ویرگول
ورودثبت نام
ali zakeri
ali zakeri
ali zakeri
ali zakeri
خواندن ۸ دقیقه·۱۹ روز پیش

نقد فیلم تلقین(inception)

تصویری از فیلم تلقین
تصویری از فیلم تلقین

نقد فیلم تلقین(inception )

مقدمه:

خواب مفهومی عجیب و پیچیده است. ما در خواب حرف می زنیم راه می رویم و کارهای مختلفی انجام می دهیم اما وقتی بیدار می شویم فقط تصویری مبهم از آن را به خاطر می آوریم. جالب اینجاست که هنگام خواب محیط اطراف برای ما کاملاً عادی به نظر میرسد، اما بعد از بیدار شدن متوجه می شویم که چقدر آن خواب عجیب بوده دانشمندان به پدیده ای به نام رؤیای شفاف رسیده اند. رؤیای شفاف حالتی است که در آن فرد هنگام خواب متوجه میشود که در حال رویا دیدن است. رسیدن به این مرحله نیاز به تمرین زیادی دارد، اما اگر کسی به آن دست پیدا کند میتواند کارهایی را که در واقعیت آرزو دارد، در خواب تجربه کند. فیلم تلقین» (inception) نیز به موضوع خواب و دنیای رؤیا می پردازد و تلاش میکند مرز میان خواب و واقعیت را به چالش بکشد.

فیلم تلقین:

وقتی به یاد خواب و رؤیا می افتیم یکی از اولین فیلم هایی که به ذهن می رسد فیلم تلقین» است. این فیلم با داستان پیچیده و ایده خلاقانه خود توانست توجه مخاطبان زیادی را جلب کند. در این نقد سعی داریم فیلم تلقین را از جنبه های مختلف بررسی کنیم

کارگردانی فیلم:

کارگردانی و نویسندگی فیلم تلقین بر عهده کارگردان مشهور کریستوفر نولان است وقتی کریستوفر نولان فیلمی را بسازد قطعا پیچیده،جذاب و شوکه کننده هست همان گونه که فیلم های پرستیژ ، یادگاری ، اینتراستلار ساخته نولان به ما همچین حسی را داده اند . نولان در مصاحبه ای گفته که ایده فیلم تلقین ۱۰ سال قبل از ساخت فیلم در ذهنش میچرخیده و به خاطر اینکه تجربه بیشتری کسب کند چند فیلم ساخته و سپس فیلم تلقین را ساخته است

نقاط قوت:

• فیلم‌برداری فیلم بسیار حرفه‌ای و چشم‌نواز است.

• بازیگران به‌خوبی انتخاب شده‌اند و هر کدام نقش خود را به‌درستی اجرا می‌کنند.

• موسیقی متن فیلم که توسط هانس زیمر ساخته شده، کاملاً با فضای فیلم هماهنگ است و هیجان صحنه‌ها را بیشتر می‌کند.

• فیلم علاوه بر صحنه‌های اکشن و هیجان‌انگیز، لحظات احساسی و عاطفی نیز دارد؛ به‌خصوص در رابطه میان کاب و همسرش مال.

نقاط ضعف:

• داستان فیلم بسیار پیچیده است و ممکن است برخی از مخاطبان در اولین بار تماشای فیلم دچار سردرگمی شوند.

• بعضی از بخش‌های فیلم به اندازه کافی توضیح داده نمی‌شوند و ممکن است برای بیننده مبهم باقی بمانند.

• برای درک کامل داستان و جزئیات فیلم، معمولاً لازم است فیلم بیش از یک بار دیده شود.

