آخرین به روز رسانی: 13 تیر 1400
در این سلسله نوشته میخواهم چند ادعا دربارهی زبان فارسی را بررسی کنم. ادعاهایی که در شبکههای اجتماعی زیاد شنیده میشوند. اولین ادعا:
زبان فارسی دومین زبان کلاسیک جهان بعد از زبان یونانی است و همه ی ویژگی های یک زبان کلاسیک را دارد. زبان های لاتین و سانسکریت در ردیف سوم و چهارم هستند.
منبع این ادعا صفحهی ویکی پدیای زبان فارسی است که خودش به نقل از روزنامه همشهری (تاریخ 26 شهریور 1387) است. متاسفانه این شماره از روزنامه در اینترنت نیست. ادعای دقیق چیست؟
«در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبانشناسان اروپایی در برلین، زبانهای یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبانهای کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک بهشمار میآید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات غنی داشته باشد و سوم در آخرین هزارهٔ عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد.»
منابع دیگر جزئیات بیشتر و گاهی ضدونقیضی از این نشست هم دارند. مثلن این که این نشست سه روزه بوده و در نیمه ی سپتامبر 1872 (یا دقیقتر: 17 سپتامبر 1872 برابر با 27 شهریور 1251) برگزار شده یا شاید 1878 یا حتا 1982. موضوع جلسه زبانهای هندواروپایی بوده است. در این نشست زبان شناسان گفتهاند که ادبیات فارسی در قرون وسطا در صدر ادبیات ملتهای دیگر بوده است. در نشست از زبان اوستایی هم به عنوان شاخهی بدون متکلم فارسی حرف زدهاند و گفتهاند این زبان از خراسان شرقی آمده است. شاید در نشست سال 1922 و 1936 هم بر جایگاه زبان فارسی در میان زبانهای کلاسیک تاکید شده است.

اما واقعیت چیست؟ بیایید از «تعریف زبان کلاسیک» شروع کنیم. جورج هارت، زبان شناس دانشگاه کالیفرنیا برکلی و متولد 1945، زبانی را کلاسیک می داند که این سه شرط را داشته باشد:
1- باستانی باشد.
2- سنتی مستقل باشد و نه شاخهای از سنتی دیگر.
3- ادبیات گسترده و بزرگی داشته باشد.
به تعریفی که در آن نشست کذایی بود، شبیه نیست؟ اصل مقالهی هارت دربارهی زبان «تامیلی» است و میخواهد اثبات کند که این زبان کلاسیک است اما وقتی میخواهد از ادبیات (به عنوان شرط سوم کلاسیک بودن یک زبان) حرف بزند اسم زبان فارسی را هم میآورد. بگذارید کامل نقل قول کنم:
کیفیت ادبیات تامیلی به گونهای است که میتواند کنار ادبیاتهای بزرگی مثل سانسکریت، یونانی، لاتین، چینی، فارسی و عربی قرار بگیرد. لطافت و عمق، دامنهی گسترده و کیفیت جهانی باعث میشود تامیلی را یکی از بزرگترین سنتها و ادبیاتهای کلاسیک جهان بدانیم.
هارت این مقاله را در 11 آوریل 2000 نوشته است. پس حداقل الان فهمیدیم که آن سه تا شرط از کجا آمدهاند.
اما ماجرای آن نشست چیست؟ من از سالنامهی برلین شروع کردم. نه در سال 1872 نه سالهای بعدش، چنین نشستی حداقل اتفاق شاخصی در برلین نبوده است. اما گروهی به اسم «جامعهی زبانشناسی اروپا» (که اسمشان به زبان لاتین است: Societas Linguistica Europaea) وجود دارد که هر سال یک همایش 4 روزه در یکی از شهرهای اروپا برگزار میکنند. این گروه از سال 1966 شروع به کار کرده و سال 1987 هم همایشی در برلین داشته است. فقط دو کتاب دربارهی این گروه پیدا کردم. یکی دربارهی هدف و تاریخچهی گروه و یکی هم چندین مقاله از مسئولان همایشهای سالانهی گروه. در هیچ کدام از این کتابها از فارسی به عنوان زبانی کلاسیک یاد نشده است.
علاوه بر این با کلمات کلیدی مختلف (Persian، Persisch، Classical Languages و Berlin) در میان روزنامههای قدیمی نیوزیلند و روزنامههای کتابخانهی کنگرهی آمریکا در بازهی دههی 1870 و حتا سالهای بعدی جستجو کردم و مطلب مرتبطی نیافتم. جستجو در روزنامههای آلمانیزبان قدیمی هم نتیجهی خاصی نداشت (جستجوی کلمات Persisch و Sprachen) جز این که در سال 1886 حرف از برگزاری یک همایش برای زبانهای شرقی (شامل ترکی، عربی، فارسی، چینی، ژاپنی و هندی) در دانشگاه برلین، همراه با سخنرانیهای نظری و تمرینهای عملی بوده است (به طور مشخص میتوان در بین روزنامههای شهر برلین هم جستجو کرد. اما جستجوی من نتیجهای نداشت).
به نظرم چنین ادعایی درست نیست و به نظر میآید تعریف جورج هارت از زبان کلاسیک و اشارهی او به زبان فارسی، این طور تعبیر شده است که زبان فارسی دومین زبان کلاسیک جهان است. در واقع من نه اثری از چنین نشستی پیدا کردم و نه از جایگاه زبان فارسی در بین زبانهای کلاسیک جهان. حداقل یکی از ویژگیهای زبان کلاسیک هم اشتباه نوشته شده است. با این که زبان «فارسی نو» ادبیات پرباری دارد و «فارسی باستان» از قدیم وجود داشته است، اما وقتی میگوییم «فارسی» منظورمان کدام فارسی است؟ فارسی باستان، فارسی میانه یا فارسی نو؟
واقعیت زبان فارسی- 2: زبان فارسی از نظر تنوع ضرب المثل بین سه کشور اول دنیاست؟
- 13 تیر 1400: اضافه کردن یک منبع دیگر (تاریخ دقیق برگزاری همایش مورد ادعا)، کتابیکردن متن و ویرایش متن، تیترگذاری، اضافه کردن نتیجهی جستجو در روزنامههای نیوزیلند، کتابخانهی کنگرهی آمریکا و روزنامههای آلمانیزبان.