ویرگول
ورودثبت نام
Amin Joodi
Amin Joodi
Amin Joodi
Amin Joodi
خواندن ۱۰ دقیقه·۳ ماه پیش

دوپامین: هورمون شگفت انگیز

چه یاد آورید. از توجه شدن به شما خوشحال می‌شوید؟ به هدفی نزدیک می‌شوید و سراسر بدنتان شوق زده می‌شود؟ می‌دانید که کسی را خواهید دید و از شوق به هیجان می‌آیید؟

سوال شده است برایتان که چرا من چنین به وجد می‌آیم؟ بگذارید من بگویم. تا حد زیادی این اثر یک ماده شیمیایی یا یک هورمون بسیار کوچک و معروف به اسم دوپامین یا Dopamine است. آینده و گذشته شما، حال شما، شدت تمرکز و آینده نگری و قدرت اراده و تصمیم گیری شما بسته این مولکول شگفت انگیز است. شاید سخت باشد ولی اگر بگوییم می‌شود زندگی انسان ها را با این هورمون کنترل کرد دروغ نیست.

دوپامین چگونه کشف شد؟

سال 1910 درست چند سال قبل از جنگ جهانی اول علم برای اولین بار پله های ترقی را با سرعت چندین برابر می‌پیمود، شیمی هم یکی از علم های برتر روز بود. همه چیز به بریتانیا برمی‌گردد. دو دانشمند با نام های جورج بارگر و جیمز آیشلر در آزمایشگاه شرکت Wellcome موفق شدند به صورت آزمایشگاهی موفق به ساخت ماده‌ای شوند که اسم آن را Dopamine گذاشتند. این دو فرد فقط به دنبال آن بودند که هورمون های گیاهی و حیوانی که به صورت طبیعی در گیاهان و حیوانات یافت می‌شدند را به تولید آزمایشگاهی بکشانند و نمی‌دانستند که این ماده چه تاثیری در زندگی انسان ها دارد.

در سال 1950 میلادی تقریبا 40 سال بعد آروید کارلسون (Arvid Carlsson) نشان داد که این ماده یک انتقال دهنده عصبی مستقل است. تا قبل از این کشف بزرگ تصور می‌شد که دوپامین باید یک ماده واسطه برای تولید یک ماده عصبی دیگر در بدن باشد. آن ها تصور می‌کردند که دوپامین را بدن تبدیل به ماده ای دیگر به اسم نوراپی‌نفرین می‌کند تا این که کارلسون نشان داد این یک اشتباه محض است و دوپامین خود ماده‌ای مستقل است.

دوپامین سرنوشت ساز می‌شود

هیچ زمانی از تاریخ تا این حال مغز ما تحت اثر تعداد و شدت بالای دوپامین قرار نگرفته بوده است. به صورت واضح تر تا همین چند دهه پیش که فناوری به زندگی هایمان ورود گسترده نکرده بود، دوپامین از طریق پاداش های واقعی یعنی موفقیت در تمام کردن کارها، حرکات فیزیکی و ورزش، تعاملات اجتماعی و یادگیری مهارت جدید، شکار یا تهیه غذا، بالا رفتن ارزش اجتماعی و روابط صمیمانه عاطفی و جنسی و موفقیت های کوچک و بزرگ که سبب بالا رفتن شانس بقای خود و نسل خود می‌گشت، تولید می‌شد. هیچ راهی برای تولید آن بدون حرکت فیزیکی و بیولوژیکی یا دست آورد ملموس در زندگی وجود نداشت.

چگونه تولید می‌شود؟

دوپامین این هورمون شگفت انگیز در بخش سیاه مغز تولید می‌شود که به صورت علمی به آن Substantia nigra می‌گویند. دلیل نامگذاری این است که این قشر رنگ تیره تری به نسبت بقیه مغز دارد و نورون های این قسمت مقدار زیادی دوپامین می‌توانند بسازند اما اثر گذاری دوپامین از جای دیگری نشات می‌گیرد. بخش Striatum یا جسم مخطط مغز که دو بخش دارد و کنترل بخش های حرکتی و انگیزه را در دست دارد.
این بخش دقیقا جایی است که تحت اثر مستقیم دوپامین تولید شده است که سبب لذت، انگیزه و اراده و حرکت می‌شود. ولی دوپامین چه ربطی به تمرکز دارد؟ در ادامه خواهید دانست ولی پیش نیاز آن آگاهی به رابطه بین توجه و تمرکز است.

توجه و تمرکز

بار ها شده در زندگی یک چیز تمام هستی شما گردد. مثلا زمانی که امتحان می‌دهید دیگر نگران پرنده بال شکسته در بالکن خانه تان نیستید و بعد از امتحان توجه خود را به آن برمی‌گردانید و به آن کمک می‌کنید. در این صورت شما روی امتحان متمرکز هستید و در غیر اینصورت شما متمرکز نیستید!
رابطه تمرکز(Focuse) و توجه (Attention) همچون رابطه ابر با دریا است. ابر همواره از روی دریا تشکیل شده و قدم بر دنیای بی انتها می‌گذارد. توجه نیز از تمرکز نشات می‌گیرد. کسی می‌تواند متمرکز باشد که توجه خود را بداند روی چه می‌گذارد. توجه در رابطه مستقیم با سیستم پاداش انسان است. ما در اکثر اوقات به چیز هایی توجه می‌کنیم که فقط دوست داریم توجه کنیم. به صدای نوازندگان در شب، به صدای کودکان در بازی و یا چیز ها و یا انسان هایی که برایمان با ارزشند.
اما دراین میان در طی پیشرفت اجتناب ناپذیر انسان یک اتفاق افتاده!
ما دیگر همانند نیاکانمان نمیتوانیم متمرکز باشیم! قدرت تمرکز ما از چندین دهه بر روی شخص یا هدف از چندین دهه تنها به چندین دقیقه رسیده! (اگر مورد لطف باشیم و به ثانیه نرسد!)
در حقیقت رسانه ها (نمادی از ثروت پنهان و ابزاری بسیار قدرتمند برای اثرگذاری بر ذهن و زندگی جامعه) با هوشمندی و به آرامی و با دستکاری کردن این سیستم پاداش از آن به نفع خود استفاده می‌کنند به گونه ای که شاید فرد متوجه نشود که چرا نمی‌تواند چند دقیقه روی یک چیزی متمرکز شود.
یک بحث بسیار گسترده روانشناسی و علمی در حال انجام است که در کتاب قلاب نیر ایال (با عنوان چگونه محصولی بسازیم که روز و شب مخاطب را درگیر کند) به طور جامع می‌شود با آن روبرو شد.

یکی از بزرگترین ترفند های تمامی شبکه های اجتماعی به عنوان پرچمداران متد رسانه جدید (در قدیم تلوزیون و رادیو) استفاده از ابزاری تحت عنوان notification است چرا که می‌دانند توجه ما را به سمت خود می‌کشاند و مغز ما به نوعی با آن شرطی می‌شود.
شبکه های اجتماعی با آفریدن ابزار هایی همچون لایک یا پسندیدن سعی در برانگیختن سیستم پاداش ما یا دعوت به انجام دادن لایک یا کامنت می‌کنند چرا که سبب دوست داشته شدن محتوای ما توسط فردی دیگر شده‌اند.(Call to action)
یا استفاده کردن از دیگر ابزار ها برای ابراز توجه توسط افراد دیگر به محتوای یک فرد. در حقیقت هر لایک یا هر ویو یک توجه است. یک فرد در هر لایک یا صرفا دیدن توجه خود را مصرف می‌کند و به دیگری اعطا می‌کند و ممکن است طرف مقابل خوشحال یا ناراحت شود و بعد از مدتی مغز به سادگی شرطی می‌شود و فکر می‌کند کسی که لایک می‌فرستد یعنی به او علاقه نشان می‌دهد!
توجه زمانی یک کالا نبود و صرفا رفتاری بود که از فردی به فرد یا کاری اعمال می‌شد ولی اکنون دیگر اینگونه نیست و جهان مدتی‌ است که توجه را کالای مصرفی کرده است و بنابراین ما پای در دنیای توجه گذاشته‌ایم، دنیایی با کالای توجه.

توجه اقتصادی می‌شود!

یکی از دلایلی که فردی نمی‌تواند متمرکز شود این است که او در دور اقتصاد توجه گیر افتاده است. مفهوم اقتصاد توجه را هربرت سایمون (Herbert Alexander Simon) برنده نوبل اقتصاد سال 1978 برای اولین بار معرفی کرد. این مفهوم می‌گوید <<ثروت اطلاعات، فقر توجه ایجاد می‌کند>>.
اقتصاد یک علم عرضه و تقاضاست. اگر در طرفی فقر توجه باشد در طرف دیگر قطعا غنای آن، توجه مورد نیاز و ارزشمند می‌گردد. توجه آدمی محدود است و نمی‌تواند روی چیزهای بسیاری صرف گردد و اورا متمرکز گردد. با گسترش اینترنت و فضای وب رسانه ها به سادگی توانستند ما عموم را بمباران توجه کشانند. اخبار، شبکه های اجتماعی، روزنامه ها و رادیو، فیلم و تلویزیون همگی به سرعت به صورتی رایگان عرضه به اجتماع گشتند. ولی هیچ چیز رایگانی وجود ندارد! اگر ما میتوانیم از چیز رایگانی استفاده کنیم، قطعا ما خود مقصود ایم! و این درخصوص ماهم صدق می‌کند چرا که درحقیقت این رسانه ها توجه مارا صاحب‌اند و تمرکز را از ما گرفته‌اند.(اگر چیز دیگری در این میان به ما نفروشند!)

تفاوت من با فرد متمرکز در چیست؟

تمرکز همچون ذره بین ایست که تمام هستی آدم را روی کاری متمرکز می‌کند. گاهی آن کار می‌تواند درس خواندن باشد گاهی ورزش و گاهی آشپزی و گاهی یک فیلم. ذهن انسان ها بسیار عجیب و سرتاسر رمز و راز است. هر اتفاقی در زندگی سبب می‌شود که بخش هایی از روان و خود شناخته شود و قطعا یکی از این راه ها شناسایی تمرکز است. کدام راه می‌تواند سبب تمرکز بیشتر من گردد؟
این یک سوال شخصی است. باید به یاد آورد در آخرین بار که با تمام فکر و ذکر به یک کار یا یک فرد مشغول بوده اید چه بوده است و چرا آنگونه روی آن متمرکز شده بودید؟ جواب ها در درون شما و رفتارهایتان نهفته است.
در زندگی قطعا به اشخاصی خواهی خورد که در زمان واحد آن ها بهتر از شما می‌توانند به تولید ارزش یا ثروت یا انجام کار با کیفیت بالاتر بپردازند.
آن ها از ما صرفا باهوش‌تر داناتر یا دارای زمان بیشتری نیستند. آن ها فقط یک چیز را به خوبی یاد گرفته‌اند چگونه تمرکز کنند و متمرکز بمانند.
زمان برای هر دو ما 24 ساعت است. اما فردی در این شبانه‌روز می‌تواند به گونه ای به کار های مشخص کرده برسد و با بالاترین کیفیت آن هارا انجام دهد که بتواند متمرکز بماند و ما در انجام یک کار کوچک در اندر خم یک کوچه بمانیم. اینجاست که دقیقا توجه، تمرکز با سیستم پاداش مغز و دوپامین گره می‌خورد. شرطی سازی آینده با توجه!

اختلال در تمرکز و توجه و رابطه آن با دوپامین

گفته شد که یکی از ابزار های دنیای نوین شبکه های اجتماعی هستند که از سیستم های پاداش انسانی استفاده می‌کنند. تمامی این شبکه ها نتیجه سال ها تحقیق و موشکافی روانشناسانه است وگرنه چگونه یک ابزار می‌تواند در دو سال به تعداد مخاطب آنلاین 100 میلیون نفر در سال اول عرضه برسد؟ به اندازه جمعیت یک کشور زنده(جمعیت فعال در اینستاگرام) اعداد سرسام آور است.
و حالا ما مانده‌ایم و تمرکز! خبری در آن سوی پهنای بیکران اقیانوس آرام پخش می‌شود که یک کشتی مکزیکی به پل برخورد کرده است و ما در این سوی کره از آن با خبر می‌شویم خوب این خبر چه تاثیری روی زندگی من دارد؟
اگر زندگی من را بهتر نمی‌کند پس فایده‌اش چیست؟ بله. هیچ!
اما واقعیت فقط خبر نیست. در پشت رسانه ها با سوار شدن بر خبر در گوشه و کنار خبر تبلیغات ریز و درشت را نشان می‌دهند و درنهایت سبب فروش می‌شوند و سود می‌کنند ولی ذهن ما می‌ماند و بادبان قایق شکسته مکزیکی.

