کنعان

در کتابی خواندم هرکس باید مختصات کنعانش را بیابد.

و اما کنعان کجاست؟

کنعان نقطه ای است میان هجوم جهانت,

وسعتی است که سرشار میشوی از تهی,

جزرومدِ همه و هیچ، ایمان و انکار، ترس و عشق.

کنعان لاهوتی است  که از آن آمده ای و به آن بازخواهی گشت،

دل دادن و‌ دگرشدن است،

مختصات ایجاد گلستانی است، میان آشوب کلبه احزان،

ماه آرزوهاست کنعان،

چهل سالگی است‌.

مجموع آتش ابراهیم و گمگشتگیِ یوسف است.

تو کنعانت را یافته‌ای؟