ویرگول
ورودثبت نام
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانینویسنده کتاب های: وقتی اوفیلیا می گرید، در جست و جوی سینما(مجموعه مقالات سینمایی)، احتکار احساسات، جغله و حسن یوسف
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانی
خواندن ۱ دقیقه·۸ ماه پیش

نقدی بر نمایش ساحل

ساحل به کارگردانی حسن وحید دستجردی نمایشی است که تا 3 تیرماه در تالار هنر اصفهان به روی صحنه می‌رود. این نمایش با همه‌ی الکن بودنِ خود ثابت می‌کند ایرانیان چگونه برای منافعِ ملّی حاضر می‌شوند جان و عشقِ خود را ایثار کنند. در برخوردِ ابتدایی با این نمایش با یک سری تغییرِ صحنه‌ها و میان‌پرده‌های اضافی طرف می‌شویم که در کنارش همه‌ی آن بزن بکوب‌های محلّی را زائد کرده. این نمایش می‌تواند در یک مونولوگ خلاصه شود!: منِ ساحل بیست سال خود را به نابینایی زدم و دیدم که برادرم از پشت به عشقم خنجر زد یا دیدم آن کلنل چگونه سرِ مردم و پیرِ معتمدشان کُلاه گذاشت. نمایش یک غمِ بزرگ بر دلِ من نشاند. اگرچه شبِ اولش بود و این نباید برای مخاطب مهم باشد که من و امثالِ من راجع به آن چه می‌نویسم، امّا استقبالِ اندکِ تماشاگران از آن یک بی‌لطفیِ بزرگ است. این نمایش نامِ خلیج فارس را به دوش می‌کشد. از بندر و مردمِ زجر دیده‌اش می‌گوید. برای ایران و منافعش در حرکت است و آن هنگام مردم باید پای کارِ چُنین نمایش‌هایی ایستاده برای عواملش دست بزنند تا غربی‌ها برای قُبح‌شکنی‌ها و بد گُفتن از جامعه‌ی ایرانی 13 دقیقه ایستاده کسی را تشویق نکنند و...

متن کامل را در روزنامه‌ی اینترنتی برداشت بلندبخوانید.

ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.

نمایشخلیج فارسمنافع ملینقد تئاترساحل
۰
۰
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانی
نویسنده کتاب های: وقتی اوفیلیا می گرید، در جست و جوی سینما(مجموعه مقالات سینمایی)، احتکار احساسات، جغله و حسن یوسف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید