در اینکه با شرایط پس از جنگ تحمیلی سوم بتوان امیدوار بود که با امریکا به توافقی عادلانه دست یافت و اینکه تفاهم نامه را بصورت کامل اجرایی و عملیاتی کنند بسیار سخت و دور از انتظار است از جدال های موافقان و مخالفان تفاهم نامه نیز همین نکته برمی آید و این نگرانی وجود دارد که امریکائیها نقض عهد کنند و همچون گذشته به بهانه های واهی پیمان شکنی نمایند شاید بسیار خوش بینانه باشد که به پنداریم آمریکائیها در مقابل ایران شکست را بپذیرند
به جرات میتوان گفت که موافقت آنها برای مذاکره ذیل شروط ایران، خلاصی از شرایط بوجود آمده در تنگه هرمز بوسیله نیروهای نظامی ما بوده است لذا برای اجرای تفاهم نامه و حتی عدم تکرار محاصره دریایی نیز اهرم هایی مورد نیاز هست که بتواند شرایط برتری ما را تضمین کند. اما تا زمانی که مشکلات عمیق اقتصادی سایه بر کشور انداخته باشد امکان تجاوزات مجدد وجود دارد برای مالکیت و اعمال قانون در تنگه هرمز حتما می بایست بخشی از جامعه ملل که ارتباطات دوستانه ای با ما دارند را همراه کنیم و اعتمادشان را جلب کنیم آزادی اموال و دارایی های بلوکه شده منوط به عدم وابستگی بودجه و اقتصاد ایران باید باشد (یعنی آزاد شدن و نشدن دارائیهای بلوکه شده تاثیر آنچنانی در اوضاع اقتصادی ایران نداشته باشد) و بستن راه مجدد تحریمها بهر بهانه ای یکی از مهمترین راهکارها باید باشد
مهمترین اسلحه ای که آمریکائیها در طول تمام سالهای پس از پیروزی انقلاب در اختیار داشته اند تحریمهای اقتصادی بوده که به هر بهانه ای و هر از چند گاهی آنرا اعمال نموده اند. دلیل عمدهً آن ناکارآمدی مدیران دولتی و تصمیم سازان کشورمان در هدایت برنامه های اقتصادی بوده است برای اینکه دشمن را وادار به مذاکره همسطح کنیم اگر اسلحه قویتری نداریم حتی الامکان می بایست او را خلع سلاح کنیم. غالب تحریمها حول محور نفت و صادرات آن است کشورهای غربی علی الخصوص امریکا قصد دارند مانع فروش نفت و یا انتقال وجه آن شوند چنان که در تحریمهای کنونی بیش از توجه به کالاها و تجهیزات به نوع تراکنش بانکی و رویدادها و معاملات بانکی و اقتصادی معطوف گردیده است. لذا باید تمهیداتی فراهم آید تا بتوان ضمن پشت سر گذاشتن تحریمها فعالیت در بازارهای اقتصادی و جهانی را برای خود به حالت عادی درآورده و همزمان از تکنولوژی روز جهان بهرهمند شده و راه دستیابی به آن را آسان کنیم.
برای فروش و یا انتقال وجه نفت در شرایط تحریمی مجبوریم تخفیف داده و هزینه هایی را بپردازیم و یا بجای آن محصولات کشور خریدار نفت را بخریم اصطلاحاً تهاتر کنیم که بخشی از درآمدهای نفتی ما را از بین میبرد. در اینجا میخواهیم از طرحی با عنوان"نفت در برابر سهام" بگوییم بدین ترتیب که:
1-بخشی از نفت خود را در کشور خریدار، سهام شرکتهای معتبر و بزرگ که تولیدات آنها مورد نیازمان است (نظیر شرکت هواپیما سازی کوماک چین و یا شرکتهای کشاورزی و دامپروری در هند و پاکستان و اوراسیا)را بخریم و یا در چنین شرکتهایی از طریق تاسیس و یا مشارکت شرکتهای موجود(اعم از سهامی عام و یا دولتی) سرمایه گذاری کنیم
2-سپس این سهام را در بورس به شرکتهای موجود و صندوقهای سرمایه گذاری فروخته و وجه آن را دولت دریافت کند.
3-از طرفی برای تامین وجوه شرکتهای بورسی و صندوقهای سرمایه گذاری بمیزان مبلغ خریداری شده، مجوز افزایش سرمایه اعطا شود. تا بتوانند از نقدینگی جامعه که غالباً تبدیل به طلا و اسکناس دلار و املاک لا ینفع شده استفاده کنند.
1-فروش نفت به قیمت روز و حذف هزینه های اضافی انتقال وجوه آن
2-حذف دلار از تجارت که باعث روند تحریمی کشور شده است.
