
طلا به ۵۵۰۰ دلار و نقره به ۱۱۵ دلار در هر اونس رسید. رکوردی تاریخی که تحلیلگران آن را نشانه بحران اعتماد به سیستم پولی جهانی میدانند. قیمت این دو فلز گرانبها با وجود قرار گرفتن در محدودههای تاریخی، هنوز وارد فاز اصلاح معنادار نشدهاند. عامل اصلی تثبیت این سطوح، تضعیف مداوم دلار آمریکاست.
افت ارزش دلار نقش مستقیمی در تقویت قیمت هر دو فلز گرانبها داشته است. این روند جریان سرمایه را از داراییهای دلاری، به سمت داراییهای فیزیکی و پوششدهنده ریسک هدایت کرده است. در چنین شرایطی جایگاه دلار بهعنوان ارز ذخیره جهانی، بیش از گذشته زیر فشار تردیدهای ساختاری قرار گرفته است.
عبور نقره از محدوده ۱۱۵ دلار در هر اونس و تثبیت طلا در حوالی ۵۵۰۰ دلار، در فضایی رخ داده که بازارها در حال ارزیابی مجدد ریسکهای ناشی از سیاستهای تجاری و ژئوپلیتیکی دولت ترامپ هستند.
جولیا خاندوشکو مدیرعامل Mind Money، معتقد است اگرچه طلا ممکن است در کوتاهمدت با اصلاح قیمتی مواجه شود. اما ساختار کلی بازار همچنان به نفع روند صعودی باقی مانده است. به باور او کاهش وابستگی به دلار و سیاستهای انبساطی بانکهای مرکزی، طلا را به یک دارایی امن تثبیت کردهاند. تقاضای پایدار از سوی کشورهای در حال توسعه نیز از این روند پشتیبانی میکند.
در کنار این عوامل، تردیدها درباره پایداری بدهی آمریکا و افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی نیز وجود دارد. فشارهای سیاسی بر استقلال فدرال رزرو این تصویر را کاملتر میکند. مجموع این عوامل نشان میدهد که حمایت از قیمت طلا صرفاً ناشی از یک شوک مقطعی نیست، بلکه به مجموعهای از ریسکهای ساختاری در اقتصاد جهانی گره خورده است.
از آوریل ۲۰۲۵ با شدت گرفتن سیاستهای تعرفهای دولت ترامپ، بخشی از سرمایه جهانی وارد فاز کاهش مواجهه با داراییهای آمریکایی شده است. این روند مستقیماً به نفع طلا و نقره تمام شده است.
لینه تران تحلیلگر بازار در ایکس اس(.COM)، معتقد است که اهمیت روزافزون طلا اکنون بهطور ملموس در ترکیب ذخایر جهانی منعکس شده است. او در یادداشتی مینویسد که رشد قیمت طلا صرفاً واکنشی به نگرانیهای مقطعی بازار نیست. این رشد بازتاب تغییر تدریجی اعتماد به چارچوب پولی و مالی جهانی است. تغییری که به بازتعریف نقش طلا در سیستم مالی بینالمللی منجر شده است.
از نگاه او، مسیر آینده طلا به یک متغیر منفرد مانند نرخ بهره یا دلار آمریکا محدود نمیشود. بلکه بیش از هر چیز به ثبات کلی نظام پولی و مالی جهانی وابسته است. بازار در حال برخورد با طلا بهمثابه یک دارایی استراتژیک است، نه صرفاً ابزاری برای محافظت در برابر نوسانات کوتاهمدت.
سقوط ارزش دلار در این بازه فراتر از نوسانات معمول بازار بوده است. در سال ۲۰۲۵ شاخص دلار آمریکا، یکی از ضعیفترین عملکردهای خود در بیش از ۵۰ سال اخیر را ثبت کرد. این شاخص با افت حدود ۹.۴ درصدی از محدوده ۱۰۸.۵ واحد در دسامبر ۲۰۲۴ به نزدیک ۹۸.۳ واحد در پایان سال رسید.
روند نزولی در آغاز سال میلادی جدید نیز ادامه یافت. شاخص دلار در ژانویه ۲۰۲۶ نزدیک به ۲ درصد دیگر کاهش یافت و در هفته سوم ژانویه به کف چندساله ۹۵.۵۵ واحد رسید. این افت همزمان با اظهارات دونالد ترامپ رخ داد که اعلام کرد نگرانی نسبت به کاهش ارزش دلار ندارد.
با وجود این تحلیلگران بر این باورند که بیاهمیت جلوه دادن افت دلار، ریسکهای واقعی آن را از بین نمیبرد. کاهش قدرت خرید دلار از یک سو فشارهای تورمی را افزایش میدهد، و از سوی دیگر جذابیت طلا را بهعنوان ابزار حفظ ارزش و حفاظت در برابر تورم استحکام میبخشد.
