ویرگول
ورودثبت نام
آران محی‌الدین بناب
آران محی‌الدین بناب
آران محی‌الدین بناب
آران محی‌الدین بناب
خواندن ۷ دقیقه·۶ روز پیش

الفبای فرانسوی و نشانه‌های آوایی آن

دختر نوجوان کرد در حال یادگیری الفبای فرانسوی
دختر نوجوان کرد در حال یادگیری الفبای فرانسوی

الفبای فرانسوی همان ۲۶ حرف لاتین را دارد اما ارزش آوایی این حروف با انگلیسی متفاوت است. به ویژه R, X و Y.

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

یک حرف می‌تواند چند ارزش آوایی داشته باشد، و یک صدا می‌تواند با چند ترکیب نوشتاری نوشته شود.

چند مثال از تلفظ فرانسوی:

  • eau: /o/

  • beaucoup: /boku/

  • fille: /fij/

  • vin: /vɛ̃/

قواعد تلفظ

مصوت‌ها یا واکه (Voyelles)

سیستم واکه‌ای فرانسه از نظر تنوع کیفیتی (vowel quality contrasts) غنی‌تر از فارسی است، هرچند برخلاف فارسی در فرانسهٔ معیار امروز تقابل طولی واجی وجود ندارد.

الف) مصوت‌های ساده

  • /i/ (مثلاً در si): «ای»

  • /e/ (مثلاً در été): «اِ کشیده»

  • /ɛ/ (مثلاً در père): «اِ باز»

  • /a/ (مثلاً در patte): «اَ»

  • /o/ (مثلاً در eau): «اُ» بسته

  • /ɔ/ (مثلاً در porte): «اُ» باز

  • /u/ (مثلاً در tout): «او»

  • /y/ (مثلاً در tu): بین «ای» و «او» (لب‌گرد)

/y/ برای فارسی‌زبانان چالش‌برانگیز است چون زبان در موقعیت /i/ است ولی لب‌ها در موقعیت /u/.

ب) مصوت‌های تو دماغی (nasales)

  • /ɑ̃/ (مثلاً در sans): «اَن» تو دماغی

  • /ɛ̃/ (مثلاً در vin): بین «اَن» و «اِن» تو دماغی

  • /ɔ̃/ (مثلاً در bon): «اُن» تو دماغی

  • /œ̃/ (مثلاً در un): بین «اَن» و «اُن» تو دماغی (در فرانسهٔ مدرن

    /œ̃/ تقریباً به /ɛ̃/ ادغام شده است.)

در مصوت‌های بینی(تو دماغی)، مسیر بینی باز است و هوا هم‌زمان از دهان و بینی عبور می‌کند.

معمولاً ترکیب «مصوت + n/m» بدون تلفظ n/m.

  • bon → /bɔ̃/

البته اگر بعد از n/m یک واکه بیاید → n/m تلفظ می‌شود.

  • bonne → /bɔn/

پ) صامت‌ها (Consonnes)

بیشتر صامت‌ها آشنا هستند، اما باید به چند مورد کلیدی زیر توجه داشت:

  • /ʁ/ (مثلاً در Paris): سایشی-اُوولار (در انتهای دهان، نزدیک زبان کوچک، بین «ق» و «ر» فارسی اما نه دقیقا)

  • /ʒ/ (مثلاً در jardin): مثل «ژ»

  • /ʃ/ (مثلاً در cheval): مثل «ش»

  • /ɲ/ (مثلاً در montagne): مانند «نی» در «canyon»

ت) نیم‌مصوت‌ها (Semi-voyelles)

  • /j/ (مثلاً در fille): مانند «ی» در «پایان»

  • /w/ (مثلاً در oui، moi): مانند «و» در تلفظ‌های کهن «خواهر»

  • /ɥ/ (مثلاً در nuit یا huile): بین «ی» و «و»، با لب‌گرد

    .

