
شاید ایران سنگ باشد، سنگی خارا ولی خراشیده و زخمخورده از خیانتها و دردمند ز دردهایی که کشیده و میکشد.
سنگی مهربان و صبور که خیر و مهر را به همه بخشیده، دورانها را درنوردیده و محکم و مستحکم، نظارهگر امیدیست که یقینا باقی خواهد ماند.
شاید نه یک سنگ، بلکه دریایی از سنگها باشد که در خود میپرورد که چون خودش سخت باشند و ماندگار بمانند و بسازند.
شاید باغی باشد، باغی سنگی که با تمام بیآبی و خشکسالیهای درونی و بیرونی، هنوز استوار است و برقرار.
شاید نه فقط سنگ، بلکه ایران کوهی باشد از سنگهایی که خارایی دارند و تپه و تپهها، یارایی ندارند که در مقابلش نریزند.
و شاید همین سنگینی بوده که توانش داده و طی تاریخ هیچ نیرویی نتوانسته بر جرمش چیره شود و اگر سطحش کوچکتر شده، عمیقتر گشته و در اعماق، مانده است.
امید است که سنگ میهن جلا یابد و همه خش و خبطهای روزگار ، به جلای وطن نیانجامند و ایران و ایرانی جدا نشوند.
باشد که ایران بماند و ایرانی بیشتر بداند که باید ساخت و در کنارش سوخت، تا ایران در جای خودش بند باشد و سنگ بنای ساختنی پایدار، توسعه یابد ..
علیرضا مهدیه
#ایران