باور دارم و امید....

باور دارم و امید که روزی،  کلمات یکی خواهند شد،

زبان یکدگر را ، خواهیم فهمید 

حرفها بی ابهام خواهند شد ...

 شاید  کلمات هم بی مصرف شوند 

وقتی چشمانمان همدیگر را بخوانند و

در سکوت، نگاهها،

کمک کنند تا رهاشویم از ویرانی های درون ،

عقده های گشوده نشده ،

زخمهای دل  ....

باور دارم بجای خواهیم رسید که

سکوت را بر سخن ترجیح دهیم ...

آنروز شب و روزمان

جز صدای دلنشین بهار،

صوتی نخواهد داشت و

چشمانمان،

جز زیبای ها را ، باور نخواهد کرد ....

آنروز در ایوان زندگی مینشینیم و

به بالش بیخیالی تکیه میدهیم ،

شبها در سکوت شب ، راز جهان را ، می گشایم...

زیبایی ماه را سیر تماشا میکنیم ،

ستاره های مهربانی را میشماریم ،

روزها بر صداقت خورشید صحه میگذاریم ،

و زیر باران عشق

قدم میزنیم

.97/1/29

سیمین.ح