🇪🇸 #SpainBizzz
در بازاریابی امروز، وقتی صحبت از رویدادهای اجتماعی مثل ماه پراید (Pride Month) میشود، معمولاً نگاهها به سمت کمپینهای بزرگ برندها جلب میشود: اسپانسرشیپهای پررنگ، طراحیهای رنگینکمانی در بیلبوردها، همکاری با اینفلوئنسرهای جامعه LGBTQ+، و انتشار ویدیوهای احساسی.
اما در میان این صداهای بلند، نوعی مشارکت آرام و کمهزینه نیز وجود دارد که کمتر دربارهاش صحبت میکنیم؛ مشارکتی که من در روزهای قدمزدن در خیابانهای بارسلونا، Sitges، Sabadell و Igualada با آن مواجه شدم.

مغازههایی کوچک، اغلب خانوادگی یا محلی، نه ویدیو ساخته بودند، نه لندینگ ویژه داشتند، و نه همکاری با سلبریتی. اما روی شیشه فروشگاهشان، یک پرچم کوچک رنگینکمانی دیده میشد. بعضیها در گوشهای از ویترینشان، یکی از رنگهای پراید را گنجانده بودند. یکی دیگر، فقط یک جمله نوشته بود:
"Aquí cabemos todos"
(اینجا همه جا داریم.)
نه کمپینی بود، نه بودجهی خاصی. فقط یک انتخاب ساده و انسانی.
Soft Participation مفهومی است که به مشارکت غیررسمی، خودانگیخته و بیهیاهوی برندها در رویدادهای اجتماعی اشاره دارد. در این شیوه، خبری از کمپینهای برنامهریزیشده و بودجههای سنگین نیست. برند، بدون استفاده از ابزارهای تبلیغاتی پرزرقوبرق، با یک رفتار ساده اما معنادار، موضع خود را نشان میدهد.
در پراید، این رفتار میتواند نصب یک پرچم باشد. در روز جهانی زن، شاید فقط بازنشر یک پیام حمایتی در استوری اینستاگرام برند باشد. در بحرانهای اجتماعی، شاید فقط سکوت نکردن باشد.

برای بسیاری از بیزینسهای کوچک، اجرای کمپین رسمی ممکن نیست. اما soft participation راهی است تا با حداقل هزینه، بخشی از یک روایت بزرگتر باشند.
در جوامع کوچک یا محلههای شهری، این رفتارهای کوچک میتوانند بسیار تأثیرگذار باشند. مشتری احساس میکند که این مغازه یا برند، بخشی از «جامعه» است، نه صرفاً یک فروشنده.
در دنیایی که مخاطبها به نمایشگرایی و «performative activism» مشکوکاند، مشارکتهای ساده و صادقانه میتوانند اثرگذارتر باشند. گاهی یک پرچم کوچک، واقعیتر از یک کمپین چندصد میلیونی بهنظر میرسد.

در Sitges، شهری نزدیک بارسلونا که یکی از مراکز فرهنگی جامعه LGBTQ+ است، کافهای محلی تنها با چسباندن یک استیکر رنگینکمانی روی درب ورودی، پیام روشنی فرستاده بود. هیچ پستی در اینستاگرامش نبود، اما همین رفتار، باعث شده بود افراد زیادی با حس راحتی وارد آنجا شوند.
در Igualada، فروشگاه گلفروشی کوچکی در ماه مارس، فقط با گذاشتن یک شاخه گل بنفش روی ویترین و نوشتن «8M» (نماد روز جهانی زن در اسپانیا)، بدون کلام اضافی، همبستگی خودش را اعلام کرده بود.

البته باید توجه داشت که Soft Participation بهمعنای نادیده گرفتن مسئولیت برندها در برابر جامعه نیست. برندهای بزرگ یا آنهایی که از موضوعات اجتماعی برای فروش و دیدهشدن استفاده میکنند، باید فراتر از یک پرچم یا پست نمادین عمل کنند. در این موارد، عدم اقدام واقعیمیتواند به اعتماد برند لطمه بزند.
اما برای برندهای کوچک، یا کسبوکارهای محلی که صدایشان کمتر شنیده میشود، این مشارکتهای کوچک میتوانند شروع گفتوگو، ابراز حمایت، و ساخت حس تعلق در جامعه باشند.

در تحلیل کمپینها، معمولاً تمرکز ما روی برندهای بزرگ است: آمار بازدید، نرخ تعامل، و بودجه اجرا. اما شاید زمان آن رسیده که نگاهی هم به مشارکتهای ساکت و بیادعای برندهای کوچک بیندازیم.
به رفتارهایی که دیده نمیشوند، اما حس میشوند. به عینکهایی که شاید تزیینی باشند، اما پیام دارند. به پرچمهایی که بیصدا، اما روشناند.
Soft Participation یادآوری میکند که در بازاریابی، همیشه لازم نیست فریاد بزنی تا شنیده شوی. گاهی فقط کافیست «حاضر» باشی.
✍️ علیرضا کاظمزاده | درباره مارکتینگ، برندها و تجربههای واقعی مینویسم
📱 اینستاگرام: @AlizSocial