
سالها بعد تاریخدانان برای نوشتن تاریخ «بشر بدون پادشاه» کتابهای تاریخ مرجعشان را باز میکنند و راجعبه تاریخ ما اینگونه مینویسند:
«آنها جملهگی به دو دسته تقسیم میشدند
آنهایی که در حال زدن استارتاپ خویش بودند
و نیز
آنان که در فکر زدن استارتاپ خویش
که این دوران باشکوه
دیری نپایید
آه ای درهها، ای درهها...»
البته کاملاً هم درست است. حالا ما با در اختیار داشتن اینترنت، و وسوسههای مدامی که کسبوکارهای اینترنتی در دلمان میاندازند و اعداد و ارقامِ «فکاندازشان» همگی در فکر این هستیم که یک ترم برنامهنویسی را از سر بگذرانیم، چهارتا ایده را سر هم کنیم، نسخهی دموی سایتمان را بسازیم، و یک ملیارد جذب سرمایه کنیم.
آنوقت با یک لیوان آب پرتقال و یک عدد سیگار کوبایی، همراه با عینک آفتابی در سواحل رویاییمان قدم بزنیم و به جهانیان فخر بفروشیم.
اگر جزء این دسته هستید (اگر جزء این دسته نیستید پس به آدمفضاییهای دیگر سلام ما را برسانید) که حتماً تمام حرفهای ممکن راجعبه اینکه چطور استارتاپ خودمان را بزنیم، ایده مهمتر است یا تمرکز، گروه مهمتر است یا سرمایه، و هزار چیز جورواجور دیگر میدانید.
اما آیا در میان اینها چیزی هست که از قلم افتاده باشد و من بتوانم در این مطلب آن را به شما بگویم؟
ما در ایران خیلی به اصول ایدهآل اعتقادی نداریم، همهچیز اینجا نصفهونیمه رها میشود و پر از اشکالات کوچک است که مردممان یاد گرفتهاند به سادگی فقط با آنها سازش کنند.
دکوراسیون دفتر کار استارتاپ هم باید یک همچین چیزی باشد. یکی از آن مواردی که اگر نادیدهاش بگیریم و با آن بسازیم آب از آب تکان نمیخورد. بنابراین اگر هنوز در حال سروکله زدن با ماشین حساب برای تأمین حقوق افراد تیم، یا کارهای دردسرساز دیگر هستید، این مقاله به شما کمکی نمیکند! اینجا جای استارتاپهای ایدهآلگراست که میخواهند مثل گوگل کار کنند.
هرچند شاید در ایران بهتر باشد یک استارتاپ واقعگرا باشید تا ایدهآلگرا.
دکوراسیون دفتر کار استارتاپ به دو دلیل مهم است:

من دلم نمیخواهد صبحبهصبح از خواب نازنینم بیدار شوم و بروم در انباری توی زیرزمین خانهی دوستم، در یک جای تاریک و نمور، با کلی خرتوپرت و سروصدا، و مادری که هر لحظه ممکن است با یک سینی آبلیمو سر برسد و هوس یک ربع گپ زدن با من را داشته باشد و تمرکزم را نابود کند، کار کنم.
مگر من چه گناهی کردهام که نتوانم در دفتر اختصاصی خودم، در طبقهی ۱۰ یک برج، با یک دکوراسیون پر ریزان کار کنم؟
تازه طبقهی ۱۰ یک برج امکاناتی به جز زیبایی و راحتی دارد که هرگز در زیرزمین خانهها پیدا نمیشود. مثلاً اینکه پنجره دارد، و حداقل ۲۰ متر ارتفاع خالص تا کف پیادهرو.
بنابراین دکوراسیون دفتر استارتاپ خوب باعث بالا بردن بازده تیم میشود. وقتی بتوانید در یک محیط احساس صمیمیت و راحتی را تجربه کنید، کارها راحتتر پیش میرود. همهی ما هم میدانیم در استارتاپ تیم تا چه اندازه مهم است.
گذشته از اینکه گوگل تا چه اندازه یک کمپانی موفق است، ما همیشه دلمان میخواهد در آن کار کنیم چون از بیرون آن یک تصویر دیدهایم. وقتی از محیط دفتر کار گوگل مستند میبینید یا راجعبه قانونها و فرهنگهای جالب محیط کارشان مقاله میخوانید، برای شما از گوگل یک تصور ایدهآل شکل میگیرد.
با خودتان میگویید این محیط را نگاه کن، انگار دارند در بهشت کار میکنند، یعنی اصلاً احساس میکنند این کار است؟ یا بیشتر فکر میکنند برای بازی و سرگرمی رفتهاند شهربازی؟
همین مسئله باعث میشود شما جایگاه کمپانی بزرگی همچون گوگل را بیشاز آنچه که موفق است بالا ببرید. چراکه با دیدن محیط کار آن از بیرون، یک تصور بسیار ایدهآل از آن کسب کردهاید که معرف کامل گوگل است.
همین باعث میشود متخصصترین و بهترین افراد حوزههای گوناگون بخواهند در این محیط کار کنند، و مشتریان هم بدون هیچ تردیدی به این کسبوکاری که از بیرون مشاهده کردهاند اعتماد کنند.
این سوال خیلی خوبی است. تا اینجا مدام سعی کردهام بگویم دکوراسیون دفتر کار استارتاپ ضرورتاً باید یک دکوراسیون حرفهای و خوب باشد. اما هیچ اشارهای نکردهام که یک دکور خوب باید بر اساس چه اصول و مواردی طراحی و اجرا شود؟ اما حالا نوبت بررسی همین نکته است.

امیدوارم تجربهی کار در نور طبیعی روز، و تجربهی کار در زیر نور لامپ را داشته باشید. در این صورت حتماً متوجه شدهاید که تأثیر نور طبیعی بیشتر و بهتر از نور لامپ است. تحقیقات نیز همین را نشان میدهد. دید انسان با تغییرات نور طبیعی تنظیم میشود و قوهی بینایی ما در زیر نور طبیعی بسیار بهتر از زمانهای دیگر کار میکند. گذشته از قدرت بینایی، نور طبیعی باعث افزایش هوشیاری و واکنشهای بدن میشود، در صورتی که نور مصنوعی در فرد باعث ایجاد حالت کسالت، خمودگی و خوابآلودگی میکند. در حقیقت این اثر به خاطر این است که نور طبیعی در کنترل سطح ملاتونین بدن نقش اساسی دارد که موجب بالا رفتن سطح هوشیاری در فرد است.
کافی است نگاهی به محیط کاری همان شرکتها و کمپانیهای بزرگ بیندازید، پنجرههای بزرگ، و گاهی دیوارهایی که سرتاسر شیشهای است جزیی جدا نشدنی از این دفترها را تشکیل میدهد.
بنابراین اگر آنقدر سرمایه دارید که به فکر ساخت یک ساختمان اداری مخصوص برای خود هستید این نکته را با مهندسین و معماران مطرح کنید. اما اگر در دفتری اجارهای کار میکنید نیز چندان مشکلی نخواهد بود اگر کمی بیشتر دنبال دفتری بگردید که از پنجرههای عریض بهره ببرد. درست است که ممکن است دفتر اجارهای باب میل شما نباشد، اما چه میشود کرد؟ به امید روزی که حساب بانکی استارتاپتان کفاف ساخت ساختمان اداری منحصر به خودش را بدهد.
تنها یک نکتهی دیگر باقی مانده است. تحقیقات نشان میدهد که فرد در محیطهایی که رنگوبویی از طبیعت دارند نه تنها از بازده بیشتری برخوردار است، که خلاقیت بیشتری را نیز تجربه میکند.