https://www.aparat.com/v/iygn68x

دوپامین و تاثیر بر اراده

همگی ما افرادی را در ذهن داریم که کوه انگیزه برای خود و دیگرانند. سرزنده وشاداب و متمرکز و آرام.
(ای جذاب های لعنتی!) سختی بر آن ها تاثیر ندارد. در افراد هر چه سیستم پاداش سالم تر باشد فرد با انگیزه تر و پرانرژی تر است. چرا که دنیای واقعی دارد به او پاداش می‌دهد و پاداش او از طریق سیستم ها واقعی پاداش و دست آورد ها است نه صرفا حاصل از پاداش های اشتباه و آسیب زا و موقتی.
او پاداش های خود را از طریق دست‌آورد های سخت، ایمن و پایدار تامین می‌کند نه دست آورد هایی زودگذر. برای همین این افراد همواره به سمت سختی ها کشیده می‌شوند و شاید هم موفق از آن درآیند!
مغز در حالت طبیعی درخواست دوپامین واقعی آرام و طولانی مدت دارد نه آنی یا زودگذر. چشمه ای جوشنده ولی آرام نه سیلابی بزرگ که روی آن تایتانیک سواری کرد!
بسیاری از افراد بزرگ دنیا به این دلیل برای تولید یک دست‌آورد بزرگ دست به منزوی شدن گرفتند و به دامان طبیعت و دور از انسان ها پی‌بردند! نه آن که منزوی یا دو قطبی بودند. اتفاقا بسیار انسان دوست بودند چرا که اگر نبودند اختراعات و اکتشافات بزرگ همچون این گوشی کوچک ولی بزرگ حتی در دست شما و من هم نبود. بزرگانی همچون کارل یونگ, چارلز داروین و تولستوی و نیکولا تسلا.

رهایی از سیستم های پاداش اشتباه

سیستم های پاداش را دیگر همه امروزه استفاده می‌کنند و مورد دستکاری واقعی است. ولی چه کنیم؟ همه را دور بیاندازیم و برگردیم به دوران قدیم؟ نه اصلا اینگونه نیست. شما صرفا باید بدانید که چگونه توجه محدود خود را صرف چیزهای محدود کنید. هر چیز برای کسی که بخواهد امکان پذیر است.
انسان نامحدود است این موجود بیش از آنچه که تصور می‌شود سخت جان و پیچیده‌است و در هیچ مکعب یا عدد و سیستمی نمی‌گنجد (حمله جدی به سیستم های روان سنجی که سعی در به بند کشیدن انسان به چیز هایی همچون IQ یا هوش هیجانی دارند). به نظر بهترین راهکار مطالعه است. نوشتن جریانات فکری و توجه به آن چیزی که سبب عدم تمرکز شما می‌شود و درنهایت مدیریت آن. یکی از بهترین کتاب ها برای این کار که باید مطالعه کنید کتاب مدیریت توجه است. کتاب های دیگری هم هستند ولی این یکی واقعا زیبا و فوق العادست.

با این کتاب اگر عمل کنید به پشت دنیای توجه می‌روید. نردبانی به بالای ابر در دنیای آشفته. به پشت ابر و بالای کوه ها. سلام بر آن دنیای متمرکز. سلام بر آن چیزهایی که برای همه جذاب است و برای او نه و سلام پرکارهای لعنتی که شب و روز را به هم می‌دوزند. نه برای ساختن و توجه یا تحسین دیگری. برای ساختن حس خوشبختی و سعادتمندی از درون خود. برای رسیدن به آن حس از درون که هر چه بشود بشود چیزی اراده من را از پای در نمی‌آورد و حق طبیعی من در این دنیای پرتلاطم سعادت متمرکز بودن است.
به امید رسیدن به آن روز

شبکه‌های اجتماعیدوپامینهورمونارادهانگیزه
۱
۰
Amin Joodi
Amin Joodi
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید