دو برادر ، یکی خدمت سلطان کردی و دیگری به زور بازو نان خوردی. *معنی : دو برادر بودند که یکی برای پادشاه کار می کرد و به او خدمت میکرد و برادر دیگر ، با تلاش و کوشش خودش مخارج زندگی را بدست می اورد و زندگی را می گذراند ----- باری توانگر گفت درویش را که تو چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی؟ *معنی : خلاصه ، برادر ثروتمند به برادر فقیر گفت تو چرا تو پادشاه خدمت و چاکری نمی کنی تا از سختی و رنج کار کردن راحت شوی ؟ ----- گفت :« تو چرا کار نکنی تا از مذلت خدمت ، رهایی یابی که خردمندان گفته اند نان خود خوردن و نشستن به که کمر زرین بستن و به خدمت ایستادن » *معنی : برادری که با تلاش و کوشش خودش زندگی می کرد گفت :« تو چرا کار و تلاش نمی کنی تا از خواری چاکری نجات پیدا کنی ؟ چون خردمندان می گویند : باید از دست رنج خود زندگی را گذراند زیرا بسیار بهتر از خدمت کردن به پادشاه است -------------------------------------------------- ::: معنی ابیات ::: ?? به دست اهن تفته کردن خمیر *** به از دست بر سینه پیش امیر *معنی : اهن داغ را با دست نرم کردن بهتر از خدمت به پادشاهان است ----- عمر گران مایه در این صرف شد *** تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا *معنی : عمر ارزشمند به خاطر تفکر به غذای تابستان و لباس زمستان هدر رفت ----- ای شکم خیره به نانی بساز *** تا نکنی پشت به خدمت دوتا *معنی : ای شکم گستاخ ! به لقمه نانی قانع باش تا نخواهی بر دیگران تعظیم کنی -------------------------------------------------- ::: معانی کلمات :::?? باری = خلاصه توانگر = ثروتمند درویش = فقیر خدمت = کار کردن برای کسی مذلت = پستی زرین = چیزی که از زر ساخته شده باشد ، به رنگ طلایی شتا = تابستان صیف = زمستان خیره = لجباز ، گستاخ دوتا = خم مشقت = سختی -------------------------------------------------- ::: پیام درس ::: ?? سعی و تلاش کنید و با ازادی و کوشش به اعتبار برسید و همچنین قانع باشید و قناعت کنید