
در ایران امروز، الگوی مصرف کاربران بهسمت محتوای دیجیتال پیش رفته است: مردم وقت بیشتری را در پلتفرمهای ویدیو، موسیقی، نشر دیجیتال، آموزش آنلاین، بازیهای آنلاین و استریم و پخش زنده (مسابقات ورزشی، رویدادها) میگذرانند. این تغییر رفتار نشان میدهد که محتوا نه یک بخش فرعی، بلکه یکی از پیشرانهای اقتصاد دیجیتال در کشور است.
طرح «سند تسهیم درآمد محتوا»، که اکنون در مرحله نهایی تدوین شیوهنامه است، وعده تخصیص بخشی از درآمد اپراتورها به تولیدکنندگان محتوا را میدهد. اگر این سرمایه بزرگ و حیاتی به شکلی مؤثر توزیع شود و مدیریت آن به دست بخش خصوصی باشد، این طرح میتواند نقطه عطفی در تاریخ اقتصاد محتوا باشد. اما اگر بد اجرا شود، خطر تبدیل شدن به یک «پول توزیعشده بیاثر» وجود دارد.
در این مقاله، با طرح چهار پرسش کلیدی — تأثیر ورود سرمایه، اهمیت توزیع عادلانه، نقش بخش خصوصی در اجرا، و ملاحظات راهبردی — تلاش میکنیم چارچوبی تحلیلی برای تصمیمسازان شکل دهیم و پیشنهادی عملیاتی برای فعالان حوزه محتوا ارائه دهیم.
ورود این سرمایه بزرگ به بازار محتوا، اگر به درستی مدیریت شود، میتواند تحولات شگرفی در اقتصاد دیجیتال کشور ایجاد کند:
رونق تولید و اشتغال: تولیدکنندگان کوچک و متوسط محتوا که تاکنون با تنگنای مالی مواجه بودهاند، با دسترسی به منابع، توان تعریف پروژههای نوآورانه و بلندمدت را خواهند یافت. این امر زمینه ایجاد هزاران فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم را فراهم میکند.
ارتقای کیفیت و رقابت: تولیدکنندگان محتوای داخلی با تأمین منابع مناسب میتوانند سطح کیفی پروژههای خود را بالا ببرند و رقابت جدیتری با محتوای خارجی ایجاد کنند. کاربران ایرانی بیشتر تمایل دارند به محتوایی مراجعه کنند که کیفیت بالا، جذابیت و قابلیت تعامل بیشتری دارد.
شتاب توسعه فناوری و مدل کسبوکاری: سرمایه جدید امکان سرمایهگذاری در زیرساختها، ابزار تولید، فناوریهای نو مانند واقعیت افزوده/واقعیت مجازی (AR/VR)، هوش مصنوعی در تولید و پیشنهاد محتوا را فراهم میکند. این امر باعث نوآوری در مدلهای درآمدی و تنوع درآمدی برای تولیدکنندگان خواهد شد.
اثر کلان بر اقتصاد دیجیتال: نمونه کشورهای موفق نشان داده است که وقتی محتوا به عنوان بخشی از سیاست صنعتی دیده شود، میتواند سهم اقتصادی قابل توجهی در صادرات فرهنگی و نرم ایجاد کند. مثال بارز آن کرهجنوبی است که هماکنون یکی از صادرکنندگان بزرگ محتوای فرهنگی است.

صنعت محتوای دیجیتال در کرهجنوبی، در سال ۲۰۲۳ درآمد ۲۶,۹۷۸.۵ میلیون دلار داشته و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ به ۶۸,۶۸۳.۳ میلیون دلار برسد، با نرخ رشد سالانه حدود ۱۴.۳٪Grand View Research
بازار تولید محتوای دیجیتال کره در ۲۰۲۳ تقریباً ۹۸۳ میلیون دلار گزارش شده است و انتظار میرود تا ۲۰۳۰ به ۲,۶۸۹.۹ میلیون دلار برسد (رشد سالانه ~۱۵.۵٪)Grand View Research
از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۳ صادرات صنعت محتوا در کرهجنوبی از ۱.۳۱ میلیارد دلار به ۱۳.۳۴ میلیارد دلار افزایش یافته استThe Korea Times
در سال ۲۰۲۱، صنعت محتوای فرهنگی کره ۱۳۷.۵ تریلیون وون فروش داشت، با صادرات ۱۲.۴۵ میلیارد دلار و رشد سالانه ۷.۲٪ برای فروش داخلی و ۴.۴٪ برای صادرات investkorea.org
این مثال نشان میدهد که وقتی سرمایه به همراه سیاست صحیح حمایتی وارد صنعت محتوا شود، امکان تبدیل شدن به یک قطب جهانی وجود دارد.