داستان فیلم:

داستان فیلم درباره مردی به اسم دام کاب بود که شغلش نفوذ و برداشت اطلاعات از ناخودآگاه افراد ثروتمند بود او به خاطر اشتباهی که در حق همسرش کرده بود احساس گناه داشت و توسط پلیس تحت تعقیب بود و نمیتوانست به کشورش برگردد و بچه هایش را ببیند به خاطر همین یک فرد ثروتمند به اسم سایتو به او پیشنهاد داد که در صورت انجام دادن کاری که گفته سابقه اش را پاک می‌کند این کار این بود که رقیب سایتو آقای فیشر در آستانه مرگ بود او از کاب خواست که کاری کند که پسر آقای فیشر راه او را ادامه ندهد اما این کار با برداشت ایده محقق نمیشد کاب باید ایده ای را در ذهن پسر فیشر می‌کاشت ‌. او گروهی را برای خود جمع کرد و کار را شروع کرد نقشه این بود که به لایه های خواب بروند و به لایه های ناخودآگاه رابرت فیشر (پسر فیشر) نزدیک تر بروند و این ایده را در ذهن او بکارند که راه پدرش که سرمایه دار بزرگی بود را ادامه ندهد

قوانین

۱. هر کس برای خود توتمی داشت که واقعیت را از خواب تشخیص میداد مانند فرفره کاب

۲ اگر به لایه های بیشتری از خواب میرفتند با موسیقی لایه ها را هماهنگ می‌کردند

۳.با ضربه و شوک ناگهانی از لایه ها بیدار می‌شدند و به لایه بالاتر می‌رفتند

۴.کسی نباید به توتم شخصی کس دیگر دست بزند

۵ زمان در خواب کندتر می‌شود و هر چه به لایه های بیشتری برویم بیشتر کند میشود

نقش تیم کاب

آریادنی:معمار بود و وظیفه طراحی لایه های خواب را داشت

آرتور:وظیفه رویابینی و هماهنگ کردن لایه ها را داشت(وقتی اعضای تیم در لایه دوم به خواب رفتند و به لایه سوم رفتند آرتور بیدار ماند تا لایه ها را هماهنگ کند

ایمز: او وظیفه داشت تا تغییر چهره دهد و اعتماد رابرت فیشر را جلب کند مثلا یک بار خود را به مشاور رابرت تبدیل کرد

یوسف:او داروی بیهوشی ساخت و همچنین وظیفه رویا بینی داشت (در لایه اول همه به خواب رفتند به جز یوسف)

بررسی لایه های خواب

هواپیما: شروع خواب

• لایه اول – شهر بارانی: یوسف بیدار می‌ماند؛ سایتو زخمی می‌شود

• لایه دوم – هتل: کاب رابرت را نزدیک می‌کند و حقیقت را به او می‌گوید؛ آرتور بیدار می‌ماند

• لایه سوم – قلعه برفی: لایه نهایی برای کاشت ایده؛ مال ظاهر می‌شود و رابرت را می‌کشد؛ رابرت و سایتو به برزخ می‌روند

• لایه نهایی – برزخ: کاب به برزخ می‌رود، رابرت را نجات می‌دهد؛مال او را می‌کشد و کاب به مرحله دیگری از برزخ می‌رسد؛ جایی که سایتو در آن است

نقد جزئی فیلم:

۱. کل فیلم شبیه یک گروه فیلم‌سازی است

اگر نقش‌ها را این‌گونه ببینیم:

• کاب = کارگردان

• آریادنی = طراح صحنه

• ایمز = بازیگر

• سایتو = سرمایه‌گذار

• آرتور = دستیار کارگردان

• یوسف = مسئول تدارکات

• رابرت فیشر = بیننده

در واقع گروه کاب شبیه یک گروه فیلم‌سازی هستند که تلاش می‌کنند «ایده‌ای» را در ذهن مخاطب (فیشر) قرار دهند.

۲ . پایان بندی فیلم

عجیب ترین بخش فیلم پایان بندی فیلم است بیننده در نهایت گیج و مبهوت به فرفره خیره شده که آیا می‌افتد یا نمی‌افتد دد همین لحظه کریستوفر نولان فیلم را تمام می‌کند و سوال ما را بی جواب می‌گذارد ما می‌خواهیم جوابی برای این سوال پیدا کنیم

۱.کاب به واقعیت برگشت

یک تئوری میگوید کاب به واقعیت برگشته

۱. که توتم اصلی کاب فرفره نیست بلکه حلقه ای است که بر دست دارد ما در طول فیلم می‌بینیم جاهایی که کاب در رویا است حلقه بدست دارد و در واقعیت حلقه ای در کار نیست و ما در فرودگاه یعنی آخر فیلم می‌بینیم که کاب حلقه ای در دست ندارد

۲.بچه های کاب در پایان بزرگتر از وقتی شده اند که کاب آنها را در خواب می‌دید

بزرگ تر شدن بچه های کاب
بزرگ تر شدن بچه های کاب

۲.تمام فیلم یک رویا بود.

این تئوری شما را میخکوب می‌کند آیا واقعا تمام فیلم یک رویا بود؟

۱.طبق توضیحات کاب درباره خواب ما هیچ وقت ابتدای خواب را به یاد نمی آوریم بلکه همه چیز را از وسط ماجرا یادمان می آید دقیقا مانند فیلم ما اصلا ابتدایش را متوجه نشدیم بلکه به یک باره وسط یک ماجرای سرقت در آمدیم

۲. مال به ساختمان روبه رویی رفته تا خودکشی کند اما از لحاظ منطقی او چگونه چنین کاری را کرده و جالب اینجاست کاب دستش را دراز می‌کند و می‌گوید مال اینکار را نکن بیا پیش من با اینکه فاصله ساختمان ها خیلی زیاد است

۳.پدرزن کاب در صحنه ای که واقعیت بود به کاب میگوید : کاب به واقعیت برگرد این ثابت می‌کند که کاب در واقعیت نبوده

۴. موسیقی که برای هماهنگ شدن لایه ها استفاده میشود موسیقی ادیت پاف است جالب است که تم اصلی فیلم نسخه کند شده موسیقی ادیت پاف است و وقتی به لایه های بیشتری می‌رویم موسیقی کند تر میشود پس می‌توان گفت نولان به صورت غیر مستقیم گفته ما در رویا هستیم.

۳. کاب در نهایت در رؤیای سایتو بود.

۱.اول از همه این را بگویم زمانی که در پایان فیلم کاب کنار ساحل پیدا شد و سایتو پیر شده بود آن دو فراموشی گرفته بودند ولی با هم همفکری کردند و همه چیز را به یاد آوردند در این لحظه سایتو به فرفره کاب دست زد و آن را چرخاند اما قانون ما این بود که کسی نباید به توتم شخصی یک فرد دیگر دست بزند و اگر دست بزند کارایی آن توتم از بین می‌رود پس در آخر فیلم فرفره قابل اعتماد نیست

۲ . در فیلم اگر در یک لایه با ضربه ناگهانی بیدار شویم به لایه بالاتر می‌رویم ولی وقتی سایتو و کاب خود را کشتند یک راست به هواپیما که در آن به خواب رفته بودند بیدار شدند پس لایه های میان آن چه می‌شوند؟

۳.سایتو انتظار داشت بعد مرگ یک راست به هواپیما برود و همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود پا می‌بینیم که اول سایتو خود را کشت و بعد کاب خود را کشت پس می‌توانیم اینطور بگوییم که سایتو برای خودش یک رویا ساخته که در آن پیروز می‌شوند و کاب هم‌ وارد آن شده و نکته این است که فرفره دیگر در رؤیای سایتو کارایی ندارد چون که سایتو به آن دست زده

۴ آخرین دیالوگ فیلم خیلی مرموز بود پسر کاب به کاب میگوید:بابا من خانه ای روی صخره ها درست کردم!! شما یاد چه چیزی افتادید؟ درست است خانه ای که سایتو در برزخ داشت.

نتیجه گیری:

در مجموع، فیلم تلقین یکی از خلاقانه‌ترین و بحث‌برانگیزترین فیلم‌های سینمای جهان است. این فیلم به دلیل داستان پیچیده، ایده متفاوت و پایان مبهم خود باعث شده است که مخاطبان درباره آن نظریه‌ها و تفسیرهای مختلفی ارائه دهند.

شاید مهم‌ترین نکته فیلم این باشد که در پایان، کاب گذشته خود را رها می‌کند او پیش از این با استرس فرفره را میچرخاند و به آن خیره میشد حالا او دوباره به فرزندانش می‌رسد. همین موضوع نشان می‌دهد که برای او مهم‌تر از دانستن اینکه در خواب است یا واقعیت، رسیدن به آرامش و خانواده‌اش است.

نقد فیلمنولاناینسپشن
۴
۰
ali zakeri
ali zakeri
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید