یادداشتی برای آلبوم بریلینت کورنرز از تلونیوس مانک

کاور آلبوم بریلینت کورنرز (Brilliant Corners)
کاور آلبوم بریلینت کورنرز (Brilliant Corners)

برای دریافتنِ تفاوت تلونیوس مانک با دیگر پیانونوازانِ جَــز، لازم نیست یک جَـزبازِ حرفه‌ای و باسابقه باشید؛ تنها کافی‌ست به هر قطعه‌ای از او گوش بسپارید تا سبکِ لکنت‌دار و پراکنده‌اش و کاری که با دنگ-دنگِ پیانو انجام می‌دهد از همان ثانیه‌های نخستین مسحورتان کند. همواره چیزی کمابیش کودکانه و بازیگوشانه در آهنگسازی و نوازندگیِ او هست که در آثارِ کمتر کسی شنیده می‌شود. بیانگری و عبارت‌پردازی‌ای که از فرطِ بی‌پیرایگی و بی‌توجهی به سنّت‌ها و قوانین، خالصانه و دوست‌داشتنی است. آن‌چه در بریلینت کورنرز می‌شنویم، همین بی‌پیرایگیِ مانک است که با صدای ساکسیفونِ مفتون‌کنندۀ سانی رولینز، همراهیِ ریتم‌بخشندۀ مکس روچ، و البته باس‌نوازیِ عمق‌دهندۀ اسکار پتیفورد و پال چیمبرز درآمیخته است.

تلونیوس مانک و سانی رولینز (Thelonious Monk with Sonny Rollins)
تلونیوس مانک و سانی رولینز (Thelonious Monk with Sonny Rollins)

درخششِ آهنگسازی و مهارتِ نوازندگان در قطعۀ آغازین بسیار چشمگیر است؛ و البته کمابیش باعثِ ناامیدی، چرا که در قطعات پسین با درخششی چنینْ کمتر مواجه می‌شویم. پس از آکوردنوازیِ مانک با آن بچّگی و تازگیِ خاصِ خودش، ساکسیفونِ رولینز را می‌شنویم که حالتی رخوت‌انگیز—به‌هیچ‌وجه نه به معنای منفی—و خواب‌آلوده دارد و گویی چند لحظه به‌طور دل‌پذیری از تُندای قطعه عقب افتاده است. این رخوتِ سازِ رولینز در طول آلبوم تکرار می‌شود و، در تضاد با دنگ-دنگِ مانک، فضا را اندکی غبارآلودگی و سُستی می‌بخشد. زیباییِ تک‌نوازیِ کوتاهِ مانک در نخستین قطعه، فارغ از آن‌چه فی‌نفسه دارد، در نیمۀ اول مدیون به نوازندۀ باس و در نیمۀ دوم تا حدّ بیشتری مدیون به مکس روچ و درام‌نوازی‌اش است که سرعتی مضاف به شروعِ آلبوم ارزانی می‌دارد. روچ سرانجام این قطعۀ کم‌نظیر را با تک‌نوازیِ نیز کم‌نظیرش به پایان می‌رساند. این قطعه، پس از بیست‌وپنج‌بار برداشتِ ناموفق، سرانجام به‌صورت بریده-بریده از چند برداشت به دست آمده است که نشان از دشواریِ نادرش برای نوازندگان دارد.

تلونیوس مانک (Thelonious Monk)
تلونیوس مانک (Thelonious Monk)

صدای ساکسیفون در ابتدای قطعۀ دوم، فضای شادمانه و مستانه/jauntyای را ترسیم می‌کند که تا پایان قطعه همراهِ شنونده است؛ شاید تصویرِ لنگ‌لنگانْ راه رفتنِ مَست‌مردی که شبانه در خیابان به این‌سو-و-آن‌سو راه کج می‌کند. نوازندگان به‌نوبت تک‌نوازی‌های شنیدنیِ خود را عرضه می‌دارند و می‌پندارم در این قطعه لذتِ به‌خصوصی هم از این کار می‌برند. تک‌نوازیِ پتیفورد در اواخر آهنگ، با ظرافت و خوش‌آهنگی‌ای که دارد، به‌طور ویژه‌ای گوش‌نواز است.

اسکار پتیفورد (Oscar Pettiford)
اسکار پتیفورد (Oscar Pettiford)

قطعۀ سوم قطعه‌ای‌ست که احساسات ضد-و-نقیضی راجع به آن دارم. صدای سلستا/celestaی مانک با همراهیِ لطیفِ ساکسیفون و درام، فضایی رؤیاگونه را برای شنونده رقم می‌زنند که منتهی به تک‌نوازیِ معرکۀ رولینز می‌شود؛ امّا از شروعِ نیمۀ دوم، به‌محضِ محو شدنِ صدای ساکسیفون، آهنگ دلربایی‌اش را از دست می‌دهد. شاید دوگانۀ سلستا و پیانو گزینۀ مناسبی برای تک‌نوازی نبوده است. در این قطعه چند عبارتِ/phrase خوب از مانک و اجرای بی‌نظیری از رولینز—بهترین اجرای او در آلبوم—می‌شنویم، امّا در مجموع می‌توان «پانونیکا» را ضعیف‌ترین بخشِ بریلینت کورنرز دانست.

تلونیوس مانک (Thelonious Monk)
تلونیوس مانک (Thelonious Monk)

در قطعۀ چهارم، به تنها آهنگی در آلبوم می‌رسیم که تماماً تک‌نوازی‌ست. مانک است و پیانوی او؛ و چه کافی‌ست این ترکیب. این تنها اثری‌ست در آلبوم که مانک خود آن را ننوشته است، امّا او راضی به تکرارِ آن‌چه پیش از این بوده نیست؛ چرا که به‌سرعت قطعه را به چیزی که در سبک-و-سیاقِ خودش بگنجد ترجمه می‌کند. در همین قطعه است که می‌توان تفاوتِ مانک با پیانونوازان دیگر را به‌خوبی دریافت: پیانوی مانک لکنت دارد. این لکنت سببِ پدیدار شدنِ نوعی تنش و کشمکش/tension در سراسر قطعه می‌شود که شنونده را میخکوب نگاه می‌دارد. آلبوم با «بیمشا سویینگ» تمام می‌شود؛ قطعه‌ای سرزنده و سرحال که تمامی نوازندگان آخربار در آن می‌درخشند و گردهمایی خود را با شیرینیِ تمام پایان می‌دهند. مکس روچ اجرای خارق‌العاده و تکرارناشدنی‌ای را به نمایش می‌گذارد و پال چیمبرز نیز در تنها حضورِ خود سنگِ تمام می‌گذارد. ترکیبِ این دو با همراهیِ مانک و رالینز اجرایی از «بیمشا سویینگ» را ارائه می‌دهند که—در کنارِ نسخۀ سِسیل تیلور (https://www.youtube.com/watch?v=u-Qgk8FrrUk)—چه‌بسا باارزش‌ترین اجرا از این اثرِ کلاسیکِ مانک باشد.