
در ماه آوریل ۲۰۲۵، چین صادرات چند عنصر خاکی کمیاب را مشمول مجوز کرد و کنترلهایی تازه بر بازار جهانی این مواد اعمال نمود. این تصمیم در ظاهر فنی به نظر میرسید، اما در عمل، پیامدهای سیاسی و اقتصادی گستردهای داشت. بسیاری از تحلیلگران آن را بخشی از بازی قدرت چین در برابر آمریکا و متحدانش دانستند؛ چراکه این مواد در تولید تجهیزات دفاعی، انرژیهای پاک و فناوریهای پیشرفته نقشی کلیدی دارند.
چین تقریباً کل زنجیره ارزش عناصر خاکی کمیاب را در اختیار دارد، از استخراج تا فرآوری و ساخت آهنرباهای با کارایی بالا. این انحصار باعث شده هر نوع تصمیم صادراتی آن، بلافاصله روی قیمت جهانی و زنجیرههای تولید سایر کشورها اثر بگذارد. بنابراین محدودیتهای جدید در عمل ابزاری برای اعمال فشار و تنظیم رفتار رقبا محسوب میشود.
۱. کاربرد و اهمیت راهبردی
عناصر خاکی کمیاب در صنایع حیاتی مانند خودروهای برقی، توربینهای بادی، سامانههای تسلیحاتی و ابزارهای الکترونیکی استفاده میشوند. هرگونه اختلال در عرضه آنها میتواند به افزایش شدید هزینه تولید و کاهش رقابتپذیری در صنایع پیشرفته منجر شود. در واقع، این مواد بهنوعی «نفت جدید» برای اقتصادهای فناورمحور محسوب میشوند.
۲. تحلیل از منظر نظریه بازیها
اگر این وضعیت را بهصورت یک بازی دوطرفه بین چین و سایر کشورها (باقی جهان) تصور کنیم، دو تصمیم اصلی در مرکز بازی قرار میگیرد:
چین میتواند صادرات را محدود کند یا ادامه دهد. سایر کشورها میتوانند در پاسخ، در زنجیره تأمین داخلی سرمایهگذاری کنند یا منتظر بمانند. با ترکیب این انتخابها، چهار حالت راهبردی بهدست میآید:
حالت اول: چین صادرات را محدود کند و دیگر کشورها سرمایهگذاری کنند.
در این حالت، کشورها برای کاهش وابستگی به چین سرمایهگذاری سنگینی انجام میدهند. در کوتاهمدت، قیمت بالا میرود و چین سود میبرد، اما در بلندمدت سلطهاش تضعیف میشود.
حالت دوم: چین صادرات را محدود کند و کشورها منتظر بمانند.
اینجا چین میتواند درآمد بیشتری کسب کند و اهرم فشار موقتی به دست آورد، اما اگر این وضعیت طولانی شود، روابط تجاریاش آسیب میبیند.
حالت سوم: چین صادرات را ادامه دهد ولی کشورها سرمایهگذاری کنند.
در این سناریو، در صورت گران بودن تولید جدید، پروژههای جایگزین ممکن است اقتصادی نباشند و در نتیجه، سلطه چین پابرجا بماند.
حالت چهارم: هیچکس تغییر ندهد؛ یعنی وضعیت موجود حفظ شود.
در این حالت، همه در کوتاهمدت آرامش دارند، اما در بلندمدت وابستگی جهان به چین بیشتر میشود.
در یک بازی تکرارشونده، چین میتواند با اعمال محدودیتهای موقت و سپس رفع آنها، رفتار رقبا را تنظیم کند؛ یعنی به آنها هشدار دهد، بدون اینکه واقعاً انحصارش را از دست بدهد.
۳. چرا چین محدودیتها را موقتی نگه میدارد؟
اگر چین برای مدت طولانی صادرات را محدود کند، کشورهای دیگر ناچار میشوند در استخراج و پالایش سرمایهگذاری کنند و در نهایت به سمت استقلال بروند. این یعنی چین بازار خود را از دست میدهد و زیرساختهای گرانش بیاستفاده میماند.
اما اگر محدودیتها کوتاهمدت باشند، میتوانند قیمتها را بالا ببرند و در عین حال، مانع از شکلگیری واکنش بلندمدت رقبا شوند. در واقع، این سیاست مثل یک «شوک هشداردهنده» است که پیام قدرت میفرستد، بدون آنکه توازن بازار را از ریشه بر هم بزند.
این همان الگویی است که چین در سال ۲۰۱۰ هم در قبال ژاپن بهکار گرفت؛ محدودیتهایی کوتاهمدت که اثر سیاسی گذاشتند اما به سرعت برداشته شدند. به نظر میرسد پکن میخواهد نشان دهد ابزار فشار را دارد، ولی قصد استفاده دائمی از آن را ندارد.
۴. نتیجهگیری
به طور خلاصه، رفتار چین را میتوان نوعی «بازی فشار کنترلشده» دانست. پکن میخواهد با محدودیتهای موقتی، جایگاه راهبردی خود را تثبیت کند، بدون آنکه رقبا را به سمت سرمایهگذاری جدی در زنجیرههای جایگزین سوق دهد.
در مقابل، کشورهای دیگر تنها زمانی میتوانند وابستگی خود را کاهش دهند که با همکاری بلندمدت و سرمایهگذاریهای پایدار، ظرفیت استخراج، پالایش و تولید فناوریهای جایگزین را توسعه دهند.
در نهایت، میتوان گفت سیاست چین نه برای فروپاشی بازار، بلکه برای یادآوری قدرتش در آن طراحی شده است، قدرتی که فقط با توازن دقیق بین فشار و همکاری دوام میآورد.
منبع
The Strategic Game of Rare Earths: Why China May Only Be in Favor of Temporary Export Restrictions