ویرگول
ورودثبت نام
مهدیه امینی
مهدیه امینیطراح گرافیک با بیش از 12 سال تجربه در حوزه برندینگ و بسته بندی
مهدیه امینی
مهدیه امینی
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

Building a Story Brand

مشتری قهرمان داستان است، نه برند شما:
دونالد میلر در کتاب معروفش Building a Story Brand تأکید می‌کند که برندها اغلب اشتباه می‌کنند و خود را به عنوان قهرمان داستان معرفی می‌کنند. در حالی که در واقعیت، مشتری باید قهرمان داستان باشد و برند نقش راهنما (Guide) را ایفا کند.

چرا مشتری باید قهرمان باشد؟

از نظر روانشناسی، انسان‌ها به طور طبیعی با داستان‌هایی همذات‌پنداری می‌کنند که در آن یک شخصیت قهرمان با چالش‌ها و موانعی روبرو می‌شود و در نهایت بر آن‌ها غلبه می‌کند. ما دوست داریم داستان‌هایی را بشنویم که در آن قهرمان، با کمک یک راهنما، به هدفش می‌رسد و زندگی‌اش بهبود می‌یابد.

وقتی یک برند خود را به عنوان قهرمان داستان معرفی می‌کند، این پیام را به مشتری منتقل می‌کند: “ما بهترین هستیم، ما محصول فوق‌العاده‌ای داریم، ما توانستیم این مشکل را حل کنیم.” این رویکرد باعث می‌شود مشتری احساس نکند که داستان، داستان اوست. در عوض، او صرفاً یک تماشاگر یا مصرف‌کننده محصولی است که توسط قهرمان (برند) خلق شده.

اما وقتی برند، مشتری را به عنوان قهرمان داستان قرار می‌دهد، پیام کاملاً متفاوت می‌شود: “شما (مشتری) با چالش بزرگی روبرو هستید، و ما (برند) اینجا هستیم تا به شما کمک کنیم تا بر آن غلبه کنید و به هدفتان برسید.” این رویکرد، مشتری را در مرکز توجه قرار می‌دهد و باعث می‌شود احساس کند داستان، داستان اوست و برند، ابزاری برای رسیدن به موفقیت اوست.

نقش برند به عنوان راهنما :

برندهایی که مشتری را به عنوان قهرمان داستان قرار می‌دهند، خود نقش راهنما را ایفا می‌کنند. در بسیاری از داستان‌های موفق، قهرمان با یک چالش بزرگ روبرو می‌شود و برای غلبه بر آن به کمک یک راهنمای خردمند، باتجربه و دلسوز نیاز دارد. این راهنما لزوماً قوی‌ترین یا شجاع‌ترین شخصیت داستان نیست، بلکه کسی است که دانش، تجربه یا ابزاری دارد که قهرمان برای رسیدن به هدفش به آن نیاز دارد.

نقش راهنما شامل دو جنبه کلیدی است:

  1. همدلی (Empathy): راهنما باید نشان دهد که مشکلات و چالش‌های قهرمان را درک می‌کند. این به مشتری اطمینان می‌دهد که برند، نیازها و دغدغه‌های او را می‌فهمد.

  2. اعتبار (Authority): راهنما باید نشان دهد که توانایی کمک کردن به قهرمان را دارد. این اعتبار می‌تواند از طریق تخصص، تجربه، سابقه موفقیت، یا ارائه راه‌حل‌های عملی به دست آید.

چرا این رویکرد مؤثرتر است؟

  1. همذات‌پنداری بیشتر: وقتی مشتری احساس کند که داستان، داستان اوست، بیشتر با برند ارتباط برقرار می‌کند.

  2. کاهش مقاومت: مشتریان به طور طبیعی نسبت به پیام‌های فروش تهاجمی مقاومت نشان می‌دهند. این رویکرد، فروش را به شکلی غیرمستقیم و از طریق ارائه راه‌حل و کمک انجام می‌دهد.

  3. افزایش وفاداری: برندهایی که مشتری را در مرکز توجه قرار می‌دهند و به او کمک می‌کنند تا موفق شود، روابط قوی‌تر و بلندمدت‌تری با مشتریان خود ایجاد می‌کنند.

  4. شفافیت پیام: این چارچوب به برندها کمک می‌کند تا پیام‌های بازاریابی خود را ساده، روشن و متمرکز بر نیازهای مشتری کنند.

در نهایت، این تغییر دیدگاه از “ما چه چیزی داریم” به “شما (مشتری) چگونه با کمک ما موفق می‌شوید” تغییر میکند و باعث می‌شود پیام‌های بازاریابی بسیار مؤثرتر باشند.

تغییرمحصولدیدگاه
۴
۰
مهدیه امینی
مهدیه امینی
طراح گرافیک با بیش از 12 سال تجربه در حوزه برندینگ و بسته بندی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید