ویرگول
ورودثبت نام
آران محی‌الدین بناب
آران محی‌الدین بناب
آران محی‌الدین بناب
آران محی‌الدین بناب
خواندن ۸ دقیقه·۱۱ روز پیش

ساز و کار اشاره در زبان فرانسه (Les démonstratifs)

شب امتحان؟

اگر بخواهیم همه‌چیز را به چند تصمیم ساده تبدیل کنیم:

  • اسم بعدش آمده؟ صفت اشاره ce / cet / cette / ces

  • اسم حذف شده ولی مرجع مشخص است؟ ضمیر اشاره‌ی شخصی یا ارجاعی celui / celle / ceux / celles

  • داریم معرفی یا تعریف می‌کنیم؟ ضمیر اشاره غیرشخصی یا خنثی ce + être

  • داریم دربارهٔ یک مفهوم کلی یا موقعیت حرف می‌زنیم؟ ضمیر اشاره عمومی ça / cela

خلاصه مفهومی:

صفت اشاره: انتخاب اسم
ضمیر اشاره‌ی ارجاعی: جایگزینی اسم
ضمیر اشاره خنثی: وارد کردن به گفت و گو. (بعدا با il در مورد آن حرف می‌زنیم)
ضمیر اشاره عمومی: ارجاع به کل ایده

مقدمه

من به‌عنوان یک فارسی‌زبان، وقتی شروع به یادگیری فرانسه کردم، در ابتدا وسوسه شدم به‌جای حفظ واژگان، فقط کلمات اشاره را یاد بگیرم و با «این» و «آن» همه‌چیز را پیش ببرم 😈. اما خیلی زود فهمیدم که سیستم اشاره در فرانسه آن‌قدر ساختاریافته، چندلایه و حساس به نقش دستوری است که بیشتر به تله می‌ماند تا میانبر😅.

بر خلاف زبان فارسی که سیستم اشاره‌اش تقریبا در این و آن خلاصه می‌شود، در زبان فرانسه، سیستم اشاره بسیار غنی و ساختاریافته است. این سیستم شامل صفات و ضمایر اشاره‌ای می‌شود که هر کدام قوانین خاص خود را دارند.

به عبارت دقیق‌تر در فارسی تمایز «صفت/ضمیر» اشاره نقشی است نه صرفی اما در فرانسه این تمایز ساختاری و صرفی، و الزامی است. همین تفاوت، ریشه‌ی بسیاری از خطاهای فارسی‌زبان‌هاست.

ضمایر و صفت‌های اشاره در زبان فرانسوی

۱: صفات اشاره

Adjectifs Démonstratifs (ce, cet, cette, ces)

تعیین‌گر + اسم + پسوند فاصله(اختیاری)

صفت اشاره همیشه قبل از اسم می‌آید(به جای article) و بدون اسم نمی‌تواند وجود داشته باشد. یک صفت است که وظیفه‌ی آن پاسخ به سوال ذهنی «دقیقاً کدام یکی؟» با اشاره و مشخص‌سازی اسم است، نه توصیف آن.

این اشاره می‌تواند فزیکی (در فضا)، مروری (چیزی که قبلاً گفته شده)، یا ضمنی (چیزی که هر دو طرف می‌دانند) باشد.

در زبان فارسی ما با استفاده از «این» یا «آن» این کار را انجام می‌دهیم اما در زبان فرانسه یک تعیین‌گر (déterminant) پیش از اسم می‌آید که صرفا مفهوم اشاره کردن دارد و با اسم از نظر جنسیت و تعداد مطابقت می‌کند و برای اشاره به فاصله از پسوندهای -ci (نزدیک) و -là (دور) پس از اسم استفاده می‌کنیم.

چهار صفت اشاره‌ی مختلف وجود دارد که در ادامه می‌بینیم:

  • برای اسم‌های مذکر مفرد که با حرف بی‌صدا شروع می‌شوند: ce

  • برای اسم‌های مذکر مفرد که با حرف صدا‌دار شروع می‌شوند: cet

  • برای مونث مفرد (صدادار یا بی‌صدا): cette

  • برای جمع (در همه‌ی حالات): ces

مثال‌ها

  • ce

    livre

  • ce héros (h muet: /e/)

  • cet arbre

  • cet homme (h aspiré: /ɔm/)

  • cette maison

  • cette école

  • cette histoire

  • ces arbres

  • ces maisons

اما پسوند‌های فاصله، این پسوندها معنایی شبیه به «این کتاب اینجا» / «آن کتاب آنجا» ایجاد می‌کنند. در زبان محاوره‌ای معمولاً -là را برای همه چیز استفاده می‌کنند، حتی برای اشاره به چیزهای نزدیک!

  • ce livre-ci :این کتاب (نزدیک)

  • ce livre-là: آن کتاب (دور)

۲: ضمایر اشاره‌ای ارجاعی

Pronoms démonstratifs référentiels (celui, celle, ceux, celles)

این ضمایر جای اسم را می‌گیرند و باید با اسمی که جایگزین می‌کنند از نظر جنسیت و تعداد مطابقت کنند و باعث جلوگیری از تکرار غیرضروری اسم می‌شود.

کاربردهای رایج

  • وقتی قبلاً اسم را آورده‌ایم و می‌خواهیم دوباره در مورد آن صحبت کنیم. «اونی که شایان دوست داشت»

  • وقتی می‌خواهیم دو چیز را در مقابل هم قرار دهیم. «اینیکی یا اونیکی؟»

  • وقتی اسم را نمی‌دانیم یا نمی‌خواهیم تکرار کنیم: «اینو بده»

انواع ضمیر اشاره‌ی ساده

  • مذکر مفرد celui

  • مؤنث مفرد celle

  • مذکر جمع ceux

  • مؤنث جمع celles

ضمایر اشاره‌ی ذاتاً «ناتمام» هستند. آن‌ها جنس و تعداد را مشخص می‌کنند اما مرجع را مشخص نمی‌کنند. بنابرین ضمیرهای ساده هیچ‌وقت به تنهایی استفاده نمی‌شوند و باید با یکی از این سه چیز بیاید تا مرجع ساخته شود.

  • ساخت مرجع از طریق «مکان / فاصله» با پسوند -ci/-là (مقایسه، تقابل، انتخاب بین گزینه‌ها)

  • ساخت مرجع از طریق «ویژگی تعریف‌کننده» در جمله وصفی با qui/que/dont (وقتی اسم را ندانیم یا «ویژگی» مهم‌تر از «نام» باشد)

  • ساخت مرجع از طریق «رابطه»: حرف اضافه + اسم (مالکیت، همراهی، منشأ، ابزار، تعلق)

یک خطای رایج استفاده از celui بدون این‌ها است در پاسخ به کدام؟
در فرانسوی celui یعنی «آن یکی مذکر منفرد» و یک فرانسوی زبان بعد از آن اجباراً منتظر ادامه است تا مرجع ساخته شود. مثلا Je veux celui. برای یک فرانسوی مثل این است که بگوییم من آنیکی را می‌خواهم که این سوال را بر می‌انگیزد که آنیکی کدام؟

مثال‌ها

  • Celui-là doit être revu.

  • Celui-ci est plus simple.

  • Celui qui a posé la question était très attentif.

  • Je cherche celle qui parle français.

  • Je préfère celui de Paul à celui de Marc.

  • Donne-moi celle avec le chapeau.

۳: ضمیر مفهومی یا غیرارجاعی

Pronoms démonstratifs neutres (ce)

CE + ÊTRE | معرفی، تعریف و قضاوت کلی

ساختار پایه:

  • C’est + اسم / صفت

  • Ce sont + اسم جمع

۱) معرفی یک شخص یا چیز برای اولین بار در یک گفت‌وگو

  • C’est un médecin. (او دکتر است ← معرفی حرفه)

  • C’est ma sœur. (این خواهر من است)

  • C’est un bon restaurant. (این یک رستوران خوب است)

  • Ce sont mes amis. (این‌ها دوستان من هستند)

  • Ce sont des étudiants français. (این‌ها دانشجویان فرانسوی هستند)

  • C’est un ingénieur. Il est très créatif. (اول معرفی بعد توصیف)

  • C’est un professeur. Il est très strict. (اول معرفی بعد توصیف) (این [آقا/خانم] یک استاد است.)

  • C'est magnifique ! (این [اتفاق/چیز] فوق‌العاده است!)

۲) شناسایی و تطبیق «این همان … است»

  • C’est le professeur dont je t’ai parlé. (این همان استادی است که درباره‌اش بهت گفتم)

  • C’est la solution au problème. (این راه‌حل مسئله است)

  • C’est ce que je voulais dire. (این همان چیزی است که می‌خواستم بگویم)

  • Ce sont les clés de la maison. (این‌ها کلیدهای خانه هستند)

  • C'est la vie. (این [همان] زندگی است.)

۳) قضاوت کلی دربارهٔ یک موضوع

  • C’est intéressant. (جالب است)

  • C’est vrai. (درست است)

  • C’est difficile. (سخت است)

  • C’est dommage. (حیف است)

  • C’est une bonne idée. (ایدهٔ خوبی است)

  • C’est normal. (طبیعی است)

تمایز کلیدی: C’est vs Il/Elle est

با C’est چیزی را وارد گفتگو می‌کنی؛ با Il/Elle درباره‌اش حرف می‌زنی.
Il est + صفت
C’est + article + صفت
چرا نمی‌شود گفت: Il est un médecin؟ Il/Elle est + اسم شغلی بدون article می‌آید؛ با article باید C’est استفاده شود.

  • C’est un bon médecin (معرفی همراه با ارزیابی)

  • C’est un médecin (معرفی یا شناسایی)

  • Il est fatigué

    (توصیف حالت یا ویژگی)

  • Il est médecin (بیان حرفه‌ی یک فرد)

انگلیسی‌زبان‌ها و فارسی‌زبان‌ها هر دو در درک تمایزهای «ce / il» و به‌ویژه قاعده‌ی Il est médecin در برابر C’est un médecin مشکل دارند، اما نه به یک دلیل واحد. ریشه‌ی این دشواری‌ها مستقیماً به ساختار زبان مادری آن‌ها برمی‌گردد؛ جایی که فرانسه تمایزهایی را «اجباری» کرده که در فارسی و انگلیسی یا اصلاً وجود ندارند یا به شکل دیگری بیان می‌شوند.

برای انگلیسی‌زبان‌ها مشکل اصلی از این‌جا می‌آید که انگلیسی میان «معرفی یک مرجع جدید» و «بیان هویت یا نقش» تمایز دستوری مستقلی قائل نیست. در انگلیسی جمله‌ی He is a doctor هم‌زمان می‌تواند هم معرفی باشد و هم بیان هویت؛ مغز انگلیسی‌زبان یاد گرفته که be + a/an + noun یک ساختار کاملاً عمومی است. در نتیجه، وقتی با فرانسه مواجه می‌شود، به‌طور ناخودآگاه همین الگو را منتقل می‌کند و به Il est un médecin می‌رسد. اما در فرانسه، حضور article (un/une) به‌طور پیش‌فرض عمل «معرفی» را فعال می‌کند و معرفی همیشه با ce انجام می‌شود، نه با il/elle. این تمایز در انگلیسی نامرئی است، اما در فرانسه الزامی و معنا‌ساز است؛ و دقیقاً همین الزام باعث سردرگمی می‌شود.

