ادامه تحصیل بعد از 5 سال دوری از درس

دوباره از یه جایی به بعد تصمیم گرفتم ادامه تحصیل بدم و رفتم جلو، بعد از 5 سال که لای هیچ کتاب درسی دانشگاهی رو باز نکردم و واقعا تجربیات ارزشمندی پیدا کردم هم تو زندگی و هم تو کار و اینا رو مدیون نرفتن به دانشگاه هستم، فضای دانشگاه یه فضای آکادمیک هست و متاسفانه دانشگاه های ایران سیستمشون جوری نیست که بتونی همزمان با تحصیلت کار مرتبط با اون تحصیلتو انجام بدی، اگرم هست خیلی کم هست و شاید بیشتر باید از وقت خودت مایه بزاری و انرژی دوچندان و شب بیداری و خستگی ناپذیری و مدیریت زمان کنی تا بتونی همزمان هم کار کنی و هم درست رو به خوبی پیش ببری و خللی هم در هیچ کدوم پیش نیاد، واقعا باید گفت متاسفانه و تاسف خورد که دانشگاه ارتباطش با صنعت و تکنولوژی کاربردی عملا قطعه و دانشگاهیا هم روحیاتشون کلا یه داستان جداگانه از فضای کسب و کاره، حالا من چرا تصمیم گرفتم ادامه تحصیل بدم.

صادقانه بگم دلم واسه همین فضای آکادمیک تنگ شده بود، چون فضای کسب و کار میتونه بعد از یه مدت شما رو عادت بده به ثابت موندن، گرچه همه شرکتا اینجوری نیستن ولی واسه من که متوسطم و در شرکت های درجه یک فرصت کاری برام نیست، واقعا سخته که پیشرفت کنم و همزمان بتونم کار هم بکنم، الان یک ماه از سال تحصیلی میگذره و من تونستم تو این یه ماه با فضایی که وجود داشت یه زبان برنامه نویسی که قبلا خیلی دوست داشتم برم سمتش و یاد بگیرم رو واردش بشم و باهاش کد نویسی انجام بدم و راضیم اگه حتی آورده دانشگاه اومدنم همین باشه، همین که فضایی وجود داره که میشه مهارت های برنامه نویسیت رو مثلا بالا ببری، گرچه به نظرم با یه دوره یودمی میشه همین رو یاد گرفت و خیلی بهتر حتی از دانشگاه ولی این که یکی بیاد بهت درس بده و تمرین حل کنی و تو رو پیش ببره خودش خیلی خوبه و عالیه.

یکی دیگه از بهترین حسن های دانشگاه اینه که توش با آدمای مختلف و جدید میتونی آشنا بشی و ارتباطات جدید میتونه راه های جدید پیش پات قرار بده، راه های جدید! آره همین که بتونی با یه آدمی که 3 سال مثلا توی آمریکا زندگی کرده صحبت کنی و نظرش رو در مورد مهاجرت به اونجا بفهمی و اونم تجربیات عینیش رو بهت منتقل کنه خودش یه حسن خیلی مثبته.

این که بتونی ارتباطاتت رو هدفمند زیاد کنی و ازشون استفاده مثبت کنی یه هنره و در واقع راه موفقیت از همین مسیره. شاید جالب باشه براتون اینو بدونید که توی کشوری مثل کانادا هم برای این که بتونی شغل خوبی رو تصاحب کنی علاوه بر پیش شرط مهارت تو اون شغل باید ارتباطاتت رو گسترش بدی و کیفیت ارتباطاتت آینده شغلیت رو تعیین میکنه.

این حق رو برای خودم قائل شدم از روز اولی که وارد دانشگاه میشم تا زمانی که احساس کنم دانشگاه برام مفیده ادامه تحصیل بدم و از روزی که واقعا به نتیجه برسم که وقت تلف کردنه بی خیالش بشم و دیگه برام هیچی مهم نیست.

یه مشکلی که هم توی دانشگاه همه دارن :) درس خوندن بالاجبار هست و واحدهایی که باید سر یه مدت زمان معینی تعیین و تکلیف بشن، کاش میشد روزی دانشگاه های ما به این نتیجه برسن که قبل از انتخاب واحد استاد بیاد و واحدا رو تو یه جلسه معرفی کنه و توضیح بده و اون وقت کسی که از اون درس خاص خوشش نیومد بتونه این انتخاب رو بکنه که این درس رو برداره یا نه و به نوعی خودش تعیین کنه که چی پاس کنه، ولی متاسفانه این قضیه به هیچ وجه قابل پیاده سازی نیست چون مشکل از وزارت علومه و بخش نامه های بدون فکرش.