
مصاحبه فقط برای بیکارها نیست
خیلیا تا اسم مصاحبه کاری میاد، یاد استرس و سوالای عجیب و جوابای از پیشحفظشده میافتن. انگار مصاحبه فقط واسه وقتیه که بیکار شدیم و دنبال کار جدید میگردیم.
ولی واقعیت اینه که مصاحبه فقط یه مرحله از استخدام نیست، یه جور تمرینه، یه آیینهست که خودت رو توش میبینی. هر مصاحبه، حتی اگه به کار ختم نشه، یه فرصت یادگیریه. من خودم هر بار که رفتم مصاحبه، حتی اگه قبول نشدم، کلی چیزی یاد گرفتم، از خودم، از بازار، یا از طرز فکر شرکتهای دیگه.
اگه هنوز سر کار هستیم هم خوبه هر چند ماه یهبار مصاحبه بریم. چرا؟
۱. فیدبک از رزومه و لینکدینمون میگیریم:
دلایل رد شدن یا فیدبک مثبت، کمک میکنن بفهمیم کجای کارمون قویه و کجا رو باید تقویت کنیم.
۲. شناخت بازار کار:
ممکنه یه زبان یا فریمورک رو سالها بلد باشیم، ولی بازار دنبال چیز دیگهای باشه. مصاحبه کمک میکنه بفهمیم نیاز روز چیه و مهارتهامون چقدر بهروزن.
۳. ارزیابی مهارتهای نرم و سخت(Soft skills <> Hard skills):
خیلی وقتا مصاحبه باعث میشه متوجه بشیم یه مبحثی رو یادمون رفته یا سراغش نرفتیم. بعدش میریم سراغ یادگیری دوباره. از اون مهمتر، مهارتهای نرم مثل مذاکره، اعتماد به نفس و نحوهی پاسخ دادن به سوالات رفتاری(Behavioral) و حتی سوالات استاندارد مصاحبه HR هم خودش تمرین میخواد.
۴. شناخت ارزش واقعیمون در بازار:
اگه چند سال تو یه شرکت باشیم، معمولاً افزایش حقوقمون فقط به اندازهی تورمه. مصاحبهها بهمون نشون میدن توی مقایسه با بازار کجاییم و آیا وقتشه برای افزایش حقوق مذاکره کنیم یا دنبال فرصت جدید بگردیم.
۵. مصاحبه مثل کنکوره:
هر شرکتی سبک خودش رو داره، ولی بعضی از سوالها و مراحل تکراریان. اینکه دانش و تجربهی کاری زیادی حتی توی شرکتای بزرگ رو داشته باشیم، لزوماً دلیل نمیشه مصاحبه رو راحت پاس کنیم و هر جا رفتیم قبول بشیم. آشنایی با تکنیکهای مصاحبه، تمرکز، و آمادگی ذهنی خودش یه مهارته. مخصوصاً تو بخش فنی و لایو کدینگ.
با همین دید رفتم سراغ مصاحبهم با Proxify چون به ادعای خودشون ۱٪ تاپ دولوپرها رو استخدام میکنن و شرکتهایی مثل EA یا لوفتهانزا باشون کار میکنن.
اگه تجربه قبلی من از مصاحبه با شرکت Upwork رو نخوندید، پیشنهاد میکنم این مقاله رو بخونید تا با فضای مصاحبههای بینالمللی و تفاوتشون با شرکتای ایرانی بیشتر آشنا بشید.
Proxify کیه
Proxify یه پلتفرم بینالمللیه (Agency) که توسعهدهندهها، طراحها و متخصصهای داده و AI رو به شرکتهایی از سراسر دنیا وصل میکنه. نکتهی جالبش اینه که فقط حدود ۱٪ از متقاضیها قبول میشن، چون قبلش یه ارزیابی فنی حسابی ازشون میگیرن. به قول خودشون، ظرف دو روز میتونن بهترین نفر رو برای یه پروژه معرفی کنن و حداقل تو حوزه فلاتر هر جا سرچ میکنم همیشه آگهی اینا میاد بالا.
مراحل مصاحبه

اولین چیزی که موقع اپلای برای شرکتهایی مثل Proxify توجهم رو جلب کرد، شفاف بودن روند استخدامشونه. از همون اول دقیق میدونی قراره چه مراحلی رو طی کنی و چی انتظارت رو میکشه، نه مثل بعضی جاها که وسط کار تازه میفهمی قراره مصاحبه سوم هم داشته باشی!
مرحلهی اول ثبتنامه، وارد سایت Proxify.io میشی، بخش مخصوص دولوپرها رو انتخاب میکنی و اطلاعاتت مثل رزومه، تخصصها، حوزهی کاری و حقوق مورد انتظار رو وارد میکنی. جالبه بدونی کشور «ایران» هم توی لیستشون هست، هرچند خودم تست نکردم ببینم برخوردشون چطوریه و لوکیشن ترکیه رو زدم.
مصاحبه زبان
بعد از اینکه رزومه و اطلاعاتی که وارد کرده بودم تأیید اولیه شد، یه ایمیل اومد که نوشته بود تا یه هفته وقت دارم تست زبان رو انجام بدم. تست حدود نیم ساعت طول میکشه و حداقل نمرهای که باید بگیری C1 هست تا وارد مرحلهی بعد بشی.
این تست توی سایت smalltalk2.me برگزار میشه. قبل از شروع، برای آشنا شدن با روندش چند بار توی بخش تمرین سایت تست زدم. خدایی سایت جالبی بود برای تمرین اسپیکینگ و حتی تو حالت رایگانش هم میتونی یه بار کامل امتحان بدی.
تست در واقع یه مصاحبهی شبیهسازیشده با یه هوش مصنوعی خانمه که سوالهای استاندارد HR میپرسه و همزمان صدا و ویدیوت ضبط میشه. بسته به جوابهات سوالهای بعدی رو انتخاب میکنه و بعضی وقتا سعی میکنه عمیقتر بره توی جزئیات.
البته توی مصاحبهی اصلی، فقط چند سوال اول شبیه تست بود و بقیه بیشتر حالوهوای آزمون IELTS داشت. مثلاً یه سوالش این بود که:
اگه بخوای یه ایونت آنلاین برگزار کنی، چه مراحلی رو طی میکنی؟
و باید مثل رایتینگ انگلیسی، با ساختار منظم جواب میدادی:
First, second, then, after that, finally…
یا به سبک رایتینگ آیلتس یه چارت میده و باید چند دقیقه در موردش صحبت کنی و چارت رو تحلیل کنی.
یه بخش دیگهش هم بود که چند تا متن نسبتاً سخت میداد و باید با تلفظ درست روخوانی میکردی.

ارزیابی تکنیکال
مرحلهی بعدی، ارزیابی فنی یا Technical Assessment بود. مرحلهای که توی بیشتر شرکتهای خارجی رایجه. معمولاً چند تا مسئلهی الگوریتمی یا کدینگ میدن تا مهارت حل مسئلهت رو بسنجن. این دقیقاً همون جاییه که تمرین و تسلط روی ساختار دادهها و الگوریتمها حسابی به درد میخوره.
برای تمرین هم سایتهای زیادی وجود داره که شرکتها ازشون استفاده میکنن، معروفترینشون LeetCode، Codility و CodeSignal هستن. معمولاً هم خود شرکت، لینک تست رو از یکی از همین پلتفرمها برات میفرسته.
تو حالت تمرینی، میتونی با هر زبانی که دوست داری مسئلهها رو حل کنی، ولی تو تست اصلی معمولاً فقط باید با همون زبانی کد بزنی که موقع اپلای انتخاب کردی.
ارزیابی من توی Codility بود که محیطش نسبت به بقیه خستهتره 😅. همهشون یه ادیتور خیلی ساده دارن که فقط سینتکس زبان رو میشناسه و Ctrl + Space هم به زور کار میکنه! و یه قسمت که تستکیس هارو مینویسین.
معمولاً دو تا سؤال میدن: یکی در سطح متوسط و یکی سخت. علاوه بر اون، برای من دو صفحه سوال تستی هم از Dart و Flutter بود، ده سوال در هر صفحه.
جالب اینجا بود که یکی از سوالها اشتباه طراحی شده بود و باعث شد نمرهم ۹۰٪ بشه و البته بلافاصله ریپورتش کردم 😄

مصاحبه منابع انسانی
بعد از اینکه همهی مراحل قبلی رو با موفقیت گذروندم، تازه رسیدم به مصاحبهی منابع انسانی، یعنی همون جایی که بالاخره با یه آدم واقعی حرف میزنی، نه هوش مصنوعی! بعد از اینکه تایم مصاحبه رو از بین چند گزینه انتخاب کردم، یه ایمیل با لینک Google Meet برام اومد، بههمراه یه کوییز اختیاری که حدود نیم ساعت طول میکشید. سوالاتش از اون مدل سوالات رفتاری (Behavioral) بود که جواب درست یا غلط قطعی نداره، ولی میخواد ببینه تو موقعیتهای کاری مختلف چطور تصمیم میگیری و مهارتهای نرمت در چه سطحیه.

۵۰ تا سوال رفتاری بود. مثلا سوال اولش:
What would you do if you found a new technology (e.g., tool, library, API) that could make your project more successful?This question is required.*
A: I would discuss it with my manager to evaluate whether we should explore or implement it.
B: I would experiment with the technology on a small use case before recommending it.
C: I would share the idea with the team and see if there’s potential before investing more time.
D: I would stay with proven technologies unless there’s a clear need for change.
E: I would research the technology and evaluate the prototype’s potential with the team.
شرکت Proxify سوئدیه، ولی جالب این بود که مصاحبهکنندهی من خودش ساکن ترکیه بود. یعنی دقیقاً همون چیزی که نگرانش بودم اتفاق افتاد. چون قوانین و شرایط کاری ترکیه رو کامل میدونست و نمیشد راحت از کنارش رد شد. من همیشه با این توضیح وارد مصاحبه میشم که «ساکن ترکیهام ولی بین ایران و ترکیه در رفتوآمدم و حساب بانکیم هم ترکیهست».
اگه هنوز حساب ارزی ترکیه ندارید، قبلاً توی این مقاله نوشتم چطور میتونید بازش کنید.
از همون اول مصاحبه بحث روی همین موضوع بود:
شهروند ترکیهای هستی؟ مجوز کار داری؟ مالیات رو ترکیه میدی یا ایران؟ آیا شرکت ترکیه داری که بتونیم B2B کار کنیم؟
سعی کردم قانعاش کنم که مشکلی پیش نمیاد و از نظر پرداخت هم خودشون با سایت Deel کار میکنن، که تقریباً هر نوع پرداختی حتی کریپتو رو پشتیبانی میکنه.
بقیهی مصاحبه بیشتر سوالات کلاسیک HR بود:
از خودت بگو، چرا از شرکت قبلی اومدی بیرون، با چه زبانها و تکنولوژیهایی کار کردی، یه چالش سختی که داشتی رو چطور مدیریت کردی و...
خوشبختانه از اون سوالهای معروف «خودتو پنج سال دیگه کجا میبینی؟» نپرسیدن 😅
فضای مصاحبه خیلی آروم و محترمانه بود. حس نمیکردی دنبال مچ گرفتن باشن، بیشتر سعی میکردن مطمئن بشن همه چیزهایی که تو رزومه نوشتی واقعاً تجربهاش رو داری.
در ادامه هم از شرایط کاری و مزایا گفتن: حداقل ساعتی ۲۵ یورو (همون مقداری که درخواست داده بودم)، حدود ۲۰ و چند روز مرخصی سالیانه، و پشتیبانی آموزشی برای رشد توی مسیر حرفهای.
