نوعی خداحافظی

با سلام و درود ها

الان که چک کردم آخرین پستم بتاریخ 13خرداد بوده، یعنی چیزی حدود 5ماه پیش که من هیچ فعالیتی در این سایت نداشته ام..... البته به این معنی نیست که واقعا هیچ فعالیتی نداشته ام، بیشتر وقتها بقولی چراغ خاموش می آیم و پستهای خوب را می خوانم اما مثل قبل حس فعالیت و شور و شوق نوشتن را یه جورای از دست دادم.شاید بخاطر پیری باشه نمیدونم شایدم بخاطر اداهایی که صاحبان ویرگول یه مدت در آوردن، شایدم بخاطر کرونا و شایدم پاییز و ابرو باد ومه .........به هر حال آن شور و شوق نوشتن دراینجا از بین رفته، شاید یه روزی دوباره برگرده خدا داند .....

علی الحساب این پستا میزارم یه وقت دیدین کرونا یقه مارا هم گرفت و نشد بیاییم

از همه دوستانی که در این مدت مرا تحمل کردند تشکر میکنم، از تمام دوستانی که نوشته هایم را با حوصله خواندن و چه آنها که نظرات زیبایشان را به صفحه ام هدیه کردند چه آنها که چراغ خاموش خواندن و رفتن ، چه آنها که لایک کردند ، چه آنها که لایق لایک ندیدن ، از همه و همه بینهایت تشکر می کنم. اینجا با دوستان خوب زیادی آشنا شدم، نمیخوام اسم ببرم یه وقت خدای ناکرده کسی از قلم بیافته ، همه عزیزن و مورد احترام ،

خیلی چیزهای خوب یاد گرفتم و البته بازهم، چراغ خاموش خواهم آمد و خواهم خواند، چرا که آموختن را دوست دارم واینجا همیشه مطالب مفید پیدا میشه،.....

برای تک تک دوستان و عزیزانشان آرزوی سلامتی و شادی دارم. در این دوران کرونایی خیلی خیلی مراقب سلامتی خود و عزیزانتان باشین. و امیدوارم اگر بدی از من دیدین به بزرگی خود حلال کنید......

ضمنا پیشاپیش میلاد با سعادت پیامبر عزیزمان را خدمت همه دوستان تبریک عرض میکنم 
بقول یکی از دوستان حُسن ختام این پست هم نوشته ای از خودم تقدیم به شما عزیزان:

جانم به لبم می رسد از کثرت آهت
ای دل چه کنی با تن بیمار و خرابت
گه میکشیم سوی خرابات خیالی
گه میبریم سوی سراهای تعالی
گه خنده دهی، شور و نشاطی برسانی
گه زهر کنی کام و تو آهی برسانی
گه عشق بود آینه پاک دل تو
گه غصه شود عادت دیرین دل تو
بگذار دمی بی تو زمان بگذرد ای دل
بگذار نفس تازه کند این قفس، ای دل
بیهوده سپر شد همه ی عمر به پایت
بگذار فراموش شود ، پوچی راهت
تنها به خدا بند بکن ، جان و دلت را
اینجا به زمین هیچ نبند، دست و دلت را
اینجا همه دنبال سرابند و خرابند
اینجا همه پر کینه و بی حق و حسابند
اینجا همه با رنگ هم آغوش بمانند
پرهیز کن از رنگ ، تو بگذار بتازند
در پیله خود ساکت و آرام مکان کن
با عشق الهی همه جا نقل و مکان کن
جز عشق و وفایش مجو هیچ مجو تو
جز وصف جمالش نگو هیچ نگو تو
مهر بر لب خود زن ، نکن شکوه، گلایه
ای دل ، خموش باش و بخز در دل سایه
فریاد به جایی نرسد ، حفظ حیا کن
بی صوت صدایت شنود ،گوش فرا کن
سیمین حیدریان



یا حق

12/8/99