
شخصا از سال 95-96 کار کردن به عنوان یه فریلنسر تمام وقت رو شروع کردم و تا فروردین 1404 این مسیر رو داشتم طی میکردم. میخوام بهتون بدی ها و خوبی های فریلنسری رو بگم ( مخصوصا در ایران ) تا نسبت به اونا بتونید تصمیم بگیرید و اگر خواستید به مسیر فریلنسریتون ادامه بدید، با نکاتی که در این مقاله میاموزید میتونید فریلنسر بهتری باشید
این اولین سوالیه که به ذهن هرکسی میاد که آیا فریلنسر بودن آپشن خوبیه یا نه؟
این سوال خیلی بستگی به شرایط، افکار و نوع مهارت و شغل شخص داره. نظر من به عنوان شخصی که داخل شهرستان زندگی میکنه و مهارتش برنامه نویسیه، این هست که فریلنسری میتونه گزینه بسیار خوب و مفیدی باشه ولی به شرط اینکه شخص در اون غرق نشه. درسته که فریلنسری به این معناست که تایم شما دست خودتونه ولی به این معنا نیست که روزی فقط 1 ساعت کار میکنید. بسته به پروژه ها و نوعشون و تعدادشون ممکنه حتی روزهایی رو نتونید بخوابید.
پس این تفکر که فریلنسر آزادی تمام و کمال داره در تایم و انجام کار، از دید من اشتباهه.
اما خب یکی از مزایاش اینه که شما در قید و بند یک مکان مشخص نیستید. میتونید کارهاتون در سفر و گشت و گذارها هم انجام بدید و این آزادی مکان خوبه واقعا اگر شخصی هستید که زیاد جابجا میشه. شخصا چون خیلی جابجا نمیشم، این مورد خیلی برام پر اهمیت نبوده ولی در کل خوبه.
یکی از نکاتی که بحث فریلنسری داره و کمتر بهش اشاره میشه بنظرم، مدیریت پروژه هست. ببینید شما وقتی به عنوان یک برنامه نویس یک پروژه رو میگیرید در اصل باید چندین کار رو باهم بکنید. یک پروژه اپلیکیشن به عنوان مثال بخش طراحی داره، بخش توسعه داره، بخش بک اند داره، بخش امنیت داره و غیره؛ و اگر شما چنین پروژه ای رو قبول کنید میبایست تمام این موارد رو خودتون انجام بدید یا در غیر این صورت مجبور میشید اونو برون سپاری کنید. در صورتی که برون سپاری هم بکنید نیازمند این هست که شما اون افرادی که برای شما دارن بخش های کوچک پروژه رو میزنن رو مدیریت کنید. پس این مدیریت پروژه در بحث فریلنسری یک مهارت مهمه که بنظرم کمتر کسی واقعا مسلطه بهش.
بحث دیگری که هست، پلتفرم فریلنسینگ شما هست. اینکه شما داخل پلتفرم های فریلنسینگ کار کنید یا تحت عنوان برند خودتون خیلی متفاوت هست و مزایا و معایب خودشون رو دارن ولی قطعا این تحت برند خودتون کار کنید خیلی بهتره. حالا میگم چرا...
اولین نکته ش بحث کپی رایت و حق مالکیت اون محصولیه که توسعه میدید. اگر که در پلتفرم های فریلنسینگ کار کنید عملا هیچ گونه حقی شما ندارید برای اون محصول. حتی گاها برای اینکه داخل نمونه کارهاتون بذارید باید از شخص اجازه بگیرید و اگه اجازه نده نمیتونید اینکارو بکنید. اگرم بکنید اون شخص حق شکایت داره و خیلی بحث مسخره و پیچیده میشه. ولی اگه تحت برند خودتون باشه میتونید طبق قوانین خودتون رفتار کنید و بخشی از حقوق رو به خودتون بدید مثل حق انتشار.
