
این روزها پستی در لینکدین منتشر شد که در آن کارمند سابق یک استارتاپ روایت میکند چگونه یک تماس یک دقیقهای پایان چند ماه تلاش حرفهایاش بوده و شرکت در ازای پرداخت حقوق معوق، شرط امضای فرم ۱۰۰ میلیونی گذاشته بود. شرکت نیز با انتشار بیانیهای از «حمایت از همکاران» گفته اما تهدید به پیگیری قضایی کرده است.

احساسی و انسانی بودن روایت
پست ایشون بر پایهی تجربهی شخصی و با تأکید بر بیاحترامی در لحظهی قطع همکاری نوشته شده؛ این شیوه همیشه توجه مخاطب را جلب میکند چون داستان با یک «شخص» آغاز میشود نه با یک «شرکت».
تمرکز بر نکتهی عاطفی
اشاره به تماس یک دقیقهای، محروم ماندن از خداحافظی و شرطبندی جهت دریافت حقوق، همه پیام را به سمت «عدالت» و «احترام» سوق میدهد.
شفافیت و شفافسازی
عبارت «نوشتن این تجربه… نه انتقام بود، بلکه تلاشی برای شفافیت» اعتبار بیشتری به روایت میدهد و باعث میشود بسیاری با او همدلی کنند.
این ترکیبِ داستانگویی انسانی + تأکید بر شفافیت عملاً زمینهی شکلگیری همبستگی عمومی و همدلی در شبکههای اجتماعی را فراهم میکند.

لحن رسمی و دستوری
جملاتی مثل «لازم دانستیم… توضیحاتی ارائه دهیم» و «از طریق مراجع قضایی پیگیری میکنیم» حالت دفاعی و حق به جانب میدهد و ممکن است به چشمِ عموم «تهدید» یا «توطئه برای سرکوب صدای منتقد» بیاید.
عدم اشاره به جزئیات قضیه
اشارهی کلی به «محتوای خلاف واقع» بدون ارائهی مثال یا مستندات باعث میشود خواننده به «عدم شفافیت» و «پنهانکاری» شرکت مشکوک شود.
فاصله گرفتن از جنبهی انسانی
در حالی که پست خانم با تمرکز بر احساسات مخاطب را جذب کرد، پاسخ شرکت کاملاً روی «اعتبار سازمان» و «مراجع قضایی» تأکید دارد و نشانهای از ابراز تأسف، همدلی یا حتی قدردانی از زحمات ایشان دیده نمیشود.

ابراز همدلی و قدردانی
پیش از هر چیزی، از تجربه و زحمات همکار سابق تشکر کنید و به احساسات ایشان احترام بگذارید.
شفافسازی شفاف
اگر لازم است به نکتهای پاسخ دهید، به صورت مشخص با مستندات (مثلاً تاریخ آخرین جلسه، موارد اخطار یا ارزیابی عملکرد) توضیح دهید.
اجتناب از تهدید حقوقی و لحن دستوری
به جای «پیگیری قضایی»، بهتر است پیشنهاد کنید که در صورت تمایل، شرکت آمادگی گفتوگوی خصوصی دارد تا سوءتفاهمها رفع شوند.
پیشنهاد گامهای بهبود فرآیند قطع همکاری
اعلام کنید که برای تقویت حس احترام و حرفهایگری، فرآیند خداحافظی و جلسات خروج (exit interview) بازنگری خواهد شد.
تأکید بر تعهد به فرهنگ سازمانی
به اختصار از ارزشهای شرکت (احترام، شفافیت، همکاری) یاد کنید و بگویید چگونه این تجربه به اصلاح رویهها کمک خواهد کرد.
از دست رفتن فرصتی برای تعامل سازنده
واکنش کنونی شرکت، بیش از آنکه حس اعتماد و اطمینان ایجاد کند، احتمالاً فضا را به سمت «دوقطبیسازی» و «قطبی شدنِ روایتها» سوق میدهد.
راه پیش رو
شرکت باید قدم نخست را در جذب دوبارهی احترام عمومی بردارد: سخن بگوید، گوش دهد، شفاف عمل کند و به جای تمرکز بر جنبهی حقوقیِ مناقشه، وجه انسانی ماجرا را برجسته نماید.
به این ترتیب، هم شانس ترمیم آسیب برند در شبکههای اجتماعی افزایش مییابد، و هم الگویی برای خروج حرفهایتر سایر همکاران در آینده شکل خواهد گرفت.
نظر شما چیست؟ آیا تجربهی مشابهی داشتهاید؟
✍️ علیرضا کاظم زاده | https://www.instagram.com/alizsocial/