ویرگول
ورودثبت نام
amin bagheri
amin bagheriنوشتن تنها راه حل است !
amin bagheri
amin bagheri
خواندن ۳ دقیقه·۱۴ ساعت پیش

تیونر ۲۰۲۵؛ یک ترکیب سینما و موسیقی جالب دیگر

حس فوق‌العاده گوش دادن به یک موسیقی و تلفیق آن با یک جهان ویژه در سینما، یک اثر ناب ایجاد می‌کند. همیشه موسیقی، از ابتدای ورود صدا به سینما، جایگاه ویژه‌ای داشته است. این موضوع را هم می‌شود در دل داستان‌ها، به‌عنوان پیرنگ اصلی یا خرده‌پیرنگ مرتبط با جهان موسیقی، حس کرد و هم بر روح فریم‌به‌فریم لحظات، با نام موسیقی متن یا تیتراژ.

برای من آثاری که موسیقی توانسته جلوه‌ای دیگر به آن‌ها ببخشد، به شرح زیر است:

  • موسیقی سری فیلم‌های پدرخوانده، اثر کارلو ساوینا

  • موسیقی سریال بازی تاج‌وتخت، اثر رامین جوادی

  • موسیقی انیمیشن بالا، اثر مایکل جیاچینو

  • موسیقی فیلم پاپیون، اثر جری گلدسمیت

  • موسیقی فیلم آملی، اثر یان تیرسن

  • موسیقی فیلم لئون: حرفه‌ای، اثر اریک سرا

  • موسیقی فیلم پالپ فیکشن

  • موسیقی فیلم یک دور دیگر، اثر اسکارلت پلژر

  • موسیقی فیلم میان‌ستاره‌ای، اثر هانس زیمر

  • و...

از ایده تا پرداخت؛ آیا تیونر موفق بوده؟

خب، حالا برویم سراغ فیلم تیونر. اثری جالب با ایده‌ای خلاقانه که خوراک امروز و دیروز طرفداران هالیوود بوده و هست. تیونر داستان یک کوک‌کننده پیانو را روایت می‌کند که اتفاقی به یک گروه سرقت گاوصندوق‌های پیشرفته و پیچیده ملحق می‌شود. اما اگر تا همین‌جا هم خلاصه سه‌خطی فیلم جذاب باشد، باید بگویم نکته جذاب کل فیلم مانده که هنوز نگفته‌ام؛ این نکته، ویژگی نقش اول ما، یعنی تیونر داستان، است.

پسر جوان داستان ما از بیماری‌ای به اسم بیش‌شنوایی رنج می‌برد. این بیماری باعث می‌شود صداها را بالاتر از حد معمولی که سایر انسان‌ها می‌شنوند، دریافت کند. درست است! یک کوک‌کننده پیانو که حالا سارق گاوصندوق است، مشکل شنوایی دارد.

این یعنی ایده! از نظر من، ایده همه‌چیز است و همین‌جا می‌توانم بابت دقت و خلاقیتی که فیلمساز داشته، به او تبریک بگویم و متن را تمام کنم. این ایده که کاراکتر را در همان پرده اول، یعنی پرده معرفی، به یک نقطه استحکاک و چالش‌برانگیز تبدیل می‌کند، همان حلقه گمشده بسیاری از فیلم‌های این روزهای سینماست.

ایده همه‌چیز است!

مشکل اکثر فیلمسازان و فیلمنامه‌نویسان به‌اصطلاح متفکر این است که نمی‌خواهند قبول کنند مردم نمی‌توانند با کاراکتری که هیچ ویژگی ظاهری و باطنیِ در تضاد با جهان پیرامونش ندارد، همذات‌پنداری داشته باشند. مسئله به همین سادگی است! یک جوان که کارش کوک کردن پیانو است و اتفاقاً پیانیست بسیار ماهری هم هست، مشکل شنوایی دارد و نمی‌تواند در محیطی بماند که هر صدایی، اعم از صدای پیانو، در آن پخش می‌شود. همین تضاد او را به ماجرای سرقت از گاوصندوق هم می‌کشاند. او تبدیل به فردی حرفه‌ای برای سارقان گاوصندوق ثروتمندان می‌شود.

اجرا؛ خامه روی کیک یک ایده منحصر‌به‌فرد و جذاب

بله، ایده همه‌چیز است، اما ماندگاری نیازمند تلاشی فراتر از ایده است که من آن را در گرو اجرای مناسب می‌بینم. تا اینجا اثر، فیلمی است که ارزش دیدن دارد، اما حالا نوبت اجراست! اگر اجرا خوب باشد، می‌توانیم تی‌شرتی را بپوشیم که پوستر فیلم روی آن چاپ شده است.

واقعیت این است که فیلم خیلی جالب پیش نمی‌رود. از نحوه مقابله سارقان با شخصیت اصلی گرفته تا سکانس معرفی و تقابل استاد موسیقی با شخصیت اصلی، همه‌چیز خیلی غیرمنطقی اتفاق می‌افتد. در واقع، فیلمساز هیچ برنامه مشخصی برای پیش بردن منطقی داستانش ندارد و دست به دامان اتفاقات یهویی در فیلمنامه می‌شود. پس این فیلم، آنی نمی‌شود که تی‌شرتش را بپوشیم.

پایان؛ آن ویژه است!

در پرده پایانی، جدا از اینکه ما متوجه پایان بسیاری از موارد نمی‌شویم، حتی متوجه نمی‌شویم که قهرمان، علی‌رغم این سفر خطرناک و مواجهه با عشق و تلاش برای ثروتمند شدن، دقیقاً چه تغییری کرده است. شاید بتوان همان تغییر در شنوایی او را در نظر گرفت و نتیجه گرفت که نواختن دوباره پیانو بدون محدودیت، تغییر او بوده است. اما واقعاً بعد از یک فیلم سینمایی، آن هم با این ایده جذاب، انتظار تغییر گسترده‌تری از منظر سفر قهرمان می‌رود.

موسیقیفیلم سینماییفیلم
۰
۰
amin bagheri
amin bagheri
نوشتن تنها راه حل است !
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید