روزها گذاراست و انسان بی صبر
دل ها تنگ است و انسان پر از درد
من ها بیچاره است و انسان پر از غم
مشت ها گره است و انسان بی شرم
روز ها گذشتند و من در آتش صبر سوختم
دلم مچاله شد بین سنگ و من درد بارم شد
من ها که گفتم که من بودم بیچاره پر از غم
استخوان شکست و گره وا شد من سوختم