ث) e muet (یا e caduc)

حرف «e» در بسیاری از واژه‌های فرانسوی تلفظ نمی‌شود یا به‌صورت /ə/ ضعیف شنیده می‌شود. در حقیقت e muet در فرانسه فقط یک واکه نیست، بلکه ابزار تنظیم ریتم است. در شعر کلاسیک فرانسوی حتی شمارش هجایی وابسته به تلفظ یا عدم تلفظ آن است. باید توجه داشت که é، è، ê هرگز «mute» نیستند و همواره تلفظ مشخص /e/ یا /ɛ/ دارند.

  1. در پایان واژه: در فرانسهٔ معیار امروز، e پایانی تقریباً همیشه حذف می‌شود. مثلا petite می‌شود /pətit/

  2. در آغاز واژه معمولاً حفظ می‌شود: مثلا semaine می‌شود /səmɛn/

  3. در موقعیت میانی، رفتار آن تابع ساخت هجا و ریتم گفتار است. مثلا petit می‌شود /pəti/ و حتی /pti/

الگوی کلی حفظ e muet برای جلوگیری از خوشهٔ دشوار است. مثلا در fenêtre اگر e پایانی حذف شود به /fnɛtʁ/ می‌رسیم که در آن خوشهٔ صامت‌ها در ابتدای هجا (f-n-ɛ-t-ʁ) دشوار است. بنابراین e muet برای راحتی تلفظ واژه حفظ می‌شود و تلفظ به صورت /fənɛtʁ/ باقی می‌ماند. اما در petit garçon در گفتار سریع، e muet حذف می‌شود و به /pti ɡaʁsɔ̃/ می‌رسیم چون خوشهٔ صامت‌ها پس از حذف e muet هنوز قابل تلفظ است: /p-t-i ɡ-a-ʁ-sɔ̃/.

فرانسوی زبانی پیوسته است

Enchaînement (به معنای «پیوستگی» یا «زنجیره‌ای کردن») یکی از پدیده‌های مهم آوایی در زبان فرانسه است که باعث می‌شود گفتار فرانسوی پیوسته، روان و بدون وقفه به نظر برسد. این پدیده کمک می‌کند کلمات در جمله به هم «بچسبند» و مرز بین آن‌ها محو شود، که یکی از دلایل اصلی دشواری شنیدن و درک فرانسه برای غیربومی‌ها (از جمله فارسی‌زبانان) است. فرانسه سه مکانیسم اصلی برای پیوستگی دارد: liaison، élision و enchaînement.

Liaison از فعل لاتین ligāre گرفته شده است. که معنای پیوند دارد. این ریشه در واژه‌های دیگری نیز دیده می‌شود: ligament، ligue، allier.

liaison (اسم ساخته‌شده از lier + پسوند ‑aison) پسوند -aison اسم عمل می‌سازد. پس liaison یعنی عمل پیوند. مثل وامواژه‌های روبرو که از فرانسوی به انگلیسی آمده‌اند: comparison، reason، season.

بر خلاف Liaison که در دستگاه واژه‌سازی فرانسوی ایجاد شده Élision یک وامواژه است که در قرن ۱۶ با معنی «عمل بیرون زدن، کوبیدن، حذف» از زبان لاتین وارد فرانسوی شده و به مرور معنای آن به «حذف مصوت پایانی و جایگزینی با آپاستروف» تبدیل شده است.

Ē- (بیرون) + līdere (زدن) + -siō (اسم عمل)

  • collision: برخورد (وام‌واژه‌ی collision در انگلیسی)

  • lésion: آسیب، ضایعه (وام‌واژه‌ی lesion در انگلیسی)

Enchaînement (آن‌شِن-مون) یا زنجیره‌سازی

Enchaînement: ساده‌ترین و رایج‌ترین نوع پیوستگی است و بدون تغییری در نوشته فقط در گفتار اتفاق می‌افتد. دو قاعده برای Enchaînement داریم.

