درباره «مبارزه از زیر لحاف» یا Slacktivism !

اولین بار حدود دو ماه پیش و در جریان خودسوزی دخترآبی بود که عبارت جالب مبارزه از زیر لحاف رو شنیدم. داستان از این قرار بود که خبر خودسوزی دختر آبی (دختری که در جریان تلاش برای وارد شدن به استادیوم آزادی برای تماشای بازی استقلال و العین امارات و بعد درگیری با نیروهای انتظامی بازداشت شد و در شهریور امسال به دلیل تحمل فشارهای روحی ناشی از پرونده قضایی‌اش خودسوزی کرد) قلب مردم رو جریحه‌دار کرد. بسیاری از مردم از جمله خود من در قالب پست اینستاگرام، توییت کردن در توییتر و یا شبکه‌های اجتماعی دیگه به این مساله واکنش نشون دادن و به سرعت #دخترآبی و هشتگ‌های مرتبط با آن داغ شد. اما این همه ماجرا نبود، کاربران ایرانی متاثر از این اتفاق با داغ کردن #FifaStandUp4Sahar از فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) خواستن از خون سحر خدایاری نگذره و بحث ورود بانوان ایرانی به استادیوم‌های فوتبال رو خیلی جدی دنبال کنه.

واکنش اینستاگرامی سید مهدی رحمتی به مساله دختر آبی
واکنش اینستاگرامی سید مهدی رحمتی به مساله دختر آبی
واکنش اینستاگرامی داریوش شجاعیان به مساله دختر آبی
واکنش اینستاگرامی داریوش شجاعیان به مساله دختر آبی


همون موقع بود که خیلی‌ها به این موج ایجاد شده اعتراض کردن و این تخلیه احساسات در فضای مجازی و امیدوار بودن به ایجاد تغییرات بنیادین از طریق داغ و ترند کردن هشتگ رو «مبارزه از زیر لحاف» دونستن!

البته اتفاقی که افتاد این بود که فیفا پی این اعتراضات رو گرفت و چند روز بعد اعلام کرد فدراسیون ایران باید برای بازی ایران و کامبوج از سری بازی‌های مقدماتی جام جهانی 2022 برای مردان و زنان بلیط فروشی انجام بده. بعد از 4 دهه زنان در تاریخ 18 مهر 98 وارد ورزشگاه شدن و تیم ملی فوتبال هم با 14 گل از خجالت کامبوج در اومد!

فیفا همون فردای رسانه‌ای شدن خبر خودسوزی، به اعتراضات کاربران ایرانی واکنش نشون داد
فیفا همون فردای رسانه‌ای شدن خبر خودسوزی، به اعتراضات کاربران ایرانی واکنش نشون داد


اقدام تیمی بازیکنان استقلال در جریان دختر آبی، قضیه رو از زیر لحاف بیرون کشید
اقدام تیمی بازیکنان استقلال در جریان دختر آبی، قضیه رو از زیر لحاف بیرون کشید


بعد از 4 دهه، بانوان در ایران برای تماشای فوتبال به استادیوم رفتند
بعد از 4 دهه، بانوان در ایران برای تماشای فوتبال به استادیوم رفتند


دفعه بعدی که این عبارت رو شنیدم دیروز و در جریان اقدام عجیب یه بنده خدایی که اصلا نمیخوام بیشتر ازش حرف زده بشه بود. این آقا اومد و گفت این پست من رو share کنید و من به ازای هر بار share هزار تومن پول میذارم کنار و به محک کمک می‌کنم! حالا دلیل اینکه ما این پول رو مستقیم به محک کمک نکنیم چیه؟ خب این وسط اون آقا هم یه نفعی می‌بره و یه شبه ره صدساله رو می‌ره و کلی فالوئر میگیره! پست اینستاگرامی آقای محمدعلی جنت‌خواه در واکنش به این قضیه بار دومی بود که اصطلاح slacktivism به گوشم خورد. البته اون چه که اتفاق افتاد رو میشه به emotion marketing هم نسبت داد و به نوعی بازی با احساسات بود ولی بهونه‌ای شد برای نوشتن این مطلب.


مبارزه از زیر لحاف یعنی چی؟

مبارزه از زیر لحاف یا مبارزه از زیر پتو (که من عبارت اول رو بیشتر می‌پسندم) یا Slacktivism از ترکیب دو کلمه انگلیسی Slacker یعنی کسی که از انجام مسوولیت شانه خالی می‌کند و Activism به معنای فعالیت به قصد ایجاد تغییر تشکیل شده و در واقع میشه گفت یک عبارت تمسخرآمیز در مورد فعالیت‌ اجتماعی در شبکه‌های مجازی است که به فرد احساس رضایت کاذب در مورد انجام فعالیتی مثبت می‌دهد در صورتی که تاثیر آن در دنیای واقعی هیچ یا ناچیز است (تعریف ویکی‌پدیا)

سازمان ملل متحد مبارزه از زیر لحاف رو اینطوری تعریف می‌کنه: «حمایت کردن از یک جریان با انجام ساده‌ترین کارها در صورتی که افراد در واقع درگیر قضیه نیستند و نیت قلبی برای ایجاد یک تغییر ندارند». این مبارزه همون طور که گفته شده بیشتر در بستر شبکه‌های اجتماعی اتفاق میفته. کارهایی از قبیل توییت یا ریتوییت کردن بعد از یک فاجعه ملی (سیل‌های اوایل امسال رو به خاطر بیارید) یا دنبال و لایک کردن پیج موسسات خیریه بدون کمک مالی کردن بهشون یا تغییر دادن عکس پروفایل (مثلا سیاه کردنش برای نشان دادن عزاداری در پی حادثه کشتی سانچی).

طوفان توییتری هم یکی از مصادیق مبارزه زیرلحافیه
طوفان توییتری هم یکی از مصادیق مبارزه زیرلحافیه


این مبارزه از کجا اومد؟

فرد کلارک و دوایت ازارد در سال 1995 برای اولین بار این واژه رو در وصف افرادی به کار بردن که می‌خواستن با اقدامات کوچکی مثل کاشت یک درخت به تخریب محیط زیست اعتراض کنن. البته اون‌ها این واژه رو به معنای مثبتی به کار برده بودن ولی به مرور مفهوم این عبارت به سمت دیگه‌ای رفت.

ایجاد مبارزه از زیر لحاف رو میشه به شروع استفاده همگانی از شبکه‌های مجازی نسبت داد و این مبارزه همیشه همزمان بوده با ایجاد جریان‌های وایرال. دلیلش هم اینه که این مدل مبارزه هزینه اندکی داره، ریسک اندکی داره و تعهدی رو برای فرد ایجاد نمی‌کنه.

مثال بارز این حرکت کمپین ALS ice Bucket Challenge بود. مردم به این حرکت پیوستن چون فکر می‌کردن با انجام این کار دارن کار ویژه‌ای رو انجام میدن. تایملاین شبکه‌های اجتماعی پر شده بود از ویدئوهای مربوط به این چالش که در انتهای ویدئوشون دوستانشون رو به پیوستن به این کمپین دعوت می‌کردن که منجر به ایجاد میلیون‌ها ویدئو و میلیون‌ها دلار کمک برای تحقیقات در زمینه بیماری ALS یا اسکلروز جانبی آمیوتروفیک شد.

این ویدئو را مشاهده کنید که نشان می‌دهد چالش سطل آب یخ از کجا شروع شد.


جنبه‌های تاریک و روشن

همون‌طور که در مورد مثال دختر آبی گفتیم اولین و کوچکترین تاثیر این مدل پویش‌ها یا حرکت‌ها یا جریان‌ها یا هر چیز دیگه‌ای که می‌خوایم اسمش رو بذاریم، اطلاع‌رسانی هست. این اطلاع‌رسانی در بازه زمانی کوتاهی ایجاد میشه و برای افراد زیادی دغدغه فکری ایجاد می‌کنه و باعث میشه با داغ کردن یک هشتگ صدای اعتراض به گوش نهاد یا سازمان مسوول (در اینجا فیفا) برسه. اما زمانی این حرکت به «مبارزه از زیر لحاف» تبدیل میشه که سطح دغدغه در حد همین پست گذاشتن، استوری کردن، توییت کردن، مطلب نوشتن در لینکدین و ویرگول و ... باقی میمونه و در عمل حرکتی مشاهده نشه. هر چند که ما نمی‌تونیم تاثیرگذاری این کار رو تا همینجاش هم صفر در نظر بگیریم (کما اینکه دیدیم فیفا سریعا جواب اعتراضات رو داد و حکم داد بازی بعدی رسمی و بین‌المللی ایران با حضور بانوان انجام بشه و یوری ژورکائف ناظر خودش رو هم برای نظارت بر حسن انجام این قضیه به ایران فرستاد)

اما این مدل معمولا تاثیرگذاری حداقلی داره و فرد چون احساس می‌کنه یه کار مثبت انجام داده، دیگه قدمی در راستای یک کار واقعی‌تر برنمی‌داره. در این حالت در اکثر موارد اون جریان سریعاً روی موج احساس مردم داغ میشه و خیلی سریع‌تر هم از یاد و خاطره‌ها محو میشه!

شما چه خاطره یا مصداقی از مبارزه زیر لحاف دارید؟ آیا خودتون هم چریک زیر لحافی هستید؟ راحت باشید بیاید صادقانه صحبت کنیم :)