بگذارید برای درک این موضوع از یک قاعدهی کلی که شاید در همهچیز به دردتان بخورد حرف بزنم. در روانشناسی شاخهای نسبتاً جوان وجود دارد به نام روانشناسی تکاملی. این شاخه نشان میدهد که برخی از واکنشهای بشر تنها به دلیل سپری کردن هزاران سال زندگی در یک شرایط خاص پدید آمدهاند. مثلاً اینکه افراد در طبیعت احساس آرامش و امنیت میکنند احتمالا به دلیل صدهاهزارسال زندگی اجداد ما در بطن طبیعت به وجود آمده است. این موضوع به بخشی از اطلاعات ژنتیکی و ناخودآگاه تاریخی ما بدل شده است و حالا رفتار و واکنشهای ما را شکل میدهد.
در عوض زندگی در محیطهای بسته، پر از سروصدا و دود، و شلوغیهای اجتماعی مانند شهرهای مدرن امروزی، پدیدهای نوظهور است که بشر در خوشبینترین حالت ممکن کمتر از چندهزار سال است با آن مواجه شده است. بنابراین عادت کردن به این فضا کمی برای ما زمان بر خواهد بود.
حالا میتوانید از همین نکته در دکوراسیون دفتر کارتان استفاده کنید و آنجا را هرچه بیشتر به طبیعت نزدیک کنید. به یاد محوطههای سبز بسیار بزرگ گوگل بیفتید، و همین امروز یک آکواریوم پر از ماهی سفارش دهید.
مطمئن شوید در دفتر کارتان آنقدر فضا وجود دارد که کارکنانتان بتوانند به سادگی در آن بخوابند و بیوقفه غلت برنند. فضای بسته باعث میشود افراد از محیطی که در آن قرار گرفتهانه ناامنی و احساس اضطراب شدید را دریافت کنند. اما فضای باز و دلگشا دقیقاً برعکس این عمل میکند.
در روانشناسی فرضیهای وجود دارد به نام لحظههای آهان! این فرضیه شرح میدهد که چطور الهامها و جرقههای یک دفعهای موجب میشود گرههای بزرگ و مشکلاتی که تا پیشازآن به سختی حل میشدند ناگهان با خطور فکری درخشان به ذهن افراد حل شوند.
لحظههای آهان! موقعی رخ میدهند که حتی شما تصورش را هم نمیکنید. برای مثال یک کلمه یا اصطلاح تخصصی را در هنگام سخنرانی مهمی فراموش میکنید، و هرچقدر هم که سعی میکنید آن را جلو جمع به خاطر آورید تا استفادهاش کنید موفق نمیشوید.
در صورتی که این کلمه را تا قبل از سخنرانی هر روزه صدها بار استفاده میکردهاید. اما وقتی سخنرانی شما تمام میشود و به خانه برمیگردید، لباسهایتان را از تن بیرون میآورید و با شلوارک ماماندوزتان، سر یخچال میروید و فکر میکنید باید از میان دلسترهای طعم هلو و لیمو کدام را انتخاب کنید، ناگهان آن کلمه یادتان میآید: آهان!
درست مانند ارشمیدس: آهان! این موقعیتها فراواناند، وقتی که به شدت به کمک ذهن نیاز داریم، اما ذهن مثل یک سنگ سخت میشود، و درست زمانی که به هیچ دردمان نمیخورد مانند یک استیون هاوکینگ جیبی راز تمام کائنات را برایمان کشف میکند: آهان!
روانشناسان پس از تحقیقات متعدد نتیجه گرفتهاند که لحظات آهان! در موقعی رخ میدهند که فرد احساس امنیت و آرامش میکند. شاید برای همین باشد که به آن اتاقک یک در یک خانهها میگوییم اتاق فکر!
وقتی که شما با چندصد نفر احاطه شدهاید که میخواهند از شما چیزی یاد بگیرند، احساس امنیت و آرامش جای خود را به اضطراب و ترس میدهد، و این باعث میشود تمرکز ذهن به جای تحلیل و تفکر انتزاعی، به این معطوف شود که چطور باید از این مهلکهی خطرناک فرار کند. بنابراین طبیعی است که بازده ذهن افت کند.
فضای بسته نیز در اکثر انسانها احساس آرامش و امنیت را میکشد. پس ارزشش را دارد اگر سر کیسه را شل کنید و برای بهترین و خلاقترین کارمندانتان یک دفتر بسیار بزرگ تهیه کنید.

