برای خودت زندگی کن ، نه برای نمایش به دیگران....
رقص ستاره های سفید و کوچک زیباست

برف میبارد و نم نم دل من
شاد میگردد از این رقص قشنگ
غصه اما ته دل ناله کند
هست آیا همه را سقف امروز ؟
کودک کار چه در کف دارد
دانه ای هست برای گنجشک ؟
پیرمردی که کنار جاده،
میوه می داد، کجا خواهد رفت؟
دست ها یخ زده، دلها چه خبر ؟
هست امروز یه دلگرمی خوب؟!
برف بارید و کشید پرده پاک
محو شد هرچه سیاهی اینجاست
سقف ها را همه یک رنگ نمود
رخت زیبا به تن دار و درخت
کاش یک پرده ز پاکی ها را
بر دل عالم و آدم بکشد
کاش امروز همه را شاد کند
غصه را آب کند، برف امروز.....
سیمین.ح

برف ،غزل خداست
برکویردل زمین
ترنم شادی آسمان
در رسیدن به زمین
آواز کلاغهای راه گم کرده
و نوای بادهای طوفان زده
در این سرمایی ویرانگر
رقص برف
مست میکند
دل را
سیمین.ح
پ.ن:نمی دونم چرا وقتی برف می یاد نا خودآگاه دلم شاد میشود .بیاد دوران کودکی و برف بازی ها و آدم برفی هایش می افتم .این دانه ها رقاص، به زمین که میرسند، انگار ساز رقصشان را ، به گوش ها هدیه می کنند که این چنین هیجانی در آدمها ایجاد میشود ، اگرچه هستند آدمهایی که غصه شان بیشتر میشود وغم نداری با بارش برف سنگین تر میشود ، چه تلخ است حکایت ما آدمها ، از هم غافلیم و غرق خودیم و هیچ حواسمان به اطرافیانمان نیست ، به دلهای که با برف شاد نه ، آشوب میشوند ، و از رایگانترین لذت دنیا ، ساده ترین و زیباترین های طبیعت هم محرومند .....
مطلبی دیگر از این نویسنده
کویر
مطلبی دیگر در همین موضوع
واکنش های خیلی معمولی برای اتفاق های کاملاً غیرمعمولی!
بر اساس علایق شما
چاره ای جز جنایت نیست!