
آخرین گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا با شوکی بزرگ همراه بود: تنها ۲۲ هزار شغل جدید در ماه اوت ایجاد شد، رقمی بهمراتب پایینتر از انتظارات. این داده ضعیف بار دیگر پرسشهایی جدی درباره پایداری اقتصاد آمریکا مطرح کرده است. همزمان، نمودارهای مقایسهای بین رشد اشتغال، نرخ مشارکت نیروی کار و بیکاری تصویری از یک تعادل شکننده به دست میدهند؛ جایی که عرضه و تقاضای کار به نقطه همگرایی رسیدهاند.
دو شاخص اصلی برای شناخت عرضه و تقاضای نیروی کار
چگونگی تفسیر نرخ بیکاری در شرایط فعلی
وضعیت کنونی بازار کار؛ چرا «تعادل شکننده»؟
پیامدهای سیاستی برای فدرال رزرو و نرخ بهره
برای درک رفتار بازار کار باید دو نماگر اصلی را همزمان بررسی کرد:
اشتغال غیرکشاورزی (NFP): سمت تقاضای بازار کار را نشان میدهد. این داده که توسط اداره آمار کار (BLS) منتشر میشود، تغییرات اشتغال در بخشهای مختلف اقتصادی (بهجز کشاورزی، خانوارهای خصوصی، ارتش و سازمانهای غیرانتفاعی) را رصد میکند.
نرخ مشارکت نیروی کار: بازتاب سمت عرضه است. این شاخص بر اساس پیمایش جمعیت کنونی (CPS) اندازهگیری میشود و افراد شاغل، در جستوجوی کار و کسانی که مایل به کار هستند اما شغل نمییابند را شامل میشود.
ترکیب این دو داده ساختار بازار کار را شکل میدهد: تقاضا برای کارفرمایان و عرضه از سوی خانوارها.
نرخ بیکاری حاصل تقاطع این دو نیروست. بر اساس تصویر پیوست، میتوان دو وضعیت متمایز را مشاهده کرد:
بازار کار فشرده (خط آبی بالاتر از قرمز): تقاضا برای کار از عرضه پیشی میگیرد، نرخ بیکاری کاهش مییابد یا پایدار میماند.
بازار کار شلشده (خط قرمز بالاتر از آبی): عرضه بیش از تقاضا میشود، که معمولاً با رکود یا افت شدید اقتصادی همراه است. در این شرایط بیکاری افزایش مییابد.
بر اساس نمودار، هماکنون رشد اشتغال (خط آبی) به زیر رشد مشارکت (خط قرمز) لغزیده است. در حالت معمول، این میتواند به افزایش نرخ بیکاری منجر شود. اما نکته مهم آن است که هر دو سمت عرضه و تقاضا همزمان در حال افت هستند. همین امر موجب شده بیکاری (خط زرد) هنوز واکنش معناداری نشان ندهد.
این شرایط یک تعادل ظریف و شکننده ایجاد کرده است: بیکاری فعلاً کنترل شده، اما پشت پرده، شکنندگی بازار کار افزایش یافته است.
اعوجاجهای آماری در سال ۲۰۲۴ (به دلیل فشارهای تورمی، سیاستهای دولتی و تعدیلهای گسترده) نیز اثر پایهای ایجاد کرده که نوسانات مشارکت در سال ۲۰۲۵ را تشدید کرده است.
در چنین شرایطی، تمرکز فدرال رزرو بر حفظ تقاضای نیروی کار خواهد بود. کاهش نرخ بهره در سپتامبر ۲۰۲۵ تقریباً قطعی است؛ دادههای CME FedWatch احتمال آن را بین ۸۰ تا ۹۰ درصد نشان میدهد.
این اقدام از منظر بازارها قابل دفاع است:
هم توجیه اقتصادی دارد (برای جلوگیری از افت تقاضا و برهم خوردن تعادل شکننده).
هم فدرال رزرو را در موقعیت بیطرفی سیاسی نگه میدارد.
پرسش کلیدی پیشرو این است که آیا این کاهش نرخ بهره میتواند تعادل عرضه و تقاضا را بازسازی کند و اقتصاد آمریکا را به سمت یک فرود نرم هدایت نماید یا خیر.
🔍 جمعبندی:
بازار کار آمریکا در نقطهای حساس قرار دارد؛ ظاهراً بیکاری پایدار مانده، اما فشارهای زیرسطحی بهسرعت در حال انباشت است. کاهش نرخ بهره میتواند فرصتی برای حفظ این تعادل شکننده باشد، اما اگر سمت تقاضا دچار افت ناگهانی شود، پیامد آن میتواند بسیار سنگینتر از انتظار باشد.