ماجرای امر به معروف با برنامه نویسی

برنامه نویسی !
برنامه نویسی !

یاد گرفتنِ برنامه نویسی آغاز ورود به یه دنیای جدیده ! یه دنیا پر از اصول و قواعد. وقتی قواعد اون زبونی که باهاش کُد می زنی رو رعایت نمی کنی با پیغام خطا ( Error ) مواجه می شی.

دوستم یکی از کسایی بود که تو یاد گرفتن برنامه نویسی بهم کمک می کرد ؛ بعضی موقع ها کارم اشتباه بود و علارغم رعایت قواعد زبان ، راه بهتری رو برا درست کردن برنامه ام انتخاب نمی کردم. نق می زد که بابا این چه کاریه آخه ؟! این بحث رو برو یادبگیر به دردت می خوره.

اینا رو روی کاغذ کشیدم بعد تبدیل کردم به این خط خطی ها ! سریع میشه واسه مطلب تصویر ساخت !
اینا رو روی کاغذ کشیدم بعد تبدیل کردم به این خط خطی ها ! سریع میشه واسه مطلب تصویر ساخت !

راه رو بهم نشون می داد ؛ اصول کار رو سعی می کرد بهتر متوجه شم. اینکه چطور باید برنامه نویسی کرد ! دانشگاه هم بحث سر اصول کاره ؛ اینکه کدی که می نویسی واضح هست تا یه نفر دیگه هم ازش سر در بیاره ؟ الگوریتم ات بهینه است یا نه ؟ از فضای حافظه رم به درستی استفاد کردی ؟ با الگوهای طراحی آشنا هستی ؟ کدوم معماری رو برای برنامه ات تدارک دیدی ؟ این زبون برنامه نویسی که چسبیدی بهش ، به درد کاری که انجام می دی می خوره ؟ و کلی چیزهای دیگه . . .

تو دنیای برنامه نویسی وقتی اصول رو رعایت نمی کنی بعدا به مشکل می خوری . . . حتی اگه برنامه ات کار کنه ! حالا پُر واضحه اگه قواعد رو درست رعایت نکنی ، برنامه ات کار نکنه. اونجا دیگه بحث اصول نیست . . .

قواعد ، حداقل کاره و اصول ، کار رو بهینه می کنه !
از راحت ترین ژست ها واسه فکر کردن ! البته بعدش چند دقیقه بیشتر طول نمی کشه تا خواب تون ببره !
از راحت ترین ژست ها واسه فکر کردن ! البته بعدش چند دقیقه بیشتر طول نمی کشه تا خواب تون ببره !

به این فکر می کردم چقدر نظمی که تو دنیای برنامه نویسی هست شبیه نظم این دنیاست. دنیا هم قواعد داره و اگه رعایت نشن ، معلومه که یه خطای منطقی در انتظاره. ( مثل Error های پروژه مون ) حالا وقتی قواعد این دنیا معلومه ، چرا برای داشتن یه زندگی بهتر به سراغ اصول درست زندگی نمی ریم ؟

اصول درست زندگی هم چیزی نیست که با آزمون و خطا بدستش بیاریم ؛ مگه چند بار زندگی می کنیم ؟

دنیای برنامه نویسی ساخته و پرداخته ی ذهن بشره و با این حال اصول خاص خودش رو داره. حالا چطور ممکنه خدایی که انسان و این دنیای با قاعده رو خلق کرده ، اصول درست زندگی رو متذکر نشده باشه ؟

خـــــــــــــــــــــــــــــــدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــا !
خـــــــــــــــــــــــــــــــدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــا !

خیلی از ماها ، مثل همین دوست من که اصول برنامه نویسی رو بهم یاد می داد ، آدم هایی نیستیم که حاضر باشیم تن به اصول و توصیه های خدا و فرستاده اش بدیم . . .

_ خدایا ببین من دوستت دارم ، چاکرتم هستم . . . ولی اینی که می گی اینجوری دوست ندارم !

_ مگه کسایی که اینکارا رو نمی کنن آدم نیستن ؟ بیخیال . . .




همیشه این اصول و توصیه ها رو یک جور شبیه به کارهای مرتاض ها می دونیم که فقط محدود مون می کنه ! هیچ موقع نگاه کاربردی از توصیه ها ، اصول ، سبک زندگی و در نهایت دین پیدا نکردیم.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله می فرمایند : لِكُلِّ شَيْءٍ عِمادٌ ، و عِمادُ الدِّينِ الفِقهُ
هر چيزى ستونى دارد و ستون دين ، فهم دين است. بحارالانوار ج1 ، ص216 ، ح30




برای خیلی هامون قابل درک نیست که توصیه های خدا تنها بار معنوی نداره ، کاربرد و نفع مادی هم داره !

خدا اونقدر مهربونه که برای کارهایی که موجب تعالی ما میشه ، منافع مادی هم در نظر گرفته . . .

ان شاء الله ادامه دارد . . .