در این بخش از سری مقالات «آران دائو کمی عمیقتر»، قراره با هم به سراغ یکی از مهمترین بخشها بریم:
🔍 بررسی مشکلاتی که آران دائو شناسایی کرده و راهحلهایی که برای اونها ارائه داده.
اگه از ابتدا همراه ما نبودید، پیشنهادمون اینه که اول مقالهی اول رو بخونید؛
جایی که دربارهی DAO و اهمیتش در آیندهی وب۳ صحبت کردیم.
بعدش میتونید برای آشنایی بیشتر با توکن DNM، از این لینک استفاده کنید،
و اگه دوست دارید بدونید Indexer دقیقاً چیه و چه نقشی در ساختار آران دائو داره، این لینک رو از دست ندید.

در جهان امروز، داشتن یک ایده تازه کافی نیست.
ایدهای که فقط متفاوت یا «جذاب» باشد، اگر ریشه در واقعیت و نیاز نداشته باشد، خیلی زود فراموش میشود.
در مقابل، ایدهای که پاسخی برای یک درد و مشکل واقعی است، میتواند ارزش خلق کند؛ برای جامعه، بازار، و انسانها.
🔸 خلق ارزش، یعنی بهبود زندگی مردم از طریق راهحلهایی که واقعی، کاربردی و ماندگار هستند .
اما این خلق ارزش از کجا آغاز میشود؟
از درک یک مشکل واقعی؛ مشکلی که در زندگی روزمره، در ساختار اقتصاد، یا در سیستمهای فناوری وجود دارد و مردم آن را لمس میکنند و ارائه راه حلی خلاقانه در جهت رفع آن .
آراندائو (AranDAO) نمونهای از این مسیر تفکر است.
پروژهای که نه از روی سرگرمی ، بلکه با بررسی دقیق چالشهای اقتصادی و اجتماعی موجود شکل گرفته؛
و با کمک فناوری، مدلی را طراحی کرده که به حل این مسائل کمک کند.
اما این چالشها چه بودند و چرا حل آنها ضروری است؟
بیایید قدمبهقدم مرور کنیم.
❗ مشکل چیست؟
در فروشگاههای آنلاین متمرکز مانند Amazon یا Alibaba، کاربران و فروشندگان فکر میکنند که رکن اصلی هستند؛
اما در واقع، رکن اصلی دادههای آنهاست نه خودشان .
این پلتفرمها:
اطلاعات فروشندگان موفق را جمع میکنند
محصول مشابه تولید میکنند و با قیمت پایینتر عرضه میکنند
قیمتها را بر اساس رفتار کاربر دستکاری میکنند (Dynamic Pricing)
دادههای کاربران را به تبلیغدهندگان میفروشند.
🎯 مثال واقعی: آمازون متهم شد که دادههای فروشندگان کوچک را تحلیل میکند تا خودش وارد بازار همان محصولات شود و رقابت را از بین ببرد. (منبع: WSJ، پروندهی ۲۰۲۰)
🔁 نتیجه چیست؟
فرصتهای رشد از فروشندگان مستقل گرفته میشود،
کاربران در قیمتگذاری سردرگماند،
اعتماد عمومی به تجارت آنلاین کاهش مییابد.

❗ مشکل چیست؟
بانکها که قرار بود واسطهای برای رشد اقتصادی باشند، در بسیاری از کشورها به بخشی از مسئله تبدیل شدهاند:
مشخص نیست با سپردههای مردم چه میکنند
سرمایه را وارد پروژههایی میکنند که سود بانک را تضمین کند، نه منافع جامعه را
انتقال پول، مخصوصاً بینالمللی، با کارمزدهای سنگین همراه است.
🎯 مثال واقعی: کارگران مهاجر فیلیپینی برای ارسال پول به کشورشان، گاهی تا ۱۰٪ کارمزد پرداخت میکنند. این در حالی است که همین پولها اقتصاد کشور مبدأ را زنده نگه میدارد.
🔁 نتیجه چیست؟
بیاعتمادی به سیستم مالی سنتی
افزایش هزینههای مالی برای اقشار ضعیفتر
کاهش امکان دسترسی به خدمات بانکی در مناطق محروم یا تحریمشده
❗ مشکل چیست؟
پول رایج (فیات) توسط دولتها و بانکهای مرکزی کنترل میشود.
آنها میتوانند هر وقت که لازم بدانند پول چاپ کنند، اما این تصمیمها اغلب پیامدهای تورمی سنگینی دارد.
🎯 مثال واقعی: در ونزوئلا، چاپ بیرویه بولیوار باعث تورم میلیونی شد؛ مردم برای خرید نان باید با چمدان پول به نانوایی میرفتند.
🔁 نتیجه چیست؟
کاهش ارزش واقعی پساندازها
از بین رفتن قدرت خرید طبقه متوسط
وابستگی کشورهای ضعیف به دلار یا یورو و از دست رفتن استقلال اقتصادی آنها
❗ مشکل چیست؟
تحریمها باعث میشوند کشورهایی مثل ایران، سوریه یا کوبا نتوانند به زیرساختهای مالی جهانی دسترسی داشته باشند.حتی اگر کسبوکاری در این کشورها بخواهد جهانی شود، در عمل هیچ راه رسمی برای نقلوانتقال پول ندارد. در واقع زیرساخت تجارت بین المللی (swift) در انحصار دولت امریکا است و او تصمیم میگیرد چه کشوری از آن استفاده کند و چه کشوری نه ، این موضوع باعث میشود که دولت آمریکا اهرم فشاری قوی بر علیه کشور هایی که با او همسو نیستند داشته باشد .
🎯 مثال واقعی: استارتاپهای ایرانی نمیتوانند به PayPal یا Stripe متصل شوند و عملاً از بازار جهانی حذف میشوند، بدون آنکه رقابت کرده باشند یا تاجران ایرانی در نقل و انتقال پول به کشور های دیگر دچار مشکلات بسیازی می شوند .
🔁 نتیجه چیست؟
عقبماندگی تکنولوژیک
افزایش وابستگی به واسطهها با هزینه بیشتر،
قطع شدن دسترسی شهروندان به درآمدهای بینالمللی و فرصتهای رشد.

❗ مشکل چیست؟
در بسیاری از بازارهای آنلاین، قیمتگذاری و سودآوری بهصورت کاملاً غیرشفاف انجام میشود.
تولیدکنندهی واقعی سهم اندکی از سود دارد، درحالیکه واسطهها بیشترین سهم را دریافت میکنند و این واسطه گری ها باعث میشود هزینه ی نهایی محصول افزایش پیدا کند و قدرت خرید کاربر کمتر شود .
🎯 مثال واقعی: در صنعت مد، تیشرتی که در بنگلادش با کمتر از ۲ دلار تولید میشود، در اروپا با قیمت ۳۰ دلار فروخته میشود. خریدار نمیداند که این اختلاف کجا خرج شده است.
🔁 نتیجه چیست؟
فشار اقتصادی بیشتر بر مصرفکننده
کاهش انگیزه تولیدکننده کوچک برای ادامه کار
افزایش قدرت فروشگاههای انحصارگر برای کنترل بازار
تا همین چند سال پیش، همهچیز شبیه یک بنبست بود.
انگار قرار بود همیشه «قدرت» در اختیار پلتفرمهای بزرگ بماند، و ما فقط تماشاگر باشیم.
سیستمهای مالی و فروشگاهی سنتی، چنان با تار و پود زندگی ما گره خورده بودند که حتی تصور تغییر آنها هم مثل خیالپردازی بود.
اما ناگهان، نوری از دل تاریکی بیرون زد.
فناوری بلاکچین و ارزهای دیجیتال سر رسیدند؛ با وعدهی شفافیت، آزادی، و حذف واسطهها.
در ابتدا، همهچیز خام و ناشناخته بود. دانشی برای ساخت یک اکوسیستم کامل اقتصادی وجود نداشت.
رویای بزرگی بود، اما ابزارها ناپخته بودند زیرا سیستم های بلاکچینی واسه انجام هر تراکنش کارمزد های زیادی می گرفتن و ساختن یه اکوسیستم که روزانه میلیون ها تراکنش رو بخواد پردازش کنه تقریبا یه رویای محال بود
سالها طول کشید تا اینکه در سال ۲۰۲۳، جمعی از برنامهنویسان آیندهنگر، اقتصاددانان جسور، و ایدهپردازان مستقل، تصمیم گرفتند صرفاً تماشاچی نباشند.
آنها گرد هم آمدند؛ نه برای سود شخصی، بلکه با یک هدف روشن:
ساختن راهی واقعی برای رهایی از انحصار، تورم، سانسور مالی و اقتصاد دستکاریشده.
نتیجهی این همافزایی، تولد پروژهای بود بهنام آران دائو (AranDAO)
اکوسیستمی که بهمعنای واقعی کلمه، اقتصاد را غیرمتمرکز، شفاف و مشارکتمحور تعریف کرد.

پاسخی است به سالها بیعدالتی پنهان. پاسخی به آنهایی که فکر میکردند «همیشه همین است».
و مهمتر از همه، دری است رو به آیندهای که در آن، قدرت از انحصار خارج میشود و به دست مردم بازمیگردد جایی که مالکیت همگانی میشه و انحصار اقتصادی شکسته میشه
پس تا الان متوجه مشکل شدیم در مقاله ی بعدی در مورد راه حل های خلاقانه ی آراندائو صحبت خواهیم کرد راه حل هایی که بعضی از آن ها برای اولین بار در دنیا ارائه شده اند. راه حل هایی که تونسته یه مدل اقتصادی ایجاد کنه که واقعا پایداره و تحت انحصار هیچکس نیست
پس با ما همراه باشید .