تغییر و تحول ذهنی با کنار گذاشتن تفکر پولکی

یکی از محورهای اصلی #تفکر و #تصمیم_گیری ما، <پول> است به موارد زیر توجه کنید:

+ وقتی می خوایم به یکی کمک کنیم، اولین چیزی که به ذهنمون می رسه، کمک مالی است

+ وقتی یک نفر به ما کمک مالی میکنه، بنظرمون بسیار ارزشمندتره نسبت به وقتی که یک نفر اطلاعات و دانش خودش رو در اختیارمون قرار میده

+ خرج کردن پول برامون دردناک تره تا خرج کردن وقت یا اعتبار خودمون

+ اگر محصول یا خدماتمون فروش نره، اولین راه حلی که به ذهنمون میرسه اینه که قیمتش رو کاهش بدیم

+ وقتی در سازمان یا پروژه می خوایم شاخص تعیین کنیم، میریم سراغ شاخص های ریالی مثل هزینه های انجام شده، کارکرد افراد، میزان فروش، میزان سود و کمتر به شاخص هایی مثل رضایت کارکنان یا رضایت مشتری توجه داریم

+ در عقد قرارداد با یک شرکت، مهم ترین فاکتور برامون میزان سرمایه و وضع مالی شرکته، تا فرآیندها و منابع انسانی

+ تنها محور بسیاری از مذاکرات ما بحث پول و قیمت است که مذاکرات را به چانه زنی و مسابقه طناب کشی شبیه می کند. اگر محورهای دیگری مثل زمان تحویل، گارانتی، هزینه ارسال یا فرصت های همکاری دیگر را مطرح کنیم، مذاکراتمان به حالت برنده-برنده نزدیک تر خواهد شد.

+ وقتی می خوایم یک شرکتی مشغول به کار بشیم، بیشتر میزان حقوقش برامون مهمه تا محیط شرکت و امکانات رشد و پیشرفت.

+ به چند نفر از دوستانتون بگین که هفته بعد قراره یک کارگاه درباره شخصیت شناسی یا توسعه فردی برگزار بشه، اولین سوالی که میپرسه چیه... هزینه ش چقدره؟

...

من فکر می کنم اگر در همه این تفکرات و تصمیم گیری ها، محورها و معیارهای دیگری غیر از پول به تصمیماتمون اضافه کنیم، می تونیم به نتایج بسیار بهتری برسیم که در آینده براحتی قابل تبدیل به پول بیشتر خواهند بود.