دومین نکته بحث بودجه و زمان بندی پروژه هستش. داخل سایت های فریلنسینگ ( موارد ایرانی ) هیچ گونه نظارتی روی بودجه و زمان پروژه نیست. یعنی هر شخصی میتونه بیاد و خیلی دلبخواهی بودجه و زمان تعریف کنه. و دلیل اینکه بازار فریلنسینگ ایران ضعیفه همین هست. پروژه های مختلفی که بدون نظارت و خلاف اصول قیمت گذاری میشن قطعا برای فریلنسر خوشایند نیست. فرض کنید یک اپلیکیشن مثل دیجیکالا بخواید بزنید با 5 میلیون تومن ( اونم توی سال 1404 که دارم این متنو مینویسم ). بنظرم از صدتا فحش بدتره 😂
باز این موضوع توی سایت های فریلنسینگ خارجی تا حدودی رعایت میشه و برای هر دسته بندی یک کف قیمتی تعیین شده بر طبق اصول و نظارت درست ولی باز اونا هم خیلی ایده آل نیستن. ولی برند خودتون باشه خودتون تصمیم میگیرید کف و سقف قیمت چقدر باشه و خیالتون از این بابت راحته.
اما یه نکته مهم اینه که تبلیغات در برند خودتون سخته. قطعا اینکه برند خودتون رو بخواید بالا بیارید و تبلیغشو کنید و رشدش بدید ملزم هم زمانه هم هزینه های قابل توجه. که این مورد در سایت های فریلنسینگ از دوش شما برداشته شده و این مزیت سایت های فریلنسینگ محسوب میشه.
نتیجه کلی که میگیرم چیه ؟
نظر شخصی من اینه که فریلنسری در نقطه شروع میبایست از سایت های فریلنسینگ باشه و کم کم پیشبرید به سمت برند خودتون تا درنهایت تحت برند خودتون کار کنید
ببینید پروژه گرفتن میتونه وسوسه کننده باشه و اگر کنترل نکنید به ضررتون میشه. بعضیا فکر میکنن که اول ماه هرچی میتونن پروژه بگیرن و تا آخر ماه تحویل بدن اوکیه و میان و به عنوان مثال 10 تا پروژه اول ماه قبول میکنن با قیمت های کم و زیاد و سرماه فقط یکی دوتارو میتونن تحویل بدن. علاوه بر اینکه مشکلاتی با کارفرما براتون سر این قضیه پیش میاد، برای اعتبار خودتونم جالب نیستش. پس مدیریت شده پروژه قبول کنید و بودجه بندی و زمان بندی پروژه رو جدی بگیرید و تخصصی انجامش بدید که در آخر بدقول نشید.
روانشناسی و شناخت رفتارهای آدمارو دست کم نگیرید. یکی از مهم ترین ویژگی های یک فریلنسر اینه که بتونه کارفرمای خوب رو از کارفرمای بد و رو مخ تشخیص بده. نوع گویش، نوع برخورد، لحن صحبت، اگر میتینگ حضوری دارید زبان های بدن و غیره. همه اینا به شما کمک میکنن تا حدالامکان از کارفرمای بد فاصله بگیرید. همونقدر که کارفرمای خوب داشتن حس خوبی داره و ادم خیالش راحته، از اونطرف اگه کارفرما بد باشه لحظه به لحظه پروژه براتون عذابه.
برای خودتون حد و مرزی داشته باشید. مانع بشید که هرکس هرطوری که دوست داره باهاتون رفتار کنه. هرجایی از پروژه ( اولش ، وسطش، حتی اخرش ) دیدید داره بهتون بی احترامی میشه بدون لحظه ای درنگ تسویه کنید و از ادامه پروژه خودداری کنید. حتی اگر مبلغ پروژه رو هم زیاد کرد دیگه سمت اون ادم نرید. اینطوری اشل و شخصیت کاری شما کامل حفظ میشه و در آینده میتونید خیلی روش حساب کنید. اگر هم از تسویه یا پرداخت بدهی شما امتناع کردن فوراً محصولشون رو از دسترس خارج کنید. بدیهی هست که تا لحظه تسویه کامل، هیچوقت نسخه کامل و دسترسی کامل پروژه رو به کارفرما نباید بدید.
هیچ وقت نذارید کارفرما شمارو به اسم کوچیک صدا کنه و شما هم اینکارو نکنید. صمیمی شدن با کارفرما یکی از بزرگترین اشتباهاتیه که میتونید بکنید. راه رو برای سوءاستفاده های کارفرما باز میکنید. روابط محترمانه و دوستانه ای شکل بدید باهاشون ولی از صمیمی شدن به شدت پرهیز کنید.
در یک جمله ساده میخوام بگم : ارزون کار نکنید. اینکه پروژه رو بگیرید مهم نیست؛ این مهمه که اون پروژه رو بگیرید، با یک کیفیت عالی تحویلش بدید و از دستمزد نهایی خودتون راضی باشید و به خودتون ببالید. شخصی که در طول یک ماه دوتا پروژه 20 میلیونی انجام میده به مراتب جلوتر از کسیه که 10 تا پروژه 4 میلیونی تحویل داده. رقم نهاییشون یکسانه ولی قطعا این دو نفر 30 روز یکسانی رو سپری نکردن. دقت داشته باشید بعدها کارفرماها نمونه کار شمارو میبینن و ازتون ممکنه بپرسن این کار رو با چه بودجه ای انجام دادید و اگر ببین قیمت شما قیمت ارزونیه صرف نظر کنن ازتون چون این دیدگاه میاد سمتشون که چون ارزونه لابد بی کیفیته.
مسئولیت پذیر باشید. در طول این سالها خیلی وقت ها پیش اومده که نتونستم سر تایم پروژه رو تحویل بدم اما از این نباید بترسید. اگر که مسئولیت پذیر باشه، قطعا این دیرکرد در تحویل پروژه یه دلیل منطقی ای داره و شما با ذکر دلیل میتونید به کارفرما توضیح بدید و ازش عذرخواهی کنید و در ازاش یه فیچر یا بنفیت رایگانی بهش بدید که خوشحال شه. ولی همیشه سعی کنید مسئولیت پذیر باشید خیلی مهمه.
ارتباط بگیرید. در طول پروژه شما قطعا به یه شناخت نسبی از کارفرما میرسید. اگر میبینید کارفرما قدرت داره یا بیزنس قوی ای داره یا ارتباطات خوبی داره سعی کنید ارتباطتون رو باهاش بعد از پروژه هم حفظ کنید. داشتن کانکشن بیشتر از هرچیزی به نفع شماست. مثلا یه اپلیکیشنی رو زدید و تحویل دادید؛ بعد از یک هفته جویای وضعیت بشید از کارفرما. بپرسید همه چه اوکیه؟ اینطوری اون این دید رو میگیره که این شخص بعد از پروژه هم در دسترسه و میتونم روش حساب باز کنم. البته حواستون باید باشه که از این مورد سوءاستفاده نکنن.
به عنوان فریلنسر سعی کنید دانش های مختلفی رو در حد بیسیک فرا بگیرید. اگر برنامه نویس موبایل هستید درسته که تخصص شما توسعه اپلیکیشن هست ولی داشتن دانش در زمینه مارکتینگ، uiux، رفتار شناسی، رنگ شناسی، مباحث امنیت و بک اند و ... میتونه هم براتون پوینت مثبتی باشه هم اینکه در پروژه این دانش ها بهتون کمک میکنن تا روند توسعتون استانداردتر و راحت تر سپری شه.
در آخر باید بگم که بسنده نکنید هیچ وقت به فریلنسری. این مسیر یه مسیر درازمدت و زمانبره و نیاز به تلاش داره. کارکردن داخل شرکت های مختلف قبل از شروع مسیر فریلنسری میتونه خیلی به نفعتون باشه هم از بابت رزومه و هم از بابت تجربه. امیدوارم که همیشه موفق و پیروز باشید :))
#فلاتر #فریلنسر #فریلنسری #کارلنسر #پونیشا #دورکاری #برنامه_نویسی