‌اند و با نواختن، سعی در پوشاندن واقعیت دارند.
شاید کشتی هنوز غرق نشده باشد،
اما اگر گوش‌هایمان را از صدای ویولن دور کنیم،
صدای شکستن بدنه را خواهیم شنید...


_Alinia♡

تایتانیکفیلمایرانسیاستهنر
۱
۰
بیتا علی نیا
بیتا علی نیا
در زیر چادر مشکی، باروپوش سفید، درنیایی صورتی آذین بسته به کتاب، شعر و احساس، تنهایی سفر می کنم.... _Alinia♡
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید