حالا قبل از اینکه ویرگول یا حالا الگوریتمش یا حالا هر نمن بیاد آهنگو پاک کنه بنظرم آهنگ رو گوش کنید. اگرم نشد
Lufi fruit music - Lucid Dreams - Shape of my heart
این حرفی که میخوام بزنم برمیگرده فکر کنم به اوایل دورانی که توی ویرگول فعالیت میکردم و یه کامنت از دختر جنوب دریافت کردم با این مضمون که آینده روشن است! (با صدای تبلیغ بانک آینده) منم خوشحال و شاد و خندان این شعار (دیگه اسمش رو میذارم شعار نه امید!) که آینده روشن است و درس میخونم و میرم دانشگاه و پیشرفت میکنم و فلان و بیسار. اما اوضاع به طرز کاملا جدی از زمانیکه بانک آینده منحل شد رو به افول خیلی شدیدی گذاشت!
به عبارتی برای من نوعی که یک گونهی جانوری از جمعیت جوان ایرانی هستم حداقل میدونم که برای من آینده روشن نیست!
خیلی وقت بود که توی ویرگول مطلب نمینوشتم ولی قطعی اینترنت آزاد و حتی خود شبکه ملی اطلاعات توی کشور که به نقل از زومیت بیشتر از ۱۰۰ ساعت ازش میگذره تنها جایی که میتونم یکم ارتباط داشته باشم شاید همین ویرگول هست...
حقیقت مسئله دلیل اصلی نوشتن این پست، این پست از آقای چایچی هست.
برای چی بجنگم؟
برای آب؟ تن ماهی؟ روغن؟ پراید دور رنگ مدل ۹۰؟
برای اینترنت شبانه و مصرف غیر منصفانهش؟ (اگر خبر ندارین اینترنت همراه اول که زمانی ۴۵۰ گیگابایت بود شد ۱۰۰ (تا همین یک ماه پیش ۱۰۰ گیگ بود) و الان هم کمتر از ۵۰ گیگابایت رو کفاف میده)
برای پولی که مشخص نیست کجا میره و میشه یهو ۳ میلیون تومن! برای دو قلم جنس خوراکی؟
برای پولی که ارزش سرمایه گذاریش تقریبا در حال میل کردن به دستمال توالته؟
برای دوندگی برای خرید طلا؟ دلار؟
به قول آقای چایچی
«که چرا و به چه گناهی در این کشور متولد شدیم؟
آیا ما گناهکاران جهان دیگهای هستیم که ایران جهنم ما شده است؟»
تقریبا از دوران ابتدای نوجوانی طعم تلخ تورم و چشیدم. کوچیک شدن سفرهی خونوادم و اطرافیانم رو دیدم. کمتر شدن وسع خریدم رو دیدم... پولی که زمانی میشد پساندازش کرد تا باهاش حداقل ماکت آپولو رو هوا کرد الان صرفا میشه باهاش یه ورق کاغذ A4 گرفت و یه ماژیک و نوشت SIKE!
بقیه رو نمیدونم ولی خیلی زود بزرگ شدم. هر چیزی یه برهه زمانی داره برای تجربه کردن. فرض کنیم که نوجوونی معتدلی داشتم (که فــــــععععک نکنم!) اما به قطع میشه گفت که با این فرمون که داریم میریم جلو چیزی به اسم جوانی در کار نیست و مستقیم شیرجه میریم به سمت میانسالی!
This paragraph is intentionally left blank
در جواب باید بگم من خوبم تو چطوری!!!
شاید واقعا باید مثل آن پیرمردی که احتمالا دیگه عمرش کفاف دیدن این همه دستاورد رو نداشت باید وقتی از ما میپرسن آیندهی جوان ایرانی رو چطور میبینی باید بزنیم زیر خنده شاید بپرسین که چرا گریه نکنیم؟ مشخصه! آب و نمک و آنزیم توی اشک هست که گرونن و حروم میشه!
برای هر کسی یک آستانهی شکست وجود داره... یکجایی روان از هم میگسلد. امیدوارم که آن روز نزدیک نباشد!
پ ن : امید به زندگی و زنده موندن برای من صرفا شبیه به ... بیلمیرم رابرت. هرچی هست شبیه ...! عه.
