ویرگول
ورودثبت نام
احمد
احمد
احمد
احمد
خواندن ۱ دقیقه·۶ سال پیش

جوانی که دیگر جوان نبود

اولین بارش را دقیقا یادم هست،خانه ی برادرم،سرم روی پاهایت بود که بوسیدی مرا و گفتی اولین بوسه ات.من غرق در چشمانت شدم و نتوانستم خودم را کنترل کنم،چشمانم اشک و شانه هایم میلرزید. تمام وجودم غم بود و لب هایم میخندید.

پرسیدی:

چی شده؟

با خنده گفتم:

تو اولین نبودی

با تعجب نگاهم کردی و فهمیدم اگر جوابم آن چیزی که میخواهی نباشد روزگارم سیاه میشود.

چند سال پیش بود که مادربزرگم رو به اشتباه بوسیدم،آبدار بود،حتی هنوز هم مزه ش یادمه

مشتی نثارم کردی و خندیدی.



به هیچکس راستش را نگفته بودم.اولین بوسه ام نه مادربزرگم بود و نه آن دختری که صادقانه دوستش داشتم.

تجربه اولین بوسه ام با پسرخاله و پسر دایی م ، در سومین نوبت از آزارجنسی شان بود. بوی تعفن دهانشان را به یاد دارم ُ، حتی تلاشی هم برای فراموش کردنش نکردم.

میخواستم بدانم اگر کسی من را نخواهد و خودم را به او تحمیل کنم چه متعفن است.



این نوشته دنباله نوشته قبلی من بود که میتونید از طریق لینک زیر نوشته قبلی رو مشاهده کنید

http://vrgl.ir/TvnTT
تابوتجاوزکودکجوان
۱۰
۰
احمد
احمد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید