ترامپ چطور از بحران‌های پیاپی عبور می‌کند

این روزها و به خصوص پس از کنفرانس مطبوعاتی جنجال‌برانگیز روسای جمهور آمریکا و روسیه در هلسنیکی، کلمه‌ی «خیانت» بیش از همیشه همراه با نام دونالد ترامپ شنیده می‌شود. اما مانند تمام بحران‌هایی که ترامپ از زمان کمپین خود برای ریاست جمهوری آمریکا و بعد از آن پشت سر گذاشته،‌ این بار هم بعید است این جنجال تازه (دست‌کم در کوتاه مدت) تبعاتی متفاوت از همیشه برای آقای ترامپ داشته باشد. او چطور و تا کجا در مقابل بحران‌های متعدد دوام می‌آورد؟

«ویدیوی هالیوود»

هنگامی که دونالد ترامپ در آغاز رقابت‌های درون حزبی برای ریاست جمهوری آمریکا اعلام آمادگی کرد، کمتر کسی او را جدی می‌گرفت. او که تا آن زمان چهره‌ی شناخته شده‌ای در بازار املاک و همچنین شوهای تلویزیونی بود نخستین بار وقتی بر سر زبان‌ها افتاد که وعده داد در صورت پیروزی در انتخابات، مسلمانان را از آمریکا بیرون خواهد کرد. سخنانی که واکنش‌های زیادی در پی داشت. اما این تازه آغاز سلسله‌ای از اقدامات و اظهارنظرهای خارق‌العاده بود.

چندی بعد، دونالد ترامپ با تقلید و تمسخر معلولیت مادرزاد یک روزنامه‌نگار نیویورک‌تایمز، دوباره به کانون توجهات منفی بازگشت و وقتی مادر یکی از سربازان آمریکایی کشته‌شده در جنگ را مورد استهزاء قرار داد، حتی هم حزبی‌های جمهوری‌خواهش نیز تهدید کردند که او را رها خواهند کرد.

اما اوج این جنجال‌ها زمانی بود که درست یک ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، ویدیویی منتشر شد که بعدها به «ویدیوی هالیوود» مشهور شد و در آن آقای ترامپ با الفاظی رکیک درباره‌ی زنان صحبت می‌کرد. هم‌زمان با انتشار این ویدیو بسیاری از هم‌قطاران جمهوری‌خواه آقای ترامپ از جمله سناتور جان مک‌کین و سناتور میچ مک‌کانل و همچنین چهره‌هایی مثل پل رایان حمایت خود از کاندیداتوری آقای ترامپ را پس گرفتند.

استیو بنن مشاور ارشد سابق دونالد ترامپ نقل می‌کند که ترامپ در پی این بحران سخت تحت فشار و بود و در دفتر کمپین می‌گشت و نظرات سایرین را جویا می‌شد. اینجا بود که راینس پریبس رئیس وقت کمیته‌ی ملی جمهوری‌خواهان در اظهارنظری دراماتیک به او می‌گوید:«شما دو انتخاب دارید؛ یا همین حالا از انتخابات کناره‌گیری می‌کنید و یا در بزرگ‌ترین زلزله‌ی سیاسی در تاریخ آمریکا شکست خواهید خورد»

اما بنن می‌گوید وقتی ترامپ از او پرسیده که چقدر شانس پیروزی برای او متصور است پاسخ داده «صد در صد شانس پیروزی دارید» او اضافه می‌کند:«من به ترامپ گفتم که مردم اهمیت نمی‌دهند. آن‌ها می‌دانند که دونالد ترامپ در میان دوستانش از این الفاظ استفاده می‌کند. آنها این موضوع را فراموش خواهند کرد»

آنچه که حالا می‌دانیم این است که حق ظاهرا با استیو بنن بود. حتی پس از آنکه چند زن پا پیش گذاشتند و اعلام کردند که ترامپ فقط این الفاظ را به زبان نمی‌آورد بلکه به آنها عمل هم می‌کند، باز اوضاع فرقی نکرد. سرانجام این دونالد ترامپ بود که در انتخابات پیروز و به چهل و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده تبدیل شد.

بر بال بحران

جنجال‌های اطراف دونالد ترامپ با انتخاب او به مقام ریاست‌جمهوری پایان نیافت. از برکناری جیمز کومی رئیس پلیس فدرال در میانه‌ی تحقیقات بر سر مداخله‌ی روسیه در انتخابات آمریکا گرفته تا نحوه‌ی جنجال برانگیز واکنش او به کشتاری که در شارلوتسویل توسط یک سفیدپوست نئونازی انجام شده بود، تا تشبیه کشورهای آفریقایی به «سوراخ فاضلاب»، همه و همه بحران‌هایی است که به طور مداوم از آغاز حضور در کاخ سفید به نام دونالد ترامپ گره خورده است.

در تازه‌ترینِ این نوع جنجال‌ها او در حالی که در کنفرانسی مطبوعاتی در هلسینکی شانه به شانه‌ی ولادمیر پوتین ایستاده بود گفت:«نزد من می‌آیند و می‌گویند ]مداخله در انتخابات آمریکا[ کار روسیه بوده، پرزیدنت پوتین می‌گوید که اینطور نیست من هم همین را می‌گویم. دلیلی نمی‌بینم که چنین باشد» اظهاراتی جنجال برانگیز که بار دیگر و شاید این بار شدیدتر از همیشه دونالد ترامپ را به هدف انتقادها تبدیل کرده است و بسیاری از جمله جان برنن رئیس سابق سیا آن را چنین ارزیابی کرده‌اند که «دست کمی از خیانت ندارد»

این نقطه‌ای است که ترامپ بارها به آن رسیده است. نقطه‌ای که همگان گمان می‌کنند با بحرانی عمیق مواجه شده که می‌تواند ریاست‌جمهوری‌اش را (و یا دست کم حمایت حزب جمهوری‌خواه از او را) پایان دهد اما او تا به حال از همه‌ی آن‌ها جان به در برده و عبور کرده است.

