محدودیت اینترنت در ایران، گویی پنجرهای را به روی دنیای پهناور اطلاعات و ارتباطات، با لایهای ضخیم از غبار پوشانده است. این محدودیتها، فراتر از یک نارضایتی ساده، اثرات عمیقی بر جوانب مختلف زندگی فردی و اجتماعی گذاشتهاند.
از چشمانداز آموزشی و پژوهشی گرفته تا پیشرفت کسبوکارهای نوپا و خلاقیتهای هنری، همه و همه در این محدودیتها نفسگیر شدهاند. دسترسی به دانش جهانی، شرکت در کنفرانسهای بینالمللی، تبادل نظر با همکاران و دانشگاهیان در سراسر دنیا، و حتی یافتن منابع برای یک تحقیق ساده، گاه به چالشی طاقتفرسا بدل میشود. اینترنت، این شریان حیاتی دنیای مدرن، برای بسیاری از ما حکم هوا و آب را دارد؛ وقتی این جریان کند یا قطع میشود، حس خفگی و عقبماندگی اجتنابناپذیر است.
کسبوکارهایی که سعی در رشد و رقابت در بازارهای جهانی دارند، با موانع متعددی روبرو میشوند. دانشجویان و پژوهشگران، فرصتهای یادگیری عمیقتر و بهروزتر را از دست میدهند. هنرمندان و تولیدکنندگان محتوا، در انتقال ایدهها و آثارشان به مخاطبان جهانی با دشواریهای زیادی دست و پنجه نرم میکنند.

اما تأثیر این محدودیتها فراتر از حوزههای تخصصی رفته و بافت اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. خانوادههایی که عزیزانشان در خارج از کشور هستند، گاه برای یک تماس تصویری ساده باید روزها منتظر فرصتی مناسب بمانند. فعالان اجتماعی و مدنی در اشتراک تجربیات و ایجاد همبستگی با مشکل مواجه میشوند. حتی خدمات روزمرهای مانند پرداختهای بینالمللی، دسترسی به نرمافزارهای بهروز یا استفاده از سرویسهای ابری با اختلال جدی روبرو شدهاست.
این محدودیتها همچنین هزینههای اقتصادی سنگینی به همراه آوردهاند. استارتاپهای ایرانی به دلیل مشکلات ارتباطی اعتماد لازم را ایجاد نکردهاند. فروشندگان آنلاین در دسترسی به بازار مصرف کننده با مانع روبرو شدهاند. حتی مشاغل سنتیتر نیز که به تحقیقات بازار، رصد رقبا و ارتباط با تامینکنندگان و سایر موارد جزئی و ساده نیاز دارند، متحمل ضرر شدهاند.
از سوی دیگر، این محدودیتها ناخواسته به شکلگیری "اقتصاد دور زدن" دامن زدهاست. هزینههای اضافی برای VPNهای پرسرعت و نامطمئن، صرف زمان و انرژی برای یافتن راههای جایگزین، و اتلاف ساعات کاری ارزشمند برای دور زدن فیلترها و محدودیت ها، همگی بار مضاعفی بر دوش شهروندان و کسبوکارها گذاشتهاست. این شرایط نه تنها ناکارآمدی سیستم را آشکار میکند، بلکه شکاف دیجیتالی بین قشرهای مختلف جامعه را نیز عمیقتر کردهاست.
انگار بخواهیم با یک نخِ نازک بادبادک، سفینهای فضایی بسازیم و به آسمان ها بفرستیم؛ هدفی بزرگ اما ابزاری محدود. این محدودیتها نه تنها مانع رشد و پیشرفت میشوند، بلکه باعث ایجاد شکافی بین ما و جریان جهانی نوآوری و ارتباطات میگردند.

با این همه، در میان این تاریکی، جرقههای مقاومت و خلاقیت نیز دیده میشود. توسعه شبکههای داخلی، رشد پلتفرمها و تلاش برای خودکفایی در برخی حوزههای نرمافزاری، اگرچه جایگزین کاملی برای دسترسی آزاد به اینترنت جهانی نیست و نخواهد بود، اما نشاندهنده ظرفیت سازگاری و نوآوری ایرانیان در مواجهه با چالشهاست.
امید است روزی این پنجرهها کاملاً باز شوند تا خلاقیت و تلاش ایرانیان، بدون هیچ مانعی، شکوفا گردد و بتوانیم با دنیای پیرامون خود، با سرعتی برابر گام برداریم. تا آن زمان، هر قدم به سوی کاهش این محدودیتها، فرصتی برای نفسکشیدن جامعه ای است که تشنه ارتباط، دانش و پیشرفت است. آیندهای که در آن اطلاعات به مثابه هوا، آزادانه در جریان باشد و هیچ دیواری خلاقیت انسان را محدود نکند.
پ.ن : اگر از آن دسته دوستانی هستید که فکر میکنید با سیم کارت سفید و یا قرارگیری در وایت لیست های این روزها برای اتصال، موفق شدید و کسب وکارتان در امان است و همین که شما و کسب وکار به اصطلاح مردمی مستقلتان(!) وصل باشید کفایت میکند، سخنی برای شما ندارم ولی بدانید که" یکی بر سر شاخ، بن می برید..."