به تغییری که ایجاد کردی فکر کن!

روزها میگذرند، شب ها میگذرند، هر چند مدت یکبار با افراد جدیدی آشنا می شیم. با بعضی از اون ها صمیمی تر میشیم و با برخی هم بعد از مدت کوتاهی قطع رابطه میکنیم. افرادی که اطراف ما هستند و با ما کار می کنند همیشه درحال نگاه کردن به ما هستند. مهم نیست تو مدیر باشی یا یکی دیگه مدیر تو باشه. مهم اینه که ادم ها همگی چشم دارند، گوش دارند، درک دارند و می فهمند.

  • ادم ها می فهمند وقتی که شما برای اون ها وقت می گذارید.
  • آدم ها می فهمند وقتی که به اون ها محبت می کنید.
  • آدم ها می فهمند وقتی که شما به نظراتشون احترام می گذارید.
  • آدم ها می فهمند وقتی که به درد دل هاشون گوش می دید.
  • آدم ها می فهمند وقتی که ازشون کمک می خواهید.
  • آدم ها می فهمند وقتی که بدون اینکه از شما کاری را خواسته باشند شما برای اون ها یک کاری کردید.
  • آدم ها می فهمند وقتی که اجازه می دهید اظهار نظر کنند.
  • آدم ها می فهمند وقتی که شما برای رشد و پیشرفت ان ها زمان می گذارید.
  • آدم ها می فهمند وقتی که هر روز صبح در اولین مکالمه با خنده به ان ها نگاه می کنید و صبح بخیر می گویید.
  • آدم ها می فهمند وقتی که نگرانی شما در درست به سرانجام رسیدن کارها را می بینند.
  • آدم ها می فهمند وقتی که به آن ها فرصت رشد و شکوفایی می دهید.
  • آدم ها می فهمند وقتی که ان ها را دوست می دارید.

صدها مورد دیگر برای لیست کردن وجود دارد که همگی نشان از درک و فهم آدم هاست. آدم هایی که خودمان هم یکی از آن هاییم. همه آدم ها در طول روز و ماه و سال در حال انجام این فهمیدن ها هستند اما هر چیزی که تکرار و تکرار شود دیگر دیده نمی شود که هیچ، خیلی عادی نیز جلوه خواهد کرد.

هر کدام از این آدم ها در هر موقعیتی که قرار دارند در حال ایجاد یکسری تغییر هستند. از نیروی حراست جلوی درب ساختمان که هر روز صبح اولین لبخند را به شما هدیه می دهد تا آشپزی که در زمان ناهار برای شما بهترین قسمت غذا را می کشد تا مدیری که در جلسه به شما فرصت ابراز نظر داده و به شما فرصت رشد می دهد همگی در حال ایجاد تغییراتی هستیم که خود از آن بی خبر هستیم. خنده های روی لب حراست جلوب درب ساختمان باعث خنده های شما در زمان ورود به ساختمان و برخورد کردن با دیگر افراد شده است بی آنکه از آن خبر داشته باشید. آشپزی که برای شما از قسمت خوب تر غذا ریخته است عاملی برای تشکر کردن در زمان صرف ناهار و گرم تر گرفتن با دوستان سر میز ناهار شده است بی آنکه از آن خبر داشته باشید. مدیری که به شما فرصت ابراز داده باعث افزایش اعتماد بنفس شما شده و در جلسات دیگر بدون اینکه بدانید از فرصت ها نهایت استفاده را می کنید بی آنکه از آن خبر داشته باشید.

این ها همه تغییراتی هستند که همه آدم ها هر روز به نوعی درگیر آن ها هستند. تغییراتی که شاید نتوان نام آن ها را تغییر گذاشت اما به خودی خود تغییراتی ریز و اثربخش هستند. تغییراتی که ممکن است به سادگی مسیر دنیا و بشریت را عوض کنند. نیازی نیست که همه آدم ها تغییرات بزرگی ایجاد کنند بلکه همین تغییرات کوچک است که درصورت ممارست و ادامه دار بودن منجر به تغییرات بنیادی و بزرگ می شوند.

تنها جای ذکر یک نکته می ماند و آن هم این که باید هر از چند گاهی به مسیری که طی کردیم نگاهی بیندازیم و تغییراتی که ایجاد کرده ایم را پیدا کنیم. از آن ها لذت ببریم و خوشحال باشیم که توانسته ایم تغییری هرچند کوچک به اندازه ایجاد یک لبخند روی یک لب را به نام خود ثبت کرده باشیم بی آنکه از آن خبر داشته باشیم.