به عنوان یه دانشجو…

واقعا خستم.
از زنده بودن و زندگی نکردن
از چک کردن اخبار و قیمت ها
از ناامیدی ایی که اجازه زندگی بهم نمی ده
از ادمایی که غم هاشون رو پشت لبخند های فیک و الکی پنهون کردن.
خستم از این روزا
از …
به نظرم امید چیزیه که به زندگی معنا می بخشه و وقتی امید نداشته باشی یا امیدی هم که داری روز به روز از دست بدی به مرور معنای زندگی رو از دست می دی اینکه امید داشته باشی یا نه ، دست تو نیست گاها دلیل می خواد برای امیدوار بودن و ممکنه در طول روز هزاران دلیل بیاری که امیدوار باشی و بجنگی ولی همین زندگی و گذر روز همون دلایل رو ازت بگیرن.
بعضا زندگی به طور کل معنای خودشو برام از دست می ده و احساس پوچی و ناامیدی کل وجودمو می گیره.
اینکه با کلی انگیزه برای زندگیت ، اینده ات ، کارت ، درست و… پلن های قشنگ بچینی و بعد بشینی و بی فایده بودن همه تلاش هاتو ببینی واقعا خوب نیست.
ما خسته اییم نه از کار کردن بلکه از بی فایده بودن تلاش هامون
ما بی عرضه نبودیم ما فقط مجبور بودیم برای رسیدن به هدف ها کوچیکمون صد برابر توان بذاریم و حتی خیلی وقت ها بسته به شرایطمون نرسیم.
این روزا واقعا حال هیشکی خوب نیست به دلایل مشخص
و فکر می کنم اینجا هم اکثریت به نوشتن پناه میارن
البته همچنان امیدواریم که روزای خوب میاد :))