
ساحل به کارگردانی حسن وحید دستجردی نمایشی است که تا 3 تیرماه در تالار هنر اصفهان به روی صحنه میرود. این نمایش با همهی الکن بودنِ خود ثابت میکند ایرانیان چگونه برای منافعِ ملّی حاضر میشوند جان و عشقِ خود را ایثار کنند. در برخوردِ ابتدایی با این نمایش با یک سری تغییرِ صحنهها و میانپردههای اضافی طرف میشویم که در کنارش همهی آن بزن بکوبهای محلّی را زائد کرده. این نمایش میتواند در یک مونولوگ خلاصه شود!: منِ ساحل بیست سال خود را به نابینایی زدم و دیدم که برادرم از پشت به عشقم خنجر زد یا دیدم آن کلنل چگونه سرِ مردم و پیرِ معتمدشان کُلاه گذاشت. نمایش یک غمِ بزرگ بر دلِ من نشاند. اگرچه شبِ اولش بود و این نباید برای مخاطب مهم باشد که من و امثالِ من راجع به آن چه مینویسم، امّا استقبالِ اندکِ تماشاگران از آن یک بیلطفیِ بزرگ است. این نمایش نامِ خلیج فارس را به دوش میکشد. از بندر و مردمِ زجر دیدهاش میگوید. برای ایران و منافعش در حرکت است و آن هنگام مردم باید پای کارِ چُنین نمایشهایی ایستاده برای عواملش دست بزنند تا غربیها برای قُبحشکنیها و بد گُفتن از جامعهی ایرانی 13 دقیقه ایستاده کسی را تشویق نکنند و...
متن کامل را در روزنامهی اینترنتی برداشت بلندبخوانید.
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.