بسم الله الرحمن الرحیم
برای تبیین معضلات و مشکلات اجتماعی روشهای مختلفی وجود دارد. ولی یکی از بهترین روشها بیان آن معضل توسط خود آن جامعه است. اگر در ایران یا هر کشور دیگری بهترین و باکیفیتترین مستندها درباره بحران جنسیتی در غرب ساخته میشد باز هم بهاندازه مستندی که در خود غرب ساخته شود تأثیر نداشت. مستند «زن چیست؟» در سال 2022 توسط یک نشریه آمریکایی به نام «دیلی وایر» و به کارگردانی «جاستین فولک» ساخته شده است. چیزی که معمولاً از یک مستند انتظار داریم مجموعهای از تصاویر واقعی و بایگانی شده و یک صدای زیبا برای یک روایت جدی است؛ اما مستند زن چیست دارای داستانپردازی، آرایههای سینمایی و درونمایه طنز است که آن رابه عنوان یک مستند، جذابتر میکند. درعین حال این ویژگیها لطمهای به قالب کلی یعنی «مستند» وارد نکرده است. مستند با طرح یک سؤال در فضای برابری جنسیتی غرب شروع میشود. اجرای مستند برعهده متیو والش نویسنده نشریه دیلی وایر است که بهعنوان یک محقق و نویسنده و البته پدر یک خانواده به دنبال جواب این سؤال میگردد که «زن چیست؟»؛ گرچه در همان ابتدای مستند، کسانی که قائل به برابری جنسیتی هستند را احمق میخواند که به جنبه طنز کار برمیگردد. این مستند بهخوبی به تصویر میکشد که نظریه برابری جنسیتی در غرب بیشتر یک بحران جنسیتی است. بحرانی که امروز دگرباشان جنسی و همجنسبازان پرچمدار آن هستند. این بحران مجموعهای از نظریات است که از فمینیست و برابری جنسیتی شروع میشود و به همجنسبازی و دگرباشی ختم میشود. طرفداران این تفکر میگویند هر انسانی میتواند هرآن چیزی باشد که خودش فکر میکند؛ نهتنها در جنسیت حتی در هویت. این امر واقعیت همان فرد است و سایر افراد جامعه نیز باید به آن احترام بگذارند. مثلاً وقتی یک انسان سبیلکلفت فکر میکند که یک زن است همه باید به این فکر او احترام بگذارند. یا یک خانم حق ندارد به او بگوید تو مردی و نمیتوانی وارد رختکن یا دستشویی زنانه بشوی. مخالفت با چنین فردی برابر است با ترنسهراسی و در بعضی موارد جرم تلقی میشود.
اما آن چیزی که در این مستند بهخوبی به تصویر کشیده شده است، بیجوابی سردمداران این جریان اعم از سیاستمداران، پزشکان، حامیان و... در برابر سؤالاتی است که درباره آن مطرح میشود. مثلاً اینکه چرا باید هر چیزی که افراد میگویند را قبول کنیم؟ از کجا معلوم دروغ یا اشتباه نباشد؟ چرا بقیه هم مجبورند به این انتخاب احترام بگذارند؟ پس واقعیت چه میشود؟ یعنی تصور هزاران ساله بشر مبنی بر دوگانه و ثابت بودن جنسیت از بدو تولد اشتباه بوده است؟ و اصلاً زن چیست؟
کمکم کار از پیداکردن پاسخ برای یک سؤال ساده به سؤالات چالشبرانگیزتر میرسد. مثلاً اینکه چرا این تفکر منحط باید در مدارس به کودکان تعلیم داده شود؟ چرا باید کودکان و نوجوانان که هنوز از قدرت تصمیمگیری مطلوبی برخوردار نیستند در مورد این مسئله تصمیم بگیرند که دوست دارند دختر باشند یا پسر؟ چرا یک کودک در این سن باید به این فکر کند که عمل تغییر جنسیت انجام بدهد یا نه؟
سؤال بعدی که دریچه جدیدی را برای بیننده میگشاید این است که اصلاً این تفکرات از کجا شروع شده است؟ یک گذشته تاریک و مخفی شده و مجموعهای از تحقیقات تقلبی و مردود که عدهای نخواستند نادرست بودن آنها فاش شود. همان دستهای پشت پردهای که ردشان در همه معضلات و انحرافات غرب دیده میشود. دستهایی که منفعتشان در این است که انسان، انسان نباشد.
اما مسئلهای که بهعنوان منشأ این معضل و بحران در این مستند به آن اشاره میشود بحران شناختی غرب است. اگرچه به طور مفصل به آن پرداخته نشده است ولی برای اهلعلم بهوضوح قابل رویت است که این بحران جنسیتی در اصل ولد نامشروعی از همان بحران شناختی در غرب است. بحرانی که فلاسفه غرب پدر آن هستند و باعث شدند که حقیقت و واقعیت در غرب بیمعنی و سیال شود، مثل همین جنسیتهای سیال. سازندگان مستند نیز نهایتا معتقدند که این بحران ذینفعانی دارد که تمام تلاش خود را برای ترویج آن میکنند.