
برای بسیاری از نومعلمان، صمیمی شدن با دانشآموزان در نگاه اول نشانه علاقه، دلسوزی و تعهد به کار به نظر میرسد. تصور میکنند هرچه فاصله کمتر شود، یادگیری عمیقتر خواهد شد و رابطه مؤثرتر شکل میگیرد. گاهی این تصور، آنقدر پررنگ میشود که مرزهای حرفهای آرامآرام کمرنگ میشوند؛ از رد و بدل شدن شماره تلفن شخصی گرفته تا به اشتراک گذاشتن راههای ارتباطی در شبکههای اجتماعی، تنها برای نزدیکتر شدن و ایجاد حس صمیمیت بیشتر.
اما آنچه در ظاهر «نزدیکی» نامیده میشود، همیشه به معنای رابطه سالم نیست. محیط آموزشی، پیش از آنکه محل دوستی باشد، فضای مسئولیت است؛ جایی که هر نقش، تعریف مشخصی دارد و هر رابطه، باید در چارچوبی امن و روشن شکل بگیرد. در بسیاری از مؤسسات و آموزشگاهها، اساساً نیازی به ارتباط مستقیم و خارج از محیط کلاس میان معلم و دانشآموز یا حتی اولیای آنها وجود ندارد و این ارتباطها، اغلب چیزی جز شبکهسازی عاطفی بیضرورت نیست.
در مورد کودکان و نوجوانان، مسئله حساستر میشود. ایجاد وابستگی عاطفی خارج از عرف میان معلم و دانشآموز، نهتنها کمکی به رشد آنها نمیکند، بلکه میتواند به روح و روانشان آسیب بزند. وظیفه معلم، ساختن وابستگی نیست؛ معلم برای انجام یک مأموریت حرفهای وارد کلاس میشود و روزی این مأموریت به پایان میرسد. اگر در این مسیر، پیوندی عاطفی و شخصی شکل گرفته باشد، خلأ حاصل از پایان رابطه میتواند برای دانشآموز سردرگمی، دلتنگی و حتی آسیبهای عاطفی به همراه داشته باشد.
در مورد دانشآموزان بزرگسال نیز، صمیمیت خارج از عرف و کشیده شدن رابطه به بیرون از محیط کار، جایگاه حرفهای معلم را بهتدریج متزلزل میکند. وقتی مرز استاد و شاگردی کمرنگ شود، توقعاتی شکل میگیرد که دیگر آموزشی نیستند. معلم اگر بخواهد به این توقعات تن بدهد، ناچار است از اصول حرفهای خود عبور کند و اگر نپذیرد، کدورت و دلخوریای ایجاد میشود که رابطه آموزشی را مخدوش میکند. در هر دو حالت، بازنده اصلی، کیفیت آموزش و حرمت رابطه است.
کلاس درس، جای دوستی نیست؛ جای رابطهای عزتمندانه، محترمانه و هدفمند است. معلم حرفهای میداند که احترام، با صمیمیت اشتباه گرفته نمیشود و نزدیکی واقعی، از مسیر اعتماد حرفهای میگذرد نه ورود به حریم شخصی. او به اندازه کافی پخته است که دایره دوستانش را بیرون از موقعیتهای کاری و بر اساس شناختی برابر و آزادانه شکل دهد، نه در دل رابطهای که ذاتاً نابرابر است.
حرفهای بودن، گاهی یعنی «نه» گفتن به وسوسه محبوب بودن. یعنی حفظ فاصلهای امن که هم شأن معلم را نگه میدارد و هم امنیت روانی دانشآموز را. در آموزش، هر رابطهای که مرزش روشن نباشد، دیر یا زود مسئلهساز میشود؛ و معلم بالغ کسی است که پیش از آنکه مسئلهای شکل بگیرد، مرزها را میشناسد و پاس میدارد.
از مجموعه «درسهایی برای خودمان» علی قائم منتظری
نقل تمام و یا بخشی از این نوشته به شرط آنکه امانتِ واژه و منبع اثر پاس داشته شود، بلامانع و مزیدِ امتنان نگارنده (علی قائم منتظری) خواهد بود.