چه زمانی مقایسه می تواند مفید باشد؟!

چندی پیش صحبتی درباب مقایسه انجام شد، اینکه قیاس کردن اصولا  کار صحیحی نیست یا قیاس کردن بعد از انتخاب یک فرد صحیح نمی باشد بیانی است که بسیاری آن را شنیده ایم و تقریبا تبدیل به کلیشه صحبت های روانشناسانه شده است. در بسیاری از موارد برای بروز تنش های آتی شما را رهنمون به دوری از مقایسه می کنند و  احتمالا دلایل زیادی می یابید که « چرا اصولا مقایسه درست نیست؟».

پس چه زمانی مقایسه مفید است؟ آيا هیچ گاه نباید مقایسه کرد ؟ آیا این فقط یک خطای ذهنی است که ذهن ما مقایسه گر است؟!

حقیقت اینکه انسان های معمولی (قریب به اتفاق آنها) دائما در حال قیاس وضعیت خود و انتخاب های خود با وضعیت یا انتخاب های دیگر هستند. فلانی که در فلان شرکت کار می کند وضعیت مالی و شغلی بهتری دارد فلان تیم کارهای جذاب تری دارند. خروجی فلان نیرو از فلانی بهتر است. کنکور یا امتحان های اینچنینی بر پایه مقایسه بنا شده اند. تمامی خرید ها یا نیاز ها این روزها بر اساس مقایسه ایجاد می شوند یا انجام می پذیرند. از مقایسه خوردو ها یا ابزارهای الکترونیک یا فریم ورک های نرم افزاری گرفته تا پیچیده ترین آزمون های شخصیت همه و همه مقایسه پیدا و پنهانی دارند. پس چگونه می توان از آن دست کشید!؟ آیا هرگز پس از انتخاب فردی یا ابزاری نمی توان دست به مقایسه زد؟! چه زمانی خطرناک است و چه زمانی نیست؟

آیا مقایسه دو سیب درست است ؟! پس از آنکه یکی از آنها را خریدیم چه ؟
آیا مقایسه دو سیب درست است ؟! پس از آنکه یکی از آنها را خریدیم چه ؟

تعارف را کنار که بگذاریم و از تئوری که فاصله بگیریم مقایسه اساس قضاوت است و انسانها دوست دارند در مورد خود دیگران و البته ابزار ها قضاوت کنند و بهتر را بیابند. و از آنجایی که حداقل در فرهنگ کاری و تعاملات روزمره ما ایرانی ها تعارفات در بسیاری از مورد بازدارنده بازخورد های مناسب می باشد. این تلاش برای ارزیابی از خود با مقایسه دیگران شکل می گیرد.مثلا پاداشی که در انتهای کاری گرفته اید ،دوست دارید بدانید بقیه چه میزان دریافت کرده اند ، شما در انتهای لیست هستید یا ابتدای آن ؟! چقدر برای تیم یا مدیرتان ارزش دارید می خواهید بدانید در آینده هم روی شما حساب خواهد شد یا خیر؟ خصوصا اگر کسی هرگز چیزی ازآن به شما نگفته باشد. یا اگر مثلا فلان دوستتان برای دوست دیگرتان هدیه ای میخرد و به شما هدیه ای بسیار ارزان تر از آن هدیه می دهد آیا میتوان هیچگاه مقایسه نکرد ؟ آیا این شدنی است ؟

چیزی که به ذهنم می رسد اینست که مقایسه در چند صورت می تواند درست باشد .

۱. در صورتی که دو چیزی که قیاس می کنیم قیاس پذیر باشند قیاس قابل شمارش ها یا کیفیت های سنجش پذیر مثلا مشخصات فنی دو خوردو (ظاهر خوردو به صورت کلی قابل قیاس با دیگری نیست) دو گزارش ارائه شده از منظر آیتم های قابل درک یا دو محصول نرم افزاری مشابه را می توانیم قیاس کنیم ولی هیچ گاه نمی توانیم به طور کلی دو انسان را به صورت کامل با هم مقایسه کنیم این یک قیاس مع الفارق است هیچ شباهتی در تاریخ زیستن و تجربه های لحظه های آنها وجود ندارد و هموینطور حال هر لحظه و یا دوران زندگی متفاوت آنها (حتی اگر آن دو برادر دوقلو باشند.) یا حتی هیچگاه نمی توانیم نقش پدری یک فرد را به صورت کلی مقایسه کنیم. پس جایی باید قیاس صورت گیرد که اصولا قیاس شدنی باشد و یا بخشی از رفتار که قیاس پذیر باشد و نه حتی زمانی که سلیقه در آن اعمال شود. البته شاید آرامشی که از یک فرد یا شئی بدست می آید شاید در هیچ قیاسی نگنجد.

۲. در صورتی که می توانیم از قیاس نتیجه ای به دست بیاوریم. مثلا اگر قیمت یک گوشی موبایل را بعد از خرید در سایت های مختلف چک میکنیم و اندوهگین می شویم که چه میزان گران خرید کرده ایم تا زمانی که تاب ایستادگی در برابر تصمیم خودمان را نداریم نبایستی به قیاس بپردازیم. ولی اگر می توانیم از انتخاب های غلط خود درس بگیریم یا در همان مثال گوشی آن سایت را برای خرید بعدی بی رنجش طولانی تغییر دهیم این یک قیاس مفید است.

۳. اگر دید کاملی داریم و به تمامی جنبه های چیزها و آدمی خوب نگاه می کنیم. زمانی که دید کاملی نداریم یا اگر قیاس را بخشی انجام می دهیم و دیگر بخش ها را فراموش می کنیم می تواند اندوه بی پایانی برایمان بوجود آورد و این جایی است که بسیاری صورت مساله یعنی قیاس را بالکل نفی می کنند. مثلا شما اگر صرفا میزان درآمد یک فرد را با خود قیاس می کنید و فراموش می کنید که موفقیت در زندگی صرفا میزان درآمد یا دارائی نیست . یا زمانی که ویترین زندگی دیگران را با پشت صحنه چرک و کثیف خود قیاس کنید چیزی جز اندوه و تاسف مداوم در هر صورت -چه تغییری ایجاد کنید چه نکنید- نخواهید داشت. اگر بدانیم هر بدست آوردنی یک از دست دادنی دارد و هر دانایی یک نادانی در پی دارد مثلا همین زمانی که من این مطالب را می نویسم یا شما که آنرا می خوانید می توانستیم بسیاری کارهای دیگری را انجام دهیم که نتایج غیر قابل پیش بینی دیگری داشت و افراد دیگری می ساخت که نمی توان گفت الزاما بهتر یا بدتر از اکنون می شد.

آیا خاطرات افراد را می توان در بطن دو خودرو هم سنجید؟
آیا خاطرات افراد را می توان در بطن دو خودرو هم سنجید؟


در پایان به صورت خلاصه باید بگویم مقایسه زمانی که توان مواجه با آن را داریم می تواند مفید باشد و یادمان باشد هیچ تصمیمی به خودی خود غلط یا درست نبوده و نیست ولی هر تصمیمی می تواند بهتر شود.