در مقابل، فارسی‌زبان‌ها با مسئله‌ای از جنس دیگر روبه‌رو هستند. فارسی نه article دارد و نه تمایز صرفی میان «صفت اشاره» و «ضمیر اشاره». کلمه‌ی «این» هم می‌تواند قبل از اسم بیاید («این کتاب») و هم به‌تنهایی جای اسم را بگیرد («این را بده»). بنابراین ذهن فارسی‌زبان به این عادت کرده که «اشاره» یک مفهوم کلی و آزاد است که بسته به بافت معنا پیدا می‌کند، نه یک ساختار نحویِ سخت‌گیرانه. وقتی وارد فرانسه می‌شود، انتظار دارد celui هم مثل «این» فارسی بتواند به‌تنهایی بایستد، یا ce بتواند در هر جایی نقش اشاره را بازی کند؛ در حالی که در فرانسه هر کدام از این عناصر دقیقاً تعریف شده‌اند و بدون مکمل، جمله را ناقص می‌کنند.

نکته‌ی مشترک هر دو گروه این است که فرانسه تمایزهایی را رمزگذاری می‌کند که در زبان مادری آن‌ها به بافت واگذار شده است. انگلیسی بافت را به جای ساختار به کار می‌گیرد، فارسی معنا را به جای صرف. اما فرانسه معنا را در خودِ دستور زبان قفل کرده است. به همین دلیل، زبان‌آموز احساس می‌کند که «چیزی بدیهی را بیش از حد پیچیده کرده‌اند»، در حالی که از دید یک فرانسوی‌زبان، این تمایزها نه پیچیده بلکه ضروری‌اند؛ چون بدون آن‌ها جمله ناقص یا مبهم تلقی می‌شود.

در نهایت، دشواری اصلی نه در خود قاعده، بلکه در بازآموزی شیوه‌ی فکر کردن است: این‌که بپذیریم در فرانسه قبل از ساخت جمله باید تصمیم بگیریم «دارم معرفی می‌کنم یا توصیف؟»، «دارم اسم را انتخاب می‌کنم یا جایگزین می‌کنم؟»، و «دارم به یک مرجع مشخص اشاره می‌کنم یا به یک ایده‌ی کلی؟». تا وقتی این تصمیم‌ها در سطح آگاهانه نیایند، چه برای انگلیسی‌زبان و چه برای فارسی‌زبان، این بخش از فرانسه همیشه گیج‌کننده باقی می‌ماند.

۴: ضمایر عمومی اشاره

ÇA / CELA

این ضمایر به اسم با جنسیت مشخص اشاره نمی‌کنند؛ بلکه به یک ایده، اتفاق، وضعیت، جمله یا کل یک مفهوم ارجاع می‌دهند. تفاوت آن‌ها صرفا در سطح زبانی است. ça غیر رسمی و محاوره‌ایست و cela نوشتاری و رسمی. در گفتار روزمره، ça تقریباً همه‌جا جای cela را می‌گیرد. ça می‌تواند به کل جمله‌ی قبل ارجاع دهد، نه فقط یک اسم.

  • Ça va ? (حالت چطوره؟)

  • J’aime ça. (من این/این‌وضعیت را دوست دارم)

  • Qu’est-ce que c’est que ça ? (این چیه؟)

  • Il a raté l’examen. Ça m’étonne.

⚠️ اشتباه رایج: ÇA vs SA. این دو فقط ظاهراً شبیه‌اند، اما کاملاً متفاوت‌اند

  • ça ضمیر اشاره است: Ça va bien. (خوب است)

  • sa صفت ملکی است (مالِ او – مؤنث مفرد): Sa voiture est rouge. (ماشینش قرمز است)

چند تمرین

۱)

______ est mon professeur.

a) Il  b) C’  c) Celui

۲)

J’aime bien ______.

a) cela  b) cette  c) celle

۳)

___ que tu as choisi est trop cher.

a) Ce b) Celui c) Ça

سوال ۱: (B) برای معرفی ce + être

سوال ۲: (A) مفهوم کلی ça / cela

سوال ۳: (B)

فرانسهزبان فرانسوی
۲
۰
آران محی‌الدین بناب
آران محی‌الدین بناب
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید