من عاشق کارگردان های جدیدم

دو تا فیلم پشت سر هم توی یک روز از یک کارگردان به صورت تصادفی ببینی میدونی یعنی چی ؟!

یعنی از معجزات بوده تو با اون کارگردان اشنا شدی :))) ( البته این که شانسی باشه هم درصد کمی از احتمال رو تشکیل میده:)

کارگردان نسبتا جوون امریکایی sean baker تونسته کارای خفنشو به صورت ایندیپندنت (مستقل) ببره توی بازار واز کلی فیلم اشغال هالیوودی هم بهتر باشه ...

سناریوی اشنایی که توی ایران هم میبینیم :)


ژthe florida projectرو که میبینی ... میخوای با خودت فکر کنی ... نه ! شاید واقعا امریکا هم برای خودش مشکلاتی داره !

روز بعدش داری در به در دنبال فیلم میگردی ، tangerine رو دانلود میکنی و بوووممم! میفهمی ... نه مشکلاتشون انتهای لوس بودن و spoil شدنشونو نشون میده فقط!به هر حال نظر شخصیه

tفیلم های مینیمالیزه شده که توجهتو جلب میکنن داستانشون چیه


دختر شش ساله ای با گروهی از دوستانش از تابستان فلوریدایی لذت می برد و همگی از بزرگتر هایشان بی خبرند که دوران سخت و بحرانی را تجربه می کنند

این فیلم برای رقابت در بخش دو هفته کارگردانان هفتادمین جشنواره فیلم کن انتخاب شده است

در ضمن برای بعضی دوستان که دنبال نتیجه و ... هستند پیشنهاد نمیکنم، چون کارگردان به نتیجه ای نمیرسه و پایان فیلم باز هست

رنگ آبی موهای مامانه خیلی حساب شده است:(
رنگ آبی موهای مامانه خیلی حساب شده است:(


باعث تعجب نیست اما بازیگر خردسال خیلی با استعداده

داستان مادر مجرد امریکایی هم شاید تکراری باشه، اما هرگز نه با این وضوح و کیفیت و این زاویه ی دید جدید ؟! ببین اصلا زاویه ی دید خیلی مهمّه

از راست به چپ:ویلم دفو، مامان بچه، خود بچه، شان بیکر
از راست به چپ:ویلم دفو، مامان بچه، خود بچه، شان بیکر


قبل از florida project سال۲۰۱۵ sean baker یک فیلم با موضوع تقریبا جدید ساخت ...

داستان زندگی ترنس های محله ی فقیر نشین لس انجلس با کلی مهاجر ...

سین دی از زندان برمیگرده و در تلاشه نامزد سابقشو که بهش خیانت کرده را پیدا کنه و دهنشو سرویس کنه و توی راه کارگردان سعی میکنه ما رو با مشکلاتشون اشنا کنه ...

به نظر کل هدف فیلم همین میاد : با مشکلاتشون اشنا شو ... و اگر نه ... فیلمنامه نداشت و فیلم رو هوا بود :)) ... همچنان با پایان باز

واسه فیلمبرداری این فیلم از سه تا آیفون اس5 استفاده کردن... که باعث میشه فکر کنی دوربین نسل های قبلی آیفون کیفیت بهتری داشتن

پ.ن: توی هر دو فیلم یجور از این کافه های خفن هست که ما تو ایران نداریم (اگر هم داریم اینطوری نیستن ... چمیدونم اصلا)، برای همین اسم خاصی نمیشه روشون گذاشت ، دونات فروشی های کوچولو و بستنی فروشی های دنج که میتونن تبدیل به پاتوقت بشن ، هر چقدر خواستی بشین ، هرچی خواستی هم بگو!:)

خداحافظ ویرگول...