ایجاد اشتغال گسترده
ارتقای کیفیت تولیدات
توسعه فناوریهای نوین (AI، AR/VR)
افزایش سهم صادرات فرهنگی

برای اینکه طرح تسهیم درآمد محتوا به عدالت تولید منجر شود و نه تمرکز رانتزا، باید تأکید کرد: توزیع منابع باید در همه حوزههای محتوا انجام شود، نه محدود به یکی یا چند بخش خاص.
ویدئو آنلاین (VOD / OTT): پلتفرمهای پخش سریال، فیلم، محتوای تصویری جامعهمحور
موسیقی و پادکست
نشر دیجیتال و کتاب الکترونیک
بازیهای آنلاین و استریم بازی: توجه: بازیهای آفلاین چون از مدل درآمدی فعالتری برخوردار نیستند، شامل این سند نخواهند بود
پخش زنده (Live Streaming): شامل مسابقات ورزشی، رویدادهای فرهنگی و آموزشی
محتوای آموزشی و فرهنگی دیجیتال
چنین رویکردی میتواند مزایای زیر را به همراه داشته باشد:
اجتناب از تمرکز یکجانبه: بدون توزیع عادلانه، ممکن است منابع عمده در حوزه ویدئو یا بخشهایی مثل رسانه رسمی متمرکز شود.
تشویق تنوع تولید: هر حوزه توان و مخاطب خاص خود را دارد. حمایت از همه حوزهها باعث گسترش تنوع محتوایی و جذب کاربران مختلف میشود.
افزایش ظرفیت بخش خصوصی کوچک و متوسط: با حفظ عدالت، پلتفرمها و تولیدکنندگان کوچکتر نیز فرصت رقابت خواهند داشت.
ارتقای مصرف محتوای داخلی: وقتی محتوای متنوع با کیفیت در دسترس باشد، کاربران ایرانی بیشتر به سمت محصولات داخلی گرایش پیدا میکنند.
بازار VOD ایران در سال ۲۰۲۳ برآورد شده است به حدود 338.90 میلیون دلار برسد، با نرخ رشد سالانه تقریباً 6.72٪ تا سال ۲۰۲۷آژانس تبلیغاتی بادکوبه
طبق برنامهای در مطالعات استراتژیک، درآمد صنعت VOD ایران در سالهای پیشین حدود 134 میلیون دلار بوده است و پیشبینی شده رشد سالانه 3.6٪ داشته باشدResearchGate+۱
کاربران اینترنت ایران در ژانویه ۲۰۲۴ حدود ۷۳.۱۴ میلیون نفر بودهاند که معادل نفوذ اینترنتی ۸۱.۷٪ جمعیت کشور است.DataReportal – Global Digital sights
این آمار نشان میدهد که زیرساخت کاربر در ایران حاضر است و بازار محتوا ظرفیت رشد دارد، اما نیاز به سیاستگذاری دقیق و منابع دارد.
ویدئو آنلاین (VOD / OTT)
موسیقی و پادکست
نشر دیجیتال و کتاب الکترونیک
بازیهای آنلاین و استریم بازی (آفلاین مستثنی)
پخش زنده (مسابقات ورزشی، رویدادهای فرهنگی)
محتوای آموزشی و فرهنگی

انتخاب مجری مناسب برای این سند اهمیت حیاتی دارد. تجربه جهانی و داخلی نشان داده است که اجرا به دست بخش خصوصی و نهادهای تخصصی بهتر میتواند منجر به موفقیت شود تا مجری دولتی یا بوروکراتیک.
شناخت بازار واقعی: فعالان صنعت محتوا با چالشها، هزینهها و مدلهای درآمد آشنا هستند و میتوانند تخصیص منابع را بر مبنای واقعیتهای بازار انجام دهند.
شفافیت و پاسخگویی: تشکلهای صنفی تحت نظر اعضایشان عمل میکنند و ملزم به گزارشدهی و کنترل داخلیاند.
چابکی در تصمیمگیری: تغییرات تکنولوژیک و رفتاری در بازار محتوا سریع رخ میدهد؛ بخش خصوصی قدرت واکنش سریع دارد.
توزیع بر اساس عملکرد: کراسدادن منابع به تولیدکنندگان بر اساس شاخصهای واقعی مانند مصرف، مشارکت کاربر، کیفیت محتوا و نوآوری امکانپذیر است.
دولت نقش سیاستگذار، نظارتی و تنظیمگر را برعهده داشته باشد؛ وظایف اجرایی مانند تخصیص بودجه، ارزیابی عملکرد و مدیریت عملیاتی بر عهده تشکلهای تخصصی و بخش خصوصی باشد. این مدل در بسیاری از کشورها تحت عنوان PPP (شراکت عمومی-خصوصی) موفق عمل کرده است.
ترکیه با سیاستهای حمایتی محلیسازی و سهمدهی به محتوا، توانسته صنعت تولید محتوای دیجیتال و پخش زنده را رشد دهد. پلتفرمهای ترکیهای مشابه VOD و استریم مسابقات، سهم بازار خوبی در داخل و منطقه به دست آوردهاند. موفقیت آنها نشان میدهد که اگر دولت نقش تسهیلکننده و نظارتی داشته باشد و اجرای واقعی بر عهده بخش خصوصی باشد، امکان رقابت جدی با پلتفرمهای بینالمللی فراهم میشود.

توصیه: مدل PPP با حضور تشکلهای صنفی مثل اتحادیه رسانههای صوت و تصویر فراگیر.
فرصت تاریخی: این سند یکی از معدود ابزارهای کلان مالی است که میتواند وضعیت صنعت محتوا را دگرگون کند. اگر مدیریت شود به شیوهای نامناسب، به ابزاری برای توزیع رانتی تبدیل خواهد شد.
ضرورت طراحی شاخصهای شفاف: تخصیص منابع باید بر اساس شاخصهایی مانند تعداد کاربر فعال، مشارکت، زمان تماشا، اثرگذاری فرهنگی، نوآوری باشد.
نگاه توسعهای، نه حمایتی: این وجوه نباید به شکل یارانه مصرفی داده شود، بلکه باید به سرمایهگذاری تبدیل شود.
تعهد به شفافیت عمومی: عملکرد دورهای، گزارش عمومی، کنترل اعضای تشکلها و ناظر خارجی باید تضمین شود.
نقش تشکلها و اتحادیهها: تشکلهای تخصصی مانند اتحادیه رسانههای صوت و تصویر فراگیر، میتوانند ضامن عدالت، تخصص و اثربخشی باشند.
سند تسهیم درآمد محتوا، اگر به درستی اجرا شود، میتواند فصل جدیدی در تاریخ اقتصاد دیجیتال ایران باز کند. شرط موفقیت آن این است که:
منابع بهطور عادلانه میان همه حوزههای محتوایی — از ویدئو، موسیقی، نشر دیجیتال، استریم بازی و پخش زنده — تقسیم شود،
بازیهای آنلاین و استریم جزء شمول باشند و بازیهای آفلاین مستثنی شوند،
پخش زنده (از جمله رویدادها و مسابقات ورزشی) سهم معناداری بگیرد،
و اجرای سند به دست تشکلهای تخصصی بخش خصوصی با چارچوب شفاف و تنظیمگری دولت باشد.
تنها در این صورت، این سند نه یک ردیف بودجهای، بلکه نقطه عطفی برای توسعه زیستبوم محتوای ایران خواهد بود.
این سند باید یک سرمایهگذاری توسعهای تلقی شود، نه یک بودجه حمایتی مقطعی.
آرش دارابیان
دبیر اتحادیه رسانههای صوت و تصویر فراگیر ایران