
ویژگی های بارز ایرانی ها : از متخصص بودن در همه زمینه ها تا تعارف های اتمی و کشنده
۱. ایرانی؛ متخصص همهچیز، از دوران نطفه
• کارشناسِ همهچی، از فوتبال تا فیزیک کوانتوم
ما ایرانیها از همون وقتی که تو شکم مادر هستیم، داریم به مامانهامون مشاوره زایمان بدون درد میدیم.
بچه که به دنیا میآد، هنوز "بابا" رو درست نمیگه، ولی سر سفره به همه میگه: «نون کمتر بخور، ضرر داره.»
- طرف تا حالا تو عمرش با شورت ورزشی عکس هم نداره، ولی تو اینستاگرام پست گذاشته:
«۱۰ اشتباه کشنده در تمرینات بدنسازی که مربیها بهتون نمیگن!»
بعد خودش تنها کاری که با دمبل کرده، اینه که یک بار برای تعویض جابهجاییش کمک کرده.
- یکی دیگه تا حالا از نزدیک توپ فوتبال ندیده، ولی موقع بازی تیم ملی، از ترکیب تیم تا سیستم دفاعی و بحران اقتصاد ایتالیا رو تحلیل میکنه:
«مشکل ما سیستم ۴-۲-۳-۱ نیست، مشکل اینه که فلانی مهاجم نوک نیست، فالس ناینه…»
- مامانها و عمهها هم که استاد کلینیک تغذیه هستن:
- دکتر میگه: «فشار خون دارید، برنج سفید کمتر.»
- مامان میگه: «این دکترا هیچی حالیشون نیست، تو ضعف کردی، یه دیس برنج بخور جون بگیری.»
در فرهنگ ما «نمیدونم» تقریباً فحش حساب میشه. اگر از یه ایرانی بپرسی:
«نظرت درباره افزایش نرخ بهره بانکی در اروپا چیه؟»
یا یه چیزی میگه، یا میگه:
«بذار دقیق بهت بگم چی شده…»
و از همونجا وارد تاریخچه بانکداری از هخامنشیان تا اتحادیه اروپا میشه.
۲. کارشناس روابط بینالملل پشت سفره شام
تحلیل سیاست جهانی بین قاشق برنج و قاشق ماست
سر سفره شام ایرانی، دو چیز همیشه هست: تهدیگ و تحلیل اوضاع جهان.
- بابا تا ۵ دقیقه پیش داشت با آچار شلاقی دنبال شیر آب میگشت،
ولی به محض اینکه خبر شبکه میگه «گفتوگوی سران دو کشور…»، بابا میگه:
«اینا همش سناریوی آمریکاست، من از دو سال پیش میدونستم اینجوری میشه.»
- عموی خانواده از سال ۶۸ تا الان تو یک اداره ثابت کار کرده،
اما راجع به آینده بازار نفت، ارز دیجیتال، بورس نیویورک و وضعیت جنگ اوکراین اظهار نظر میکنه،
بعد آخرش با اعتمادبهنفس میگه:
«من اگر جای رئیسجمهور اون کشور بودم، اصلاً این کارو نمیکردم.»
سر یک دیس قورمهسبزی، تمام روابط بینالملل حلوفصل میشه؛
فقط کسی نیست این راهحلها رو به دولتها ترجمه کنه!
---
۳. تعارف: هنر ملی خودآزاردهی
تعارف؛ جایی که «بفرمایید» یعنی «نخورید»
در فرهنگ ما، هیچوقت نمیفهمی مردم واقعاً چی میخوان.
- میزبان: «خواهش میکنم، این کیک مال شماست، مال مهمونه، ما که هر روز داریم میخوریم!»
- مهمان، در حالی که ۳ ساعت در راه بوده و قند خونش افتاده: «نه توروخدا، من اصلاً اهل شیرینی نیستم!»
- مغز مهمان: «بده بخوریم دیگه…»
سه دور کیک میچرخه، همه "نه" میگن، ولی به شکل معجزهآسایی کیک ناپدید میشه.
دانشمندان هنوز نفهمیدن این وسط کی خورد!
یا این مدل تعارفها:
- «اگه مزاحمت نیست، میآیم.»
ترجمه: «من میآم.»
- «اگه زحمت نیست یه لیوان آب میخورم.»
ترجمه: «بمیرم از تشنگی هم میخورم، فقط بده.»
تعارف در ایران مثل نرمافزار سیستمیه؛ همیشه در پسزمینه در حال اجراست.
۴. ایرانی در داخل vs ایرانی در خارج
• شخصیت دوگانه: نسخه ایران و نسخه خارج
همون آدمی که تو ایران از ۵۰ متری چراغ قرمز رو که میبینه، گاز میده که قبل قرمز شدن رد شه،
وقتی میره خارج، اگر چراغ زرد هم بشه، ماشین رو خاموش میکنه، مدارک رو میذاره تو داشبورد، دستاشو میذاره روی فرمان، میشمره: «هزار و یک، هزار و دو…»
- تو ایران:
- صف نونوایی: «داداش من عجله دارم، بذار برم جلو.»
- همون آدم در خارج:
- صف بانک: اگر اشتباهی یکی بیاد جلوتر، با لبخند میگه: «No problem, you go…»
تو ایران:
«این قانونا همش الکیه، به درد نمیخوره.»
خارج:
«We must respect the rules!»
انگار وقتی از مرز رد میشیم، نسخه جدیدی از سیستمعاملمون نصب میشه!
۵. زندگی با «میگن» و «شنیدم که»
• دانشگاه آزادِ «میگن»، واحد شایعهشناسی
منبع علمی شماره یک در فرهنگ ما: «میگن».
- «میگن فلان چیز سرطان میاره.»
- «میگن فلان غذا رو با فلان چیز بخوری، کلا لاغر میشی.»
- «شنیدم فلانی رفته، فلانجا اینجوری شده…»
اگر بپرسی کی گفته؟
جوابها معمولاً این شکلیه:
- «همه دارن میگن.»
- «تو واتساپ دیدم.»
- «تو اینستاگرام یه ویدئو دیدم، خودش دکتر بود.»
بعد همون اطلاعات واتساپی میشه مبنای تصمیمات بزرگ زندگی.
جمعبندی :
ما ایرانیها ترکیب عجیبی هستیم از:
• اعتمادبهنفس در حد مشاور کاخ سفید
• تعارف در حد خودآزاری
• زرنگی موقع رد شدن از چراغ قرمز
• مهربونی موقع قرض دادن نمک و رب به همسایه.
• تازه اگر روزی این عیوب رو در خودمون اصلاح کنیم فکر میکنیم چیزی از ما کم شده