  1. Enchaînement consonantique (رایج‌ترین): صامت تلفظ‌شده پایانی به مصوت بعدی می‌چسبد.
    مثلا در une amie واج n از une به a از amie می‌چسبد. /ynami/

  2. Enchaînement vocalique: دو مصوت پشت سر هم بدون مکث در یک جریان تلفظ می‌شوند.
    مثلا در tu as واج u از tu به a از as می‌چسبد. /tya/

Liaison (لیزُن) یا پیوند

صامت‌های پایان کلمات معمولا تلفظ نمی‌شوند. اما اگر واژه‌ی بعدی با مصوت شروع شود فعال می‌شوند.

les amis: /le.z‿a.mi/

اما liaison همیشه مجاز نیست چون این پدیده صرفاً آوایی نیست و می‌تواند نشانه‌ی ساخت نحوی نیز باشد.

اجباری:

  • حرف تعیین + اسم: مثلا les amis خوانده می‌شود lezami (نه le ami)

  • ضمیر + فعل: مثلا ils aiment خوانده می‌شود ilzaiment (نه il aiment)

  • حرف اضافهٔ کوتاه + مصوت: مثلا dans un خوانده می‌شود /dɑ̃z‿œ̃/ (نه dɑ̃ œ̃)

  • بعد از قیدهای تک‌هجایی به ویژه plus و très و trop

  • بعد از اعداد (به عنوان تعیین‌کننده): مثلا deux و trois

  • در ترکیب‌های تثبیت‌شده مثل نمونه‌های زیر:

    • de temps en temps: /də tɑ̃z‿ɑ̃ tɑ̃/

    • États-Unis: /etaz‿yni/

ممنوع:

  • et: مثلا در toi et moi به جای twa ɛ mwa هرگز نمی‌گوییم twa ɛt mwa

  • h aspiré: مثلا در les héros به جای le eʁo هرگز نمی‌گوییم lezeʁo

  • اسم مفرد + صفت: مثلا در savant anglais اگر liaison انجام شود معنا تغییر می‌کند.
    اگر بخوانیم /savɑ̃tɑ̃ɡlɛ/ موجب ابهام شنیداری با شکل مونث می‌شود. پس می‌خوانیم /savɑ̃ ɑ̃ɡlɛ/.

اختیاری:

  • فعل + متمم: مثلا il est allé à Paris را در فضای رسمی می‌گوییم i lɛ t ale اما در محاوره می‌گوییم i lɛ ale

  • (قید/صفت) کوتاه + اسم: مثلا très utile را در فضای رسمی می‌گوییم tʁɛzytil اما در محاوره می‌گوییم tʁɛ ytil

Élision (ایلیزیُن) یا حذف

  • le ami → l’ami

  • je aime → j’aime

دو مصوت کنار هم «تنش» ایجاد می‌کنند(hiatus) و élision با حذف مصوت پایانی پیش از مصوت بعدی و تبدیل آن به آپاستروف(') این تنش را حل می‌کند. البته élision فقط برای کلمات گرامری کوتاه و پرکاربرد (articles, pronoms, prépositions ساده و برخی conjonctions) اجباری است تا تلفظ روان شود:le، la، de، je، me، te، se، ne، que، ce، si، jusque، lorsque، puisque، quoique.

نکته: h aspiré چون مصوت نیست هرگز باعث ادغام نمی‌شود اما h muet مانند مصوت رفتار می‌کند.

  • harpe(h aspiré): la harpe

  • homme(h muet): l’homme

استثناهای حرف تعریف معین (le/la)

  1. اعداد و حروف الفبا: le huit، le A

  2. واژه‌های خارجی که با W یا Y، Uی که با نیم‌مصوت یا صامت تلفظ می‌شوند شروع می‌شوند.
    yaourt، yoga، yacht، yen، yiddish، yankee، Yémen، Yougoslavie، Yellowstone، week-end، whisky، wagon، watt، wombat

  3. le oui هم ادغام نمی‌شود که با lui اشتباه گرفته نشود.

سایر استثاها:

  1. si فقط وقتی قبل از il/ils بیاید مشمول élision می‌شود؛ در بقیه موارد مثل on و elle ادغام ممنوع است.

  2. پس به جز در presqu’île و quelqu’un/quelqu’une قیدهای presque و quelque در هیچ واژه‌ی دیگری ادغام نمی‌شوند. آن سه واژه هم به دلیل این است که انقدر پر کاربرد هستند تقریبا یک واژه‌ی مستقل شده‌اند شبیه به aujourd'hui که در حقیقت از ترکیب au +‎ jour +‎ de +‎ hui به معنای on the day of today آمده.

نشانه‌های نوشتاری (Accents)

در فرانسه، accents فقط تزئینی نیستند؛ کارکرد تمایزی دارند.

1. Accent aigu(اِگُو) یا تیز (é)

صدای e را از /ə/ که بین «اِ» و «اُ» است به /e/ که بین «اِ» و «ی» است تبدیل می‌کند. (مثل «شِیر» کوتاه و سریع). مثلا در été.

2. Accent grave(گْراو) یا گود/بم (è, à, ù)

  1. صدای e را به /ɛ/ که خیلی نزدیک به «اِ» معمولی فارسی است تبدیل می‌کند. مثلا در père.

  2. روی a و u صرفا تمایز معنایی ایجاد می‌کند:

    1. ou(یا) و où(کجا)

    2. la(او را) و là(آنجا)

3. Circonflexe(سیرکونفلکس) یا هلالی (ˆ)

  1. نشانه‌ی تاریخی حذف حرف s پیش از صامت که در فرانسوی قدیم تلفظ نمی‌شده.

    1. forêt ← forest

    2. hôpital ← hospital

  2. گاهی صرفا تمایز معنایی:

    1. du: حرف اضافه

    2. dû: اسم مفعول

  3. در برخی موارد، تمایز آوایی و معنایی نیز ایجاد می‌کند و نقشی فعال در سیستم واجی دارد.

    1. le cote (/kɔt/): ساحل

    2. la côte (/kot/): دنده (استخوان)، آج (لاستیک)

4. Tréma(ترما) یا روزنه (¨)

برای نشان دادن این است که دو حرف مجاور (معمولاً دو مصوت یا یک گروه که ممکن است یک صدای ترکیبی بسازند) باید جدا از هم تلفظ شوند (diérèse یا جداسازی).

  1. در بیشتر موارد جفت دو مصوت است و ترما روی مصوت دوم می‌آید تا بگوید این مصوت را جدا تلفظ کن

    1. naïf(نا‌ئیف): /na.if/

    2. Noël(نوئِل): /nɔ.ɛl/

    3. haïr(آایر): /a.iʁ/

    4. ambiguë(اُن‌بی‌گُو): /ɑ̃.bi.ɡy/

    5. contiguïté(کُن‌تی‌گُوی‌ته): /kɔ̃.ti.ɡy.i.te/

5. Cédille(سدی‌ی) یا علامت کوچک (ç)

زیر c می‌آید و باعث می‌شود c پیش از a/o/u صدای /s/ بدهد: façon

هجی‌کردن و بی‌نظمی‌های رایج

نوشتار زبان فرانسوی از گفتارش محافظه‌کارانه‌تر است و این منجر به سه نوع بی‌نظمی شده است.

  1. حروف خاموش (بسیار رایج‌اند)

    1. parlent → /paʁl/

    2. beaucoup → /bo.ku/

  2. چندنوشتاری برای یک صدا مثلا o و au و eau همگی /o/ خوانده می‌شوند. یا ph و f و همینطور qu و k.

  3. (/f/) یا qu/k (/k/) غایب است.

  4. چندصدایی یک حرف

    1. c: /k/ in car & /s/ in ce

    2. g: /g/ in gare & /ʒ/ in gentil

۰
۰
آران محی‌الدین بناب
آران محی‌الدین بناب
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید