به نام خداوند نون و قلم. سیر تکاملی دانشجو از نسل قبل تا نسلی که ما جزو آن به حساب می آییم را اگربنگریم میبینیم دانشجوی امروزی مطلع تر نسبت به رخداد های پیرامون و چندبعدی تر و متاسفانه کمی تنبل تر و بیشتر سرگرم امور خود است.او ضمن تلاش برای عقب نیفتادن از دوستان خود در نمره و درس سعی می کند تفریح و بیرون رفتن خود را حفظ کند ، از چک کردن فضای مجازی غافل نشود و در مسایل روز جامعه اظهار نظر کند و ... اگر مذهبی است شبی را پای هیئت بنشیند و یا اگر علقه ای به دین ندارد،همنشینی با دوستان خود و شاید ارتباط با جنس ناموافق! .بیشتر این سیر معلول رشد فضای مجازی است که ارتباط بین انسان ها و سرعت انتقال خبر ها را افزون تر کرده است .واقعیت این است که ما اکنون از عصر آنالوگ و دیجیتال درحال عبور به عصر software هستیم چنان که می بینیم عمر روزنامه ها نیز روبه اتمام است. عیب این شبکه به اصطلاح مجازی اینجاست که با دادن اطلاعات سطحی ولی در ابعاد گسترده و حس دانایی که به ما القا میکند و با گرفتن زمان زیاد، انگیزه کار کردن و حل مشکل جامعه به ما نمیدهد.مثلا تا چند سال پیش مردم عادی شاید نام شهردار تهران را هم نمیدانستند ولی حالا پیرمرد های روستای پدری ما هم راجع به پرستو بودن خانم میترا استاد سخن می رانند. دیدی را که خواندن یک صفحه کتاب خوب به ما میدهد ،شایدساعت ها گشتن در فضای مجازی به ما ندهد.
مخلص کلام اینکه حل مشکلات کشور در این هجمه های همه جانبه، مرد(با فرکانس پایین و از ته گلو بخوانید)می خواهد و اگر فقط مشغول درس های خود و فضای مجازی هستیم و برای نمره و مدرک می جنگیم و فکری برای باز کردن گره ای از این اوضاع نمی کنیم یعنی یک جای کار می لنگد و باید به فکر فرو رویم که بعد دوران دانشجویی همین روال را ادامه خواهیم داد؟اگر در این زمان دلمان برای درد هموطنان نسوزد و فقط در پی بالا کشیدن خود به هر قیمتی باشیم، بعد از فارغ التحصیلی هم احتمالا همینگونه خواهیم بود.
پی نوشت1:مخاطب این صحبت ها در درجه اول خود هستم سپس دوستان و بعد دیگران
پی نوشت 2:هفته بعد امتحان منطقی و سیگنال است و نخوانده ام دعا کنید نیفتم!