یه پست دلی و خیلی یهویی میخوام بنویسم. دلم برای دونفر توی ویرگول تنگ شده. تلگرام که قطع شد کلا دسترسی من به این دونفر هم قطع شد.
در این میون فقط ابوالفضل باقی مونده. گه گداری باهاش صحبت میکنم راجع مسائل علمی. چند نفر از دوستان هم توی گروه کامنتچی حضور دارن و اونجا به تبادل کامنت و پست میپردازیم.
علیرضا یه چیز برات دارم و میتونم بهت بگم، اونم اینه «مای سید!». جات خیلی خالیه رفیق. متنهای خفن و واقعا تامل برانگیزد...
داش فرهان، کارای خیلی خفنی داشتی پیش میبردی ستون. خیلی وقته که از قطعی اینترنت میگذره، امیدوارم که کلا تیشه به ریشه کارت نخورده باشه (*دست دادن)