ریشه‌ی توانایی شگفت‌انگیز دونالد ترامپ در عبور از این بحران‌های متعدد را باید در نحوه‌ی تعامل حزب جمهوری‌خواه با او در پی ماجرای «ویدیوی هالیوود» جستجو کرد. جمهوری‌خواهان گمان نمی‌کردند ترامپ پس از آن اظهارات سخیف و زن‌ستیزانه در ویدیوی هالیوود شانسی برای برنده شدن در انتخابات داشته باشد و یکی پس از دیگری پشت او را خالی کردند؛ اما در نهایت وقتی ترامپ را در کاخ سفید دیدند انگشت به دهان مانده، گمان کردند که شاید به اندازه‌ی کافی با روحیات رای‌دهندگان آشنا نیستند. همین شاید باعث شده که در طول یک سال و نیمی که ترامپ بر صندلی ریاست‌جمهوری تکیه زده با محافظه‌کاری بیشتری در قبال او گام بردارند.

بسیاری در آمریکا حواشی بحران تازه پیرامون اظهارات ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با ولادمیر پوتین را با ماجرای «ویدیوی هالیوود» مقایسه می‌کنند. اما سوالی که مطرح شده این است که آیا این بار تفاوتی خواهد کرد؟

شباهت‌ها البته بسیار است. چه ویدیوی هالیوود و چه واقعه‌ی هلسینکی هر دو به نوعی خود‌زنی محسوب می‌شوند. در این دو ماجرا بر خلاف بحران‌هایی که مثلا در پی کشتار شارلوتسویل ایجاد شد، ترامپ خود شخصا نقش کانونی دارد. علاوه بر آن، چه در ویدیوی هالیوود و چه در کنفرانس هلسینکی، صدایی ضبط شده از آقای ترامپ وجود دارد که ناظران را شگفت‌زده می‌کند.

این دو اتفاق یک شباهت دیگر هم دارند و آن انکار ترامپ است. چند ماه بعد از ماجرای «ویدیوی هالیوود» دونالد ترامپ که دیگر در کاخ سفید مستقر بود گفت که مطمئن نیست آن صدا، صدای خودش باشد. این بار هم آقای ترامپ پس از بازگشت به آمریکا و در میانه‌ی جلسه‌ای با اعضای کنگره، خبرنگاران را به اتاق کابینه دعوت کرد تا بیانیه‌ای برای آنان بخواند. او در دفاع از خود گفت که در اشاره به مداخله‌ی روسیه در انتخابات آمریکا به جای آنکه بگوید:«دلیلی نمی‌بینم که چنین نباشد» سهوا گفته «دلیلی نمی‌بینم که چنین باشد» اظهارنظری که حتی با وجود پذیرفتن آن، تغییری در کلیات آنچه که در هلسینکی گذشت ایجاد نمی‌کند.

تلاش آقای ترامپ برای اصلاح آنچه که در هلسینکی گفته شاید بیش از هر چیز متاثر از این نکته باشد که او این بار بسیاری از رسانه‌های طرفدار خود مثل فاکس نیوز و همچنین جمهوری‌خواهان هوادارش از جمله نیوت گینگریچ و یا ژنرال جک کین را نیز در صف منتقدان خود می‌بیند. این هم یک شباهت دیگر واقعه‌ی هلسینکی با ویدیوی هالیوود است. در آن مورد هم ترامپ خود را مورد هجمه‌ی سنگین رسانه‌های دوست و دشمن و در گوشه‌ی رینگ می‌دید.

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا؛ آغاز یک پایان؟

اما برای اینکه بدانیم آیا تبعات این بحران تازه برای دونالد ترامپ متفاوت از بحران‌های قبلی خواهد بود یا خیر، باید قدری صبر کنیم. نخستین محک پیشِ رو رای اعتماد سنا به نامزد آقای ترامپ برای پیوستن به دیوان عالی خواهد بود. هرچند که به نظر نمی‌رسد حواشی تازه، تاثیر قابل توجهی بر انتخاب برت کاوانا به این سمت داشته باشد. محک دیگر، انتخابات میان‌دوره‌ای در آمریکا در نوامبر است؛ جایی که بهتر و دقیق‌تر می‌توان واکنش رای‌دهندگان به واقعه‌ی هلسینکی را سنجید.

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا می‌تواند پایان سردرگمی باشد که جمهوری‌خواهان از زمان بحران «ویدیوی هالیوود» به آن دچار شده‌اند. از آن زمان آنها گمان می‌کنند که درک درستی از حزب خود و رای‌دهندگان ندارند. شاید به همین دلیل باشد که در پی هر بحرانی که در طول ریاست‌جمهوری ترامپ پیش آمده آنها تا آستانه‌ی واکنشی جدی نسبت به آن پیش رفته‌اند و اما در نهایت دست به اقدامی جدی نزده‌اند. آنها می‌دانند که رای دهندگان ترامپ کجا هستند، اما نمی‌دانند رای‌دهندگان به خودشان چقدر از آنها متفاوت یا به آنها شبیه هستند. جمهوری‌خواهان منتظر خواهند بود که ببینند انتخابات میان‌دوره‌ای چه پیامی برای آنان در پی دارد. پیامی که می‌تواند پایانی بر بی‌ثباتی جمهوری‌خواهان نسبت به دونالد ترامپ باشد و شاید پس از آن او دیگر نتواند به این سادگی بحران‌هایی که حتی یکی از آنها می‌توانست روسای جمهور پیشین را سرنگون کند، پشت سر بگذارد.