من سوگندم را فراموش نکردم

من: سلام

او: سلام.خوبین؟ خوش آمدین. شما بودین سرفه می کردین؟

من: بله .ببخشید خیلی سعی کردم سرو صدا نکنم اما نشد...

او: خواهش میکنم .حق دارین. سرفه که دست آدم نیست. مشکلتون همینه

من: بله .والا دیگه خستم کرده، هم خودم را هم اطرافیان را...

او:ظاهرا که رفلاکس معده است . چند وقته

من:(با تعجب).راستش حدودا بیست ساله درگیرم. بهترین دکترهای آلرژی و آسم و ریه و .... هرکدام یه چیزی گفتند . یه مدت خوب شده و دوباره به بهانه ای مثل سرماخوردگی شروع میشه، تا حال کسی به معده شک نکرد !!!

او: سرفه های شما ، خودشان داد میزنند که از معده می آیند.......

تلفن زنگ میزنه

او: بله بفرماین

پشت خطی : سلام . من پسرم آبریزش داره ، میخوام آنتی هستامین بدم مشکلی نداره ؟

او: پسرتون وزنش چنده و چه آنتی هستامینی میخوای بدی

پشت خطی : 22 کیلوست .نمی دونم والا سوادم نمیکشه بخونم

او:(اسم چند تا انتی هستامین را میگه )

پشت خطی : (رو یکیش فریاد میزنه ) همین آقای دکتر ، همین که الان گفتین

او: نصف بهش بده کامل ندی این نوع برای پسر22 کیلوی نصفش کافیه

تلفن قطع میشه

من: شما برای همه اینطور تلفنی طبابت میکنید

او: بله .ببین اینجا(نسخه را نشانم میدهد) تلفن همراهم هست و همیشه آنلاین هستم .هرموقع مشکلی داشتین مهم نیست چه ساعتی باشه حتما زنگ بزنید. بیدار باشم حتما راهنمایتون میکنم

من: خدا خیرتان بدهد . سالهاهست با دکترهای متفاوتی برخورد دارم. دیگه قطعا به این نتیجه رسیده بودم که نسل شما ها منقرض شده. شما تمام تجربیات مرا زیر سوال بردین!!!

او: من سوگندم را فراموش نکردم

من می مانم بهت زده و حیران با یه دکتر سراسر عشق ، مهر ، انسانیت ، ...چه میتوان گفت که جبران زحماتش باشد جز دعای خیر و سلامتی برای خودش و خانوادش....

یک دکان کوچک ، از همین مغازه ها که یک دهنه هست و یه بالکن بعنوان طبقه کمکی درون خود دارد. دم در مغازه که بمانید یک راهرو باریک حدود یک متر را تا انتهای مغازه خواهید دید که دست چپتان با پارتیشن به سه بخش جدا شده بخش اول میز منشی بخش دوم یک اتاقک بسیار کوچک اتاق معاینه و بخش سوم سه تخت کوچک با پرده و تشکیلاتش برای انجام تزریقات و سرم و غیره .

بخشی از سوگندنامه پزشکان:
همواره حدود الهی و احکام مقدس دینی را محترم شمارم، از تضییع حقوق بیماران بپرهیزم و سلامت و بهبود آنان را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم بدارم.در معاینه و معالجه حریم عفاف را رعایت کنم و اسرار بیماران خود را، جز به ضرورت شرعی و قانونی، فاش نسازم.خود را نسبت به حفظ قداست حرفه پزشکی و حرمت همکاران متعهد بدانم و از آلودگی به اموری که با پرهیزکاری و شرافت و اخلاق پزشکی منافات دارد، اجتناب ورزم.همواره برای ارتقای دانش پزشکی خویش تلاش کنم و از دخالت در اموری که آگاهی و مهارت لازم را در آن ندارم، خودداری کنم.در امر بهداشت، اعتلای فرهنگ و آگاهی‌های عمومی تلاش کنیم و تأمین، حفظ و ارتقای سلامت جامعه را مسئولیت اساسی خویش بدانم.»

اینجا مطب یک پزشک بود .دکتر میر محمد علی علوی که زیر تابلویش نوشته شده داخلی -اطفال .

این سید بزرگوار را یکی از همکارانم معرفی کرد . وقتی بعداز مدتها تحت نظر بهترین دکترای تهران و فوق تخصصان آلرژی و ریه و .... بودن و نتیجه حاصل نشدن ، و همکارا از سرفه های مداوم اول صبح من خسته شدن، یکی از همکاران گفت : فلانی برو پیش این سید. دستش شفاست .امتحانش ضرر نداره.

خب بله ضرر نداره .پیش خودم فکر کردم من که این همه هزینه کردم و انواع عکس و آزمایش .... را تجربه کردم اینم روش . حالا فوقش بقدر یک ویزیت دکتر عمومی هم ضرر کنم . به مطب زنگ زدم و خانمی اعلام کرد که دکتر 6 عصر به بعد هست . نوبتم نمیخواد هرموقع اومدین نوبت میدم. این شد که 6 عصر رفتم مطبش.

مطب که چه عرض کنم مغازه اش. در آن راهرو باریک سه نفر نشسته بود و من شدم نفر چهارم.اون مدت که اونجا بودم خیلی سعی میکردم سرفه نکنم اما خب خیلی موفق نبودم و هر از گاهی یه سرفه ای چند تایی سرو صدا ایجاد میکرد. با توجه به کوچک بودن محیط و نزدیکی به در اتاق معاینه ، دلم نمیخواست باعث آلودگی صوتی بشم و حواس دکتر را پرت کنم اما واقعا دست خودم نبود.


ایشان در همه جای مطب و همه برگه های خود شماره مبایلش را به ثبت رسانده و قبل از خداحافظی با هر مریض تاکید میکند "هرموقع از شبانه روز کاری داشتین زنگ بزنید".

راستش امروز وقتی پست آقای محمد را خواندم بر خودم واجب دانستم ، این دکتر شریف و انساندوست را معرفی کنم و مورد قدردانی قرار دهم. باشد که تلنگری باشد برای دیدن خوبی ها و خوبها و نیز انسانیت در همه دلها زنده بماند.

پ.ن1 :قطعا خوبی های ایشان و امثال ایشان ، در یک پست و چند جمله نمی گنجد. اما توان من جز این نبود برای تشکر و قدر دانی

پ.ن2: قطعا در همه زمینه ها آدمهای خوبی هستند که شگفت زده مان میکنند. برای ترویج و تشویق به گسترش خوبی ، چه خوب که قدردانی شوند......