ویرگول
ورودثبت نام
امیر احسان
امیر احسان
امیر احسان
امیر احسان
خواندن ۱ دقیقه·۱۷ روز پیش

مروری بر شخصیت بی‌ثبات و مغموم من(1)

سگ بریند بر این زندگانی که ما داریم! در حال حاضر که این مطلب را به عرض شما می‌رسانم بنده جانوری افسرده و ملول هستم، هر دری را که به روی غم می‌بندم، دری دیگر پدید می‌آید و غم با شدتی دو چندان بر وجودم رخنه می‌کند، داستان من داستان پیریست که روی صندلی‌ کهنه‌اش لم داده و با انگشت های زوار دررفته‌اش بازی می‌کند. او در انتظار مرگ است، اما هنوز مرگش فرا نرسیده است، فلذا غرق در غم و اندوه باز هم به انتظار مرگش می‌نشیند. اما داستان من و پیر تفاوتی دارد که چشم‌پوشی از آن ناشدنی است، او پیر است و در انتظار مرگش است ، من طفلی بیش نیستم و مرگ انتظارم را می‌کشد.
در شرح احوالاتم گفتنی است که دیگر با احساس لذت و شادی غریبگی میکنم، انگار که از بدو ولادتِ منحوسم اوضاع به همین منوال بوده است. از طرفی بنده حقیر بسیار خودبزرگ‌بین و خودشیفته هستم، این در حالی است که هیچ موفقیت قابل ذکری در طول عمر ننگینم کسب نکرده‌ام. به علت داشتن بدنی نحیف و کم‌زور هیچگاه در میادین ورزشی به جایی نرسیدم و یحتمل این روند استمرار خواهد داشت… .

طول عمرغم اندوه
۲
۰
امیر احسان
امیر احسان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید