حل مشکلات زندگی با رویکرد استراتژیک

همه انسان ها در زندگی روزمره ی خود با مشکلات کوچک و بزرگی دست و پنجه نرم میکنند و عموم افراد نیز در سدد حل کردن این مشکلات راه های متفاوتی را امتحان میکنند که گاهی منجر به بدتر شدن آن مشکل نیز میشود. علم استراتژی یکی از شاخه های مدیریت است که به کمک سازمان ها و شرکت های بزرگ برای رفع مشکلاتشان میاد.حال اگر این علم آنچنان قدرتمند است که میتواند به شرکت های همچون سامسونگ و اپل در حل مشکلاتشان کمک کند؛ آیا غیر منطقی است که ما انسان های نیز برای مشکلات روزمره مان دست به دامان این علم شویم؟!

در این نوشته قصد دارم که جزئیات طراحی یک استراتژی خوب را به کمک کتاب "استراتژی خوب، استراتژی بد" نوشته ی Richard Rumelt بررسی کنم. سعی شده است برنامه ریزی و طراحی استراتژیک را برای مسائل روزمره ی زندگی و نه مسائل مربوط به کسب و کار، به شما خوانندگان عزیز توضیح داده و امیدوارم که از خواندن این مطلب نهایت لذت و استفاده را ببرید.


قبل از شروع هرچیز بیاید سری به تعریف استراتژی بزنیم.استراتژی مجموعه از قوانین و اقداماتی است که باید ها و نباید هارا مشخص میکند. به عبارتی دیگر برای تولید یک استراتژی خوب مجموعه ای از ایده ها و برنامه ی عملی ای نیاز است که مسیرمان را مشخص کرده و مهمتر از آن سریعا ما را وارد مرحله ی عملی کار کند.

در تعریف بالا چند نکته حائز اهمیت می باشد:

  1. باید ها و نباید ها: اصولا همه ی ما دربرنامه ریزی هایمان مجموعه ای از باید ها طراحی می کنیم اما تعداد کمتری از ما هستند که نباید ها را دراستراتژی خود جای میدهند. مشخص کردن نباید ها در استراتژی باعث میشود که ما بیش از پیش در مسیر درست حرکت کنیم و از حواس پرتی های بیهوده و عوامل مزاحم دوری کنیم.
  2. برنامه ی اقدامات plan of action : قلب هر استراتژی اقداماتی هستند که برای رسیدن به اهداف مورد نظر انجام میگیرد. "برنامه ی اقدامات"برنامه ای است که چگونگی عمل کردن به باید ها و نباید ها را به صورت مشخص درآورده و مارا در مسیر درست نگه میدارد.
  3. اهداف و ایده ها: یکی از مهم ترین عوامل در طراحی یک استراتژی خوب مشخص کردن اهداف میباشد. در مورد اهداف نکات بسیار مهمی وجود دارد که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت.



پیش نیاز های یک استراتژی:


قبل از طراحی استراتژی خود باید به چند نکته توجه داشته باشیم.

  1. انتخاب یک مسیر خاص: در هنگام طراحی استراتژی انتخاب کردن مسیر موردن نظر (هدف اصلی) بسیار مهم است.عموما افراد دوست دارند بین گزینه های مورد نظرشان چندین گزینه را انتخاب کرده و در همه ی آنها پیشرفت کنند که متاسفانه در دنیای واقعی چنین چیزی امکان پذیر نیست.بدین جهت ما نیاز داریم که اهدافمان را اولویت بندی کرده و سپس برمبنای اولویت های مشخص شده تصمیم خود را بگیریم.
  2. شناسایی منابع دردسترس:در زندگی هر فردی منابع مختلفی وجود دارد که هرکسی بسته به نیاز هایش باید از آن ها کمتر یا بیشتر استفاده کند. برخی از این منابع عبارت اند از: زمان، سرمایه، افراد، اشیا، دانش و... . یک استراتژیست خوب میبایست توانایی تشخیص منابع دردسترس و تخصیص بهینه ی آنها را به برنامه ی اقدامات داشته باشد همچنین همه ی ما باید کاملا از شرایط کنونی خود مطلع باشیم و بر مبنا شرایط و منابع دست به طراحی استراتژی بزنیم.



عناصر تشکیل دهنده هر استراتژی:

برنامه ریزی ها و استراتژی های هر شخص مسلما باهم متفاوت است اما به طور کلی هر استراتژی سه جنبه ی اساسی دارد که ما در پروسه ی طراحی باید به آنها توجه کنیم.

  1. تشخیص:بررسی موقعیت و شرایط کنونی برای پی بردن به مشکلات احتمالی در طول مسیر
  2. سیاست راهنما: رویکردی که ما برای حل مشکلات تشخیص داده شده اتخاذ میکنیم.
  3. اقدامات منسجم: اقداماتی برای دستیابی به اهداف سیاست راهنما



وطیفه ی مهم استراتژیست!

یکی از مهمترین نکاتی که یک استراتژیست حتما باید به آن بپردازد؛ ارائه ی فرضیه های استراتژیک است. هر استراتژیست موظف است با در نظر گرفتن تمام عوامل ذکر شده بالا و یا هر عاملی که میتواند بر هدف تاثیر گزار باشد؛ فرضیه ی استراتژیکی را ارائه دهد که به کمک این فرضیه مشکلات شناسایی شده برظرف شوند و با آزمون و خطا درستی آن فرضیه را اثبات یا رد کند تا بتواند در طول پروسه بهترین نطریه ی استراتژیک را ارائه دهد.