یکی از سوالهای مهم هر مصاحبه اینه که چقدر با شرکت آشنا هستی؟
خیلی مهمه قبل از مصاحبه، حتماً دربارهشون تحقیق کرده باشی.
من هم دربارهی تغییرات Proxify در دو سال گذشته صحبت کردم، نکات مثبتشون رو گفتم و یکی دو مورد چالشی هم اشاره کردم. مشخص بود ذوق کرده که اینقدر شناخت دارم.
ولی در نهایت فکر میکنم دلیل اصلی اینکه این مرحله رو رد نکردم، سوال آخرشون بود:
پرسیدن با Riverpod (یکی از state managementهای Flutter) و سرویسهای AWS و Azure چقدر کار کردی؟
توضیح دادم که با BLoC و GetX کار کردم و با Riverpod آشنا هستم ولی عمیق نه. در مورد AWS هم گفتم صادقانه تجربهاش رو ندارم(بهخاطر تحریمها معمولاً نقطه ضعف ما ایرانیاست)
واقعیت اینه که توی رقابتهای بینالمللی، وقتی تعداد متقاضیها بالاست، معمولاً کسی انتخاب میشه که بیشترین match رو با نیاز اون پروژه داره نه الزاماً کسی که قویتره.

مصاحبه تکنیکال
من متأسفانه به این مرحلهی آخر نرسیدم، ولی از تجربهی بقیه میشه فهمید سبک سوالها چطوریه. معمولاً یه مصاحبهی فنی با یکی از دولوپرهای ارشد Proxify برگزار میشه که روی تجربههای کاری، نحوهی حل مسئله، و معماری پروژههایی که قبلاً کار کردید تمرکز داره. هدفش اینه ببینن چقدر توانایی دارید که توی پروژههای واقعی بینالمللی بتونید مستقل و موثر عمل کنید. از اینجا میشه دید سبک سوالاتی که میپرسن چطوریه.
بعدش چی؟
اگه این مرحله هم رد میکردم تازه وارد نتورک پراکسیفای میشدم یا به عبارت دیگه Developers pool.
از اونجا به بعد هر وقت شرکت پروژهی جدیدی میگیره همهی دولوپرها میتونن برای پروژه اپلای کنن، و بر اساس فاکتورهایی مثل مهارتهای مرتبط، تایمزون، قیمت ساعتی، و تجربهی قبلی انتخاب میشی. بیشتر پروژهها هم بلندمدتن. نکتهی مهم اینه که صرف قبول شدن در مصاحبه به معنی شروع درآمد نیست. ممکنه وارد شبکه بشی ولی چند ماه هیچ پروژهای بهت نرسه. این همون چیزیه که خیلی از دولوپرها توی Reddit و Glassdoor هم بهش اشاره کرده بودن.
نکته پایانی
هر مصاحبه، حتی اونایی که به آفر نمیرسن، یه تجربهی ارزشمندن و باعث میشن مهارتهامون توی همون ۵ موردی که اول مقاله گفتم رشد کنه. ولی واقعیت اینه که همیشه یه درد مشترک همراه ماست:
اینکه مسیر کاریای که برای بقیه دنیا ساده و شفافه، برای ما پر از مانع و استرسه. از فیلتر و تحریم گرفته تا چالش پرداختهای ارزی، نوسان قیمت دلار، نگرانی از بسته شدن حساب بانکی، قطعی برق و اینترنت وسط مصاحبه، یا حتی پیدا کردن یه VPN پایدار برای چند دقیقه تماس تصویری!به قول معروف: Iran is not for beginners
با همهی اینها، ما یاد گرفتیم مسیرمون رو هر طوری هست طی کنیم.
امیدوارم این نوشته بتونه به شما کمک کنه که اگه تصمیم گرفتید اپلای کنید، با آمادگی بیشتری جلو برید و تجربهتون رو با بقیه هم به اشتراک بذارید 🌱