3-سرمایه گذاری در شرکتهایی که تولیدات آن به تامین نیازهای داخلی و کسب سود منجر میشود و مشکل کمبودهای خود را نیز در صنایع مربوطه برطرف میکنیم و در صورتیکه امکان واریز نقدی سود حاصل نشود میتوانیم از تولیدات آن جایگزین کنیم
4-مشارکت اقتصادی با جامعه بین الملل منهای امریکا و اروپا (که رقیب آنها هم هستند) و عمدتاً اعضای شانگهای و بریکس هستند مانع از انزوای بین المللی کشورمان خواهد شد و کمک زیادی به جبهه چند جانبه گرایی در نظم نوین جهانی خواهد شد این موضوع میتواند در مذاکرات های آینده و حتی پشتیبانی در شورای امنیت سازمان ملل و جلو گیری از تحریمها و وتوی قطعنامه های ظالمانه کمک حال کشورمان باشد.
5- با توجه به اینکه سهام مربوطه تاثیری از تحریمها و جنگ در کشورمان نمیپذیرند و بین المللی خواهند بود و یا اصطلاحاً سهام دلاری هستند ضمن رونق بورس، نقدینگی سرگردان بازارها را که گاهاً در طلا و یا دلار و زمین و ملک میچرخد و باعث افزایش قیمت آنها میشود، جذب پروژههای ابر ملی اقتصادی و سیاسی می کند (برآورد ها تا قبل از جنگ تحمیلی سوم حاکی از آنست که بیش از 70 میلیارد دلار نقدینگی کشور توسط مردم به طلا و دلار -برای حفظ ارزش دارایی شان- تبدیل شده است)
1-امکان تحریمهای یکجانبه نفت را از دشمنان سلب میکنیم در مذاکراتهای آتی هم دست برتر را خواهیم داشت و این تهدید را به خودشان برمیگردانیم این زمینه شکست سیاستهای تحریمی غرب در مواجهه با کشورمان را خواهد شد.
2- ایده ای خواهد بود برای سایر کشورها از جمله روسیه که در تحریم خرید نفت قرار دارند و این زمینه تحریمهای یکجانبه را سست تر و ضعیف تر خواهد کرد تقویت جبهه نظم چند جانبه گرایی جهانی در مقابل سیاست یکجانبه گرایی امریکاییها
3- انحصار تولید در صنایع مختلف از جمله صنعت هواپیماسازی امریکا و غرب که در اختیار شرکتهای بوئینگ و ایرباس هست و یا تولیدات کشاورزی همچون برنج و غلات و دامی نظیر گوشت سفید و قرمز شکسته خواهد شد و باعث تقویت رقیبان فعلی و دشمنان آینده آنان خواهد شد
4-- یکی از اصول رهبری در صورت پرداخت نکردن غرامت وارد کردن خسارت به دشمن است که سرمایه گذاری در رقیبان دشمن یکی از طرق آنست.
5-برای کشورهای پذیرنده نیز منافع بسیاری از جمله تامین انرژی و سرمایه گذاری خارجی را همزمان دارد و لذا یک طرح برد -برد برای طرفین است
شروع این طرح را میتوان با ده درصد از نفت صادراتی آغاز کرد با اجرای این طرح تداوم تحریمها علاوه بر اینکه تاثیر منفی بر اقتصاد ایران نخواهد داشت ضریب نفوذ پذیری سیاسی و اقتصادی ایران در منطقه وجهان و بویژه در میان کشورهای شانگهای را افزایش داده و چین بعنوان مهمترین رقیب و دشمن آمریکا نیز منتفع خواهد شد کما اینکه شرکتهای رقیب آمریکا سرمایه دارتر و تقویت میشوند در چنین شرایطی استمرار تحریمها جز ضرر دو طرفه( انتفاع ایران و کشورهای شانگهای بویژه چین )برای آمریکا نخواهد داشت و این بمعنی مجبور شدن برای گفتگوهایی با تضمین اجرایی بالا برای کشورمان است و اهرم اقتصادی که طرف آمریکایی را وادار به تسلیم امتیازات در مذاکرات و تفاهم نامه های منعقده کند در غیر اینصورت ایران علاوه بر اینکه سرمایه گذاری موثری انجام میدهد درامد خود را نیز از نفت بدست میآورد و شرکای و همپیمانان شانگهای و رقبای امریکا سرمایه های کلانی جهت توسعه بدست میآورند از طرفی وقتی سیاستهای دولت فعلی آمریکا باعث همگرایی و افزایش سرمایه گذاری در کشورهای شانگهای و بریکس در یکدیگر شود موضع دولت و جمهوریخواهان -که شعار "اول آمریکا" را سر میدهند- در انتخابات پیش رو ضعیف تر و سست تر خواهد کرد.