آرون هیل تحلیلگر ارشد بازار در FP Markets، تصریح میکند که ضعف دلار اگرچه میتواند به نفع صادرات آمریکا باشد، اما در مقابل فشارهای تورمی را تشدید میکند.او اشاره میکند که کاهش ارزش دلار، هزینه واردات را افزایش میدهد. این افزایش بهویژه برای کسبوکارهایی که به مواد اولیه وارداتی وابستهاند، در نهایت به مصرفکننده منتقل میشود.
هیل همچنین اشاره میکند که غیرقابل پیشبینی بودن سیاستهای دولت ترامپ، فضای عدم قطعیت را تشدید کرده است. این سیاستها از تهدیدهای تعرفهای گرفته تا اظهارات بحثبرانگیز درباره گرینلند را شامل میشود. سرمایهگذاران در نتیجه به کاهش مواجهه با داراییهای آمریکایی روی آوردهاند. روندی که هم به تضعیف بیشتر دلار دامن میزند و هم میتواند فشارهای تورمی را افزایش دهد.
فراتر از افت دلار آمریکا برخی تحلیلگران نسبت به فرسایش اعتماد به پولهای کاغذی در سطح جهانی هشدار میدهند. بازارها همچنان به نوسانات اخیر در بازار اوراق قرضه ژاپن واکنش حساس نشان میدهند. این نوسانات،نگرانیها درباره ریسکهای نقدینگی و شکنندگی سیستم مالی جهانی را اوج بخشیده است.
گای ولف رئیس جهانی تحلیلهای بازار در Marex، معتقد است که ترس از کاهش ارزش ارزها میتواند برای سالها از قیمت طلا حمایت کند، چرا که بازتخصیص سرمایه به طلا فرآیندی تدریجی و زمانبر است. به عقیده او، سرمایهگذاران خصوصی بار دیگر به طلا روی آوردهاند. نهتنها بهعنوان سپر در برابر کاهش ارزش پول، بلکه بهعنوان ابزاری برای پوشش ریسکهای ژئوپلیتیکی و نااطمینانیهای کلان اقتصادی.
ولف تأکید میکند که رشد قیمت طلا صرفاً نتیجه ضعف دلار آمریکا نیست. این رشد بازتابی از کاهش اعتماد جهانی به پولهای کاغذی است. موضوعی که باعث شده طلا تقریباً در برابر تمامی ارزهای اصلی جهان تقویت شود.
نیتش شاه، رئیس تحقیقات کالاها و اقتصاد کلان در WisdomTree، معتقد است که قیمت طلا تا پایان سال میتواند فراتر از سطوح فعلی حرکت کند. در ارزیابی او مدلهای تحلیلی WisdomTree همچنان توصیه میکنند سرمایهگذاران بین ۱۵ تا ۲۰ درصد از پرتفوی خود را به طلا اختصاص دهند.
این سطح از تخصیص، با توجه به اندازه عظیم بازار اوراق قرضه جهانی، اهمیت ویژهای دارد. حتی تغییرات جزئی در آن میتواند اثرات چشمگیری بر قیمت طلا داشته باشد. شاه تصریح میکند: «منطق قیمت فعلی طلا کاملاً قابل درک است. تهدیدی جدی متوجه وضع موجود و معماری سیستم پولی جهانی شده است، بهویژه در شرایطی که نقش دلار آمریکا بهعنوان ارز ذخیره جهانی بیش از گذشته زیر سؤال رفته است.»
در مقابل، برخی تحلیلگران نسبت به ادامه روند صعودی طلا و نقره هشدار میدهند. آنها معتقدند که قیمتهای فعلی ممکن است بخشی از یک حباب کوتاهمدت باشد که با اصلاحات شدید همراه خواهد شد. این دیدگاه، سرمایهگذاران را به احتیاط و تنوعبخشی بیشتر به سبد داراییشان فرا میخواند.
طلا بهعنوان پایه حفظ ثروت
جهش طلا و نقره تنها نتیجه ضعف دلار نیست. بازارها کاهش اعتماد به نظم پولی جهانی را قیمتگذاری میکنند. موضوعی که داراییهای مبتنی بر پولهای کاغذی را تضعیف کرده است. کاهش وابستگی به دلار و افزایش ریسکهای کلان نشان میدهد سرمایه در حال خروج از کنترل سیاستگذاران است.
در این فضا، طلا از یک ابزار پوشش ریسک فراتر رفته و به پایهای برای حفظ ثروت تبدیل شده است. تحلیلگران انتظار دارند این روند در ماههای آینده ادامه یابد، مگر آنکه تحولات ساختاری در سیاستهای پولی و مالی بینالمللی رخ دهد.