شاید به نظرتان برسد که این یکی دیگر حسابی خرج اضافی کردن است. آدم بدون مبلمان و صندلیهای خوب هم میتواند خوب کار کند. اما بگذارید کمی به این مسئله دقت کنیم که شما قرار است کارمندانتان را از ساعت ۸ صبح تا ۱۳ ظهر یا شاید ۱۸ عصر روی یک صندلی، پشت یک میز بنشانید و از آنها بخواهید برایتان بیوقفه کار کنند.
شما نمیتوانید بیشاز یکی دو ساعت نشستن روی یک تکه سنگ خشک و بدون انعطاف را تاب بیاورید.
گذشته از این مبلمان و صندلی بخشی از دکوراسیون است که علاوه بر احساس راحتی و آرامش، میتواند به افراد احساس تسلط و مالکیت را نیز منتقل کند. چراکه با تنظیم صندلی میتوانیم تعیین کنیم که جایگاه ما کجاست.
حتماً از صندلیهای ارگونومیک استفاده کنید که بشود به راحتی ارتفاع و زاویهی پشتی آن را تنظیم کرد. اینها نکات کوچکی است که به مرور زمان قرار است شما را به نارنیا برساند. پس منتظر باشید تا در ادامه حتی راجعبه کمدی که باید بخرید هم برایتان تعیین تکلیف کنم!

تا اینجا گفتیم که فضای دفتر کار شما باید چگونه باشد، شما به نور، فضا و جایی برای نشستن نیاز دارید. اما بیش از همهی اینها به زیبایی بصری نیاز دارید. ما نمیتوانیم چشممان را به محیط کاری ببندیم که نامتناسب و زشت و آزاردهنده است.
در ادامهی مباحث روانشناسی که برایتان شرح دادم باید بگویم که رنگ یکی از مهمترین فاکتورهای تأثیرگذار بر روان افراد است. دلیل آن هم واضح است، ما انسانها بیشترین و سریعترین اطلاعات ممکن را از راه چشم به دست میآوریم.
رنگ قرمز در ما واکنشهای هیجانی را برمیانگیزد چون بیشاز هرچیزی برای ما یادآور خون است. هر رنگی در ناخودآگاه انسان معنایی به خصوص دارد که باعث واکنشهای به خصوصی نیز میشود.
اما اینکه چه رنگی مناسب محیط دفتر کار شماست، بستگی به این دارد که در حال انجام چه کاری هستید؟ آیا محیط کارتان به نشاط نیاز دارد یا به هیجان؟ شاید هم به کمی آرامش؟
با یک تحقیق ساده راجعبه روانشناسی رنگها میتوانید براساس هدفتان رنگهای مناسب را پیدا کنید.
اما همیشه این نکتهی طلایی را در نظر داشته باشید که یک رنگ محیط را یکنواخت و مرده میکند، اما ترکیب چند رنگ آن را پویاتر جلوه میدهد.
نکتههای روانشناسی که میتوانید برای افزایش بازده محیط کار خود، در محیط کار به کار ببندید بسیار زیاد هستند. طراحی دکور یکی از حرفهایترین مهارتهای این دوران است. همه به اهمیت آن فضایی که قرار است در آن زیست کنند واقفاند. اما گذشته از اینکه تا چه اندازه دکوراسیون مناسب و حرفهای برای دفتر کارتان تدارک دیدهاید، همیشه به یاد داشته باشید که شما فقط مسئول طراحی کلیات دفتر کار هستید. یعنی همان نور، فضا، مبلمان و رنگبندی. اما بهتر است طریقهی استفاده از فضا و امکانات را به خود افراد بسپارید، حتی اگر بدسلیقهترین فرد ممکن را به خدمت گرفتهاید به او این آزادی عمل را بدهید که دفتر کارش را طوری بچیند که دوست دارد.
اگر در دفتر کاری اینچنینی مشغول هستید حتماً برای ما نظر بگذارید و از ویژگیها و خلاقیتهایی که باعث میشود دفتر کارتان را دوست داشته